گیرم ک
به هرحال، مرا بردهای از یاد
گیرم که زمان ،
خاطرهها را به فنا داد
گیرم نه تو گفتی
نه شنیدی
نه تو بودی ..
آن عاشق دیوانه که صد نامه فرستاد .
با آن همه دل بستگۍ و عشق چه کردی ؟
یک بار دلت
یاد من خسته نیوفتاد ؟
یعنی به همین راحتی از عشق گذشتی ؟
یک ذره دلت تنگ نشد خانهات آباد؟
این بود سزای من دل خستهۍ عاشق؟
شیرین رقیبان شدهای از لج فرهاد؟
باشد گلهاۍ نیست ؛
خدا پشت و پناهت
احوال خودت خوب ،
دمت گرم
دلت شاد :)
- ولی به همون خدا خوشگلیِ آدما بعد از 40 روز واستون عادی میشه ؛ اما آدمایی ک میدونن حالت بده و میخندوننتون ، بعدِ چهل وُ اندی سالم عادی نمیشن (:
وقتی گوشیت رو حالتِ بیصداست و دایی ک زنگ میزنه و وقتی میای میبینی و زنگ میزنی میگه دلم خواس زنگ بزنم قطع کنم .