دِراز کشیده بود رو نیمکت ِ پارک
از چهرش معلوم بود خیلی آشُفتس
سیگار تو دستاش میلرزید ؛
یه کام میگرفت به آسمون خیره میشد زمزمه میکرد
من نیاز دارم یه چَند روزی آدمارو بالا بیارم .
- میخوام باهات حرف بزنم ، میخوام ببینمت ، بغلت کنم ، میخوام کنارت باشم و تو شیرین زبونی کنی ، نه بخاطر اینکه دلم برات تنگ شده ها نه ؛ دلم تنگ نشده ، در واقع مچاله شدم .
- ژیهات
- میخوام باهات حرف بزنم ، میخوام ببینمت ، بغلت کنم ، میخوام کنارت باشم و تو شیرین زبونی کنی ، نه
امروز چقدر دختربچهیِ موفرفری خوشگل دیدم و ضعف کردم .
هدایت شده از ناجـــــیِ خیــــــال🇮🇷
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این رو حتما ببینید و فور کنید .