من نمی خواهم که بعد از مرگ من افغان کنند
دوستان گریان شوند و دیگران نالان کنند
من نمی خواهم که فرزندان و نزدیکان من
ای پدر جان ! ای عمو جان! ای برادر جان کنند
من نمی خواهم پی تشییع من خویشان من
خویش رااز کار وا دارند و سرگردان کنند
من نمی خواهم پی آمرزش من قاریان
با صدای زیر و بم ترتیل الرحمن کنند
من نمی خواهم خدا را گوسفندی بیگناه
بهر اطعام عزادارن من قربان کنند
من نمی خواهم که از اعمال نا هنجار من
ز ایزد منان در این ره بخشش و غفران کنند
آنچه در تحسین من گویند بهتان است و بس
من نمی خواهم مرا آلودۀبهتان کنند
جان من پاک است و چون جان پاک باشد باک نیست
خود اگر ناپاک تن را طعمۀ نیران کنند
در بیابانی کجا از هر طرف فرسنگهاست
پیکرم را بی کفن بی شستشو پنهان کنند
"حبیب یغمایی"
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری این صبر که من میکنم افشردن جان است..
"هوشنگ ابتهاج"
افسردگی
بهایی است که آدم ها برای شناخت خود می پردازند،
هرچه عمیق تر به زندگی بنگری به همان مقدار هم عمیق تر رنج می بری...
"وقتی نیچه گریست"
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﺩﻝ ،
ﺩﻝ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻏﻢ ،
ﻏﻢ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻋﻘﻞ ،
ﺍﻭ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺗﻮ ،
ﺗﻮ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﻢ ﻫﺮ ﺩﻭ ﭼﻮ ﺩﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ ،
ﺍﻭ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﻡ ، ﺩﻝ ﺭﻓﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ..
"وحشی بافقی"
#بخش_علایق
ميزی برای كار
كاری برای تخت
تختی برای خواب
خوابی برای جان
جانی برای مرگ
مرگی برای ياد
يادی برای سنگ
اين بود زندگی!؟
"حسین پناهی"
هدایت شده از -مَسیح.
نه مرگ آنقدر تلخ است
و نه زندگی آنقدر شیرین، که انسان
شرف خود را بفروشد ؛
مولاعلی 'ع'
مثل یک چهره ی غمگین وسط جمعی شاد
یا که یک خانهی ویران ته شهری آباد
بی تو ناجور ترین وصله ی دنیا هستم
آدمی خسته که از چشم خودش هم افتاد
به چه تشبیه کنم این همه تنهایی را
فکر کن دست کسی یخ بزند در مرداد
خواب آشفته ببینی نتوانی بپری
زندگی بعد تو یعنی خفگی با فریاد
فرض کن صید شوی؛ بال و پرت را ببُرند
بعد در گوش تو آهسته بگویند آزاد
درد دارد نتوانی ببری از خاطر
چشم هایی که تو را برده زمانی از یاد
خسته ام خسته از این "سخت" دوام آوردن
مثل جان کندن یک شعله ی کوچک در باد
لبه ی پنجره و ترس پریدن ،ای کاش
یک نفر روح پریشان مرا هل میداد...
"سجاد صفری اعظم"
#بخش_علایق
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حس پدرانه ای که از امام علی (ع) میگیرم وصف شدنی نیست✨
ای کاش تونسته باشم منظور و حسم رو واضح انتقال بدم🤝