eitaa logo
مختصرشعری.
66 دنبال‌کننده
269 عکس
19 ویدیو
0 فایل
_شعرها و متن هایي که ساختهٔ من نیست امّا سازندهٔ روزِگار منه... گلچین شده از گنجینه های زندگی ام "کتاب ها" هر چه از دوست رسد نیکوست...✨(ناشناس) https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_15ani3e&btn=مختصر.شعری:)
مشاهده در ایتا
دانلود
میلت بکشد باشی من، پای تو می‌مانم... میلت نکشد! دیگر اصرار نخواهم کرد.
این قسمت و توضیحات آقای شکوری باعث شد به چیزی که هیچوقت حتی فکرش به ذهنم خطور نکرده بود، پی ببرم؛ شَرم...
مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن که در شریعت ما، غیراز این گناهی نیست.. "حافظ"
اگر چه شمعی و از سوختن نپرهیزی نبینم‌ات که غریبانه اشک میریزی! هنوز غصه خود را به خنده پنهان کن بخند! گرچه تو با خنده هم غم انگیزی خزان کجا، تو کجا تک درخت من! باید که برگ ریخته بر شاخه ها بیاویزی درخت، فصل خزان هم درخت می‌ماند تو پیش فصل بهاری نه اینکه پاییزی تورا خدا به زمین هدیه داده،چون باران که آسمان و زمین را به هم بیامیزی خدا دلش نمی‌آمد که از تو جان گیرد وگرنه از دگران کم نداشتی چیزی "گریه های امپراتور، فاضل نظری"
درد تاریکی ست درد خواستن رفتن و بیهوده از خود کاستن سر نهادن بر سیه دل سینه ها سینه آلودن به چرک کینه ها در نوازش، نیش ماران یافتن زهر در لبخند یاران یافتن
ای بَر سَر گنج و از گدایی مُرده...
آن رفیقی که به هنگام غمم دور نرفت زیر شمشیر غمش رقص کنان خواهم رفت "حافظ"
اگر خطا نکنم، عطر، عطر یار من است کدام دسته گل امروز بر مزار من است گلی که آمده بر خاک من نمی‌داند هزار غنچهٔ خشکیده در کنار من است گل محمدی من، مپرس حال مرا به غم دچار چنانم که غم دچار من است تو قرص ماهی و من برکه ای که می‌خشکد خود این خلاصهٔ غم های روزگار من است بگیر دست مرا تا ز خاک برخیزم اگر چه سوخته‌ام، نوبت بهار من است "گریه های امپراتور، فاضل نظری"
« به غم دچار چنانم که غم دچار من است »
همیشه یک شاید در هر هرگزی وجود دارد...
ما افسرده نیستیم، بلکه فرسوده ایم
افسردگی = محبوس شدن درذهن "مجتبی شکوری"