توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم
دوشنبه های همدلی ۲
این روزها در کانال روابط عمومی آموزش و پرورش عکس های فراوانی از من منتشر می شود؛در حال سخنرانی؛ در حال دیدار دو یا چند جانبه؛حضور در جلسات، اعلام نظرات و دادن پیشنهادات و گفتن بعضی بدیهیات
واقعا سرم شلوغ است؛از این مدرسه به آن مدرسه؛از این جلسه به آن جلسه؛ از این همایش به آن همایش؛ از این شهرستان به آن شهرستان؛ از این استان به آن استان...
گویی فقط من کار می کنم؛ اما _ خدا شاهد است _ عمیقا اعتقاد دارم که کار اصلی آموزش و پرورش بر عهدهی آن معلم در کلاس درس است؛ آن مدیر؛ آن مربی و معاون در کف مدرسه؛ آن خدمتگزار عزیز؛ فرقی نمی کند در خلوتی حوصله بر روستا باشد و یا در شلوغی مزدحم در شهر...
آن معلمی که هر روز دانش آموزانش را سوار ماشین خودش می کند و می برد در مدرسه ای که به سختی گرم می شود؛ مدرسه کوچک و بی پول و سخت محتاج تعمیر...
آن مدیر که شب با فکر دانش آموزان و مدرسه اش می خوابد و پيوسته دنبال ایجاد روزنه ای برای جذب منابع مالی؛ به هر کسی رو می اندازد.
آن مربی یا معاون پرورشی که با کمترین امکانات موقعیت تربیتی خلق می کند تا آیا مقبول مدیر و اداره بیفتد یا نه.
آن معاون اجرایی که چشمانش را به رایانه دوخته تا کار و بار دانش آموزان را سامان بخشد.
آن معاون آموزشی که بی قرار است تا دانش آموزان قرار یابند.
آن خدمتگزار عزیز که کار می کند اما قدر کارش کم دانسته می شود.
همه و همه ...
در مدرسه همه بیش از وظیفه کار می کنند؛ سخت و لطیف؛ موقعیت سختی دارند اما از آن بلندی و مهابت، خودشان را پایین می آورند تا بشوند هم سطح یک کودک " چون که با کودک سر و کارت فتاد..."
خستگی ناپذیر
همیشه امیدوار
آنان مغلوب برق چشمان دانش آموزان معصوم می شوند
آنان هر روز حیات می بخشند.
از افق دور خنداب
در انتهای سربند
در روستاهای دور دست شازند
در گستره ی نوبران
در پهناوری زرندیه
ساوه ی سربلند
در کنار شکوه کمیجان
در دشت عزیز فراهان
در روستاهای دلیجان
در گلستان محلات
در خمین ی شهر
در کنار کوه های بلند تفرش
در شهرستان نامدار آشتیان
در شهرستان نامور اراک...
هیچ عکسی از آنان نیست
خبرگزاری ها از آنان نمی نویسند
و از کارهایشان
و از دلسوزی هایشان
از همدردی هایشان با کودکان
از شُکوه خنده هایشان در کلاس درس
از بازی های کودکانه شان با کودکان
از امیدهایی که می آفرینند
از غم هایی که از دل ها می زدایند
از اشک هایی که پاک می کنند
عکس ها و خبرها فقط از مدیرکل است و از معاونان مدیرکل و کمی دورتر از اتاق مدیرکل
اما
مدیران کل واقعی معلم ها هستند...
مدیران کل مدیران مدارس هستند و معاونان و خدمتگزاران...
مدیران کل واقعی آموزش و پرورش که هم آموزش می دهند و هم پرورش...
همیشه از خودم می پرسم :
چه کسی گفته است خبرهای اصلی آموزش و پرورش این ها هستند؟ همین هایی که مدیرکل در آن ها هست؟
خبر اصلی شمایید..
شما که در کلاس و مدرسه عشق می آفرینید...
و من مثل شما هستم الباقی اضافات است
مدیرکل شدن حتما مرا دار مکافات است
خبر پشت خبر از من؛ ولی از تو نمیگویند
تمام کارها با توست؛ کار ما که شوقات است
حسین مولوی
معلم و مدیر کل
بسم الله الرحمن الرحیم
در پاسخ به " دوشنبه های همدلی " بیش از یکصد پیام آمده است و الحمدلله صدای این خدمتگزار به همکارانم رسیده؛ الحمدلله...
دو پیام را در ادامه مطلب به اشتراک می گذارم
👇👇👇
با سلام و درود وعرض خسته نباشيد خدمت مدير كل استاد مولوي
سلام وخسته نباشيد ما را از مدارس دور افتاده روستاهاي خنداب پذيرا باشيد . پيام شما جان دوباره اي به تن خسته همكارانم كه هر روز صد ها كيلو متر با هزينه شخصي در اين روستاها با كمترين امكانات عاشقانه آموزش ميدهند دميد ...
👇👇👇
با سلام و ادب و احترام
امروز صبح كه به مدرسه آمدم در حالي كه به خاطر خرابي بخاري يكي از كلاس هايم بخاري دفتر خودم را براي انها نصب كردم و هواي روستا كمي سرد و دفتر مدرسه هم اول صبحي سرد بود با خواندن اين متن زيبا و متواضعانه احساس اميد و حرارتي از جنس دلگرمي و ادامه راه با عزمي راسختر پيدا كردم و لازم دانستم به عنوان قطره اي از درياي پهناور اموزش و پروش از شما انسان شريف تشكر كنم هر چند شما را نمي شناسم.
بنده ...مدير مدرسه عاشورا روستاي....شهرستان.... هستم و امسال بازنشست مي شوم و چون حياط مدرسه ما خاكيست هر روز لباس بچه ها كثيف مي شود و تنها خواسته و آرزوي من كه آرزوي همه بچهاست اسفالت مدرسه ميباشد.
اي كه دستت مي رسد كاري بكن.....
امام زمان(عج) آمين گوي دعاهايتان باشد.
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم
این عکس را " بچه های دانشسرای تربیت معلم شهید رجایی شازند " فرستاده اند. تاریخ ثبت آن بهار سال ۱۳۷۲ است. در محوطه ی دانشسرا... آخرهای سال.
دانشسرا حق علی حده ای بر آموزش و پرورش دارد و به نظرم بهترین ساختار برای تربیت معلم بود.
ان شاءالله بعدا در این باره بیشتر خواهم نوشت.
به کانال اختصاصی مدیر کل آموزش و پرورش استان مرکزی در شاد بپيونديد.
👇👇👇
https://shad.ir/molaviHossein
بسم الله الرحمن الرحیم
گفتم: چشمم؛ گفت: به راهش میدار
گفتم: جگرم؛ گفت: پُر آهش میدار
گفتم که: دلم؛ گفت: چه داری در دل؟
گفتم: غم تو ؛ گفت: نگاهش میدار
#شعر
#ابوسعید_ابوالخیر
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
حكم است كه « بين الاحباب تسقط الاداب » ؛ يعني بين كساني كه ميانشان انس و محبتي برقرار است آداب اسقاط مي شود. بين بنده حقير با شما هم همين است. ارادت من به شما و تكرار دوشنبه هاي همدلي باعث شده كه برخي مقدمات معمول را رها كنم و بروم سراغ اصل مطلب.
مطلب اول
از ده ها پيامي كه در پاسخ به دوشنبه هاي همدلي نوشته ايد ممنونم. قدر همدلي هايتان را مي دانم. عطر دوشنبه هاي همدلي در فضاي مدارس پيچيده است. نه... نه عطر دوشنبه ها نيست عطر محبت و بزگواري شماست كه همه جا پراكنده شده و چرا من از همدلي شما ياد نكنم؟
مطلب دوم
در پاسخ به دوشنبه هاي همدلي بعضي از مديران گرانقدر از برنامه ها و فعاليت ها و كارهاي خوبشان براي من مي نويسند. لذت مي برم. به قول معروف ذوق مي كنم كه بي هيچ رسانه اي و بدون اين كه خبري از شما در رسانه ها پخش شود، بدون اين كه از شما مصاحبه بگيرند ، بيشترين و بهترين كارها را – تاكيد مي كنم بهترين كارها را - انجام مي دهيد. شما در مقابل لنز دوربين خدا هستيد. دست مريزاد. خدا به كارتان بركت خواهد داد.
مطلب سوم
از شما مديران محترم يك خواهشي دارم. نمي دانم اين خواهش شما را دچار مشكل مي كند يا نه...نمي دانم اما ... اگر مقدور است به اتاق استراحت معلمانتان برسيد. زيبا سازي اتاق معلمان را حتما در اولويت قرار دهيد. رسيدگي به صندلي و ميز معلمان در كلاس را در اولويت قرار دهيد؛ حتما و حتما قبل از اين كه به دفتر خودتان برسيد به دفتر معلمانتان برسيد. خيلي مهم است. متاسفانه گاهي در ميان شلوغي كارها اين ها فراموش مي شود اما خيلي مهم هستند. حتي در كلاس هاي درس حتما گيره ي لباسي خاص معلم نصب كنيد. اين ها ظاهرا كوچك هستند اما خيلي تاثير دارند.
پارسال مدرسه اي رفتم كه اتاق مدير مدرسه از اتاق مدير اداره مرتب تر و زيباتر و برايش هزينه شده بود اما وقتي به طبقه دوم مدرسه رفتم و به كلاس ها نگاه كردم انصافا صندلي معلم قابليت نشستن نداشت. اينجا فرق مدير با رهبر مشخص مي شود. كتاب « رهبران آخر غذا مي خورند » نكاتي در اين باب دارد كه رهبر چگونه رهبري مي كند. فرق مدير با رهبر چيست؟
رهبران مراقبت مي كنند. اين كارها باعث مي شود كه مدير در دل ها نفوذ كند و مدير بشود رهبر. حالا ممكن است شما مدير مدرسه اي شده ايد كه دفترش از قبل مرتب بوده اشكال ندارد شما برنامه تان را بر مبناي مرتب كردن دفتر معلمان و صندلي و ميز معلمان بگذاريد. معلم احساس كند مدير به اندازه وسعش دارد براي شأن و جايگاه معلم اهميت قائل مي شود.
خواهش مي كنم منتظر اداره نباشيد. آن ها هم گرفتاري ها و مشكلات خودشان را دارند. الان وقت نيست بپردازم اما اين توصيه براي اين است كه شما مدير محترم نگاهتان را به جايگاه معلم تغيير دهيد.
اما مطلب ديگر هم در ادامه قبلي است : پارسال كه چند مدرسه رفتم ديدم روي ديوار اتاق معلمان مبلغ پولي كه هر معلم بايد براي صبحانه و چاي و قند بدهد را نوشته اند. خيلي به ذوق مي زد. اتفاقا برخي از اين مدارس وضعيت مالي خوبي هم داشتند. اين طور نبود كه مدرسه ندار باشد.
به نظر حقير يك مدير شايسته حتما مي تواند پول صبحانه و چاي و قند را تامين كند. يعني همان طور كه براي انواع مشكلات مدرسه مي رويم و پول جور مي كنيم بايد براي احترام و شان معلمان عزيز هم بتوانيم چنين كاري انجام دهيم. معلم عزيز را تحويل بگيريم تا با روحيه باشد. هر چند خيلي از معلمان عزيز اصلا خودشان قبول نمي كنند كه براي مدرسه هزينه ايجاد كنند. معلمان عزيز خيلي بلند طبع هستند. اين يك خواهش است اگر امكانات مدرسه تان اجازه مي دهد اين كار را بكنيد كه به نظرم خيلي در آن بركت است. نياز به اسراف هم نيست. معلمان عزيز خودشان مدرسه را مي شناسند. حالا ممكن است از هر چند هزار معلم يكي هم آنگونه كه شما فكر مي كنيد فكر نكند. مهم اين است كه شما در جايگاه رهبري مدرسه اينچنين بزرگ بينديشيد و عمل كنيد.
مطلب چهارم
مديران و معاونان محترم متوسطه دوم نظري ضمن اين كه از شما تشكر مي كنم از شما خواهش مي كنم حتما سلام و تشكر حقير را به دبيران عزيز برسانيد.
درست است كه - در مجموع - ميانگين نمرات امتحانات نهايي خيلي خوب نيست. صرف نظر از قيل و قال هاي سياسي و غير كارشناسانه، ما معلمان بهتر از همه علتش را مي دانيم و نياز هم نيست اينجا به آن بپردازيم؛ اما تشكر من از دبيران عزيز به اين خاطر است كه استان مركزي مجموعا در ميانگين معدل از ميانگين كشوري بالاتر است و به اصطلاح ما در منطقه سبز هستيم كه حدودا پنج يا شش استان از ميانگين كشوري بالاتر هستند. اين دقيقا عملكرد مثبا مديران، معاونان و دبيران عزيز در مدرسه است كه جا دارد صميمانه تشكر كنم.
👇👇
👆👆
البته مديران عزيز در جريان هستند كه اين موفقيت يك تهديد و خطر هم در بيخ گوش دارد و آن هم اين كه در سال آينده رقبا ( استان ها ) ممكن است اين معادله را تغيير دهند. به نظر عملكرد دو سه ماه آينده در شناخت ضعف مدرسه و بررسي درس به درس و تمهيد مقدمات براي جبران ضعف ها خيلي اهميت دارد.
از همين جا به معاونان آموزش متوسطه مناطق 15 گانه عرض مي كنم حتما مدرسه به مدرسه و كلاس به كلاس بررسي كنيد و به مديران كمك كنيد تا نقاط ضعف برطرف شود. اگر اين پيام را ديديد براي من پاسخ ارسال كنيد.
باز هم از حوصله اي كه كرديد و به دوشنبه همدلي عنايت نموديد ممنونم. تمام هدف اين است با هم كمي رشد كنيم. حقير بيش از شما به اين نصيحت ها نيازمندم. بيش از همه احتياج دارم كه رشد پيدا كنم .
به قول جبران خليل جبران : « اگر تنها يك اَرَش فراتر از تبار و ديار و خويشتن قرارگيري به راستي خداگونه خواهي شد»
ارادتمند همه شما
حسين مولوي ( دوشنبه هاي همدلي ) 30 بهمن 1402
@molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
بدینوسیله با زبان قاصر خویش، صمیمانه و متواضعانه ، از لطف و عنایت همه سروران گرامی، همشهریان ارجمند، مدیران و معلمان عزیز و گرانقدر و دوستان شریف که از شهرها و روستاهای دور نزدیک و از ادارات و نهادهای مختلف با ارسال پیام ، چاپ اعلامیه همدردی، تماس تلفنی و حضور در مراسم تشییع و ختم همکار گرانقدر و برادرزاده عزیزمان موجب تسلی خاطر شدند سپاسگزاریم. ان شاءالله خداوند همه شما را در پناه خويش حفظ بفرماید و ما بتوانیم در شادی های شما جبران کنیم.
حسین مولوی
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
صبح چهارشنبه ی برفی زمستانی شما بخیر. چقدر خوشحالیم از این رحمت خداوند که بر تمام کشور گسترده و یک بهجت درونی و یک خوشحالی عمومی بر دل ها حاکم شده است. الحمدلله رب العالمین که در نا امیدی امید می آفریند.
مطلب اول
از همه شما بزرگواران که پیام دادید و همدلی کردید و تسلیت گفتید؛ ممنونم. ان شاء الله خداوند به وجودتان سلامتی بدهد و سربلند باشید و به قول حضرت حافظ « تنت به ناز طبیبان نیازمند مبادـ »
مطلب دوم
این روزها دستم به نوشتن حرکت نمی کند و نتوانستم دوشنبه همدلی بنویسم. البته تعطیلی هم بود و نخواستم که تعطیلی زیبای دوشنبه را صرف خواندن نوشته های طولانی من کنید. گذاشتم امروز بنویسم و از صبح که صفحه را باز کرده ام الان هم بعد از چند جلسه طولانی شده ساعت ۴.
دیروز روز امور تربیتی و تربیت اسلامی بود. کار همیشگی انسان. نمی خواهم حرف های کلیشه ای بزنم اما انسان هر روز و هر لحظه در حال تربیت کردن و تربیت شدن است.
حالا یا در جهت رشد یا در جهت کفر و سقوط؛ بنابر این همه ما مربی هستیم. این روز را به همه کسانی که در رفتارشان و در گفتارشان رشد و تعالی وجود دارد تبریک می گویم. چه آن معلم ریاضی مومن که در کلاس هایش – حتی – فقط با نوشتن بسم الله در ابتدای تخته دانش آموزانش را تربیت می کند و چه آن دبیر ادبیات فارسی که با « منت خدای را عز و جل ... » توحید را جرعه جرعه در کام دانش آموزان می ریزد و چه آن مربی یا معاون پرورشی که پرچم ایمان را در مدرسه بر می افرازد و یا آن مدیر که موقعیت تربیتی ایجاد می کند و حتی آن خدمتگزار که خم می شود و زیر پای بچه ها را تمیز می کند و حتی آن پدر و یا آن مادر....
بنابر این هر جا رفتارتان و گفتارتان رنگ و بوی معرفت خدا دارد کارتان تربیت است و شما مربی امور تربیتی هستید. شما در این صورت کارتان خدایی است و ربّ کارش تربیت است و مربی هم می تواند کار خداگونه انجام دهد....
مطلب سوم
مطلب سوم هم به روز جمعه مربوط می شود که روز انتخابات است. لیله القدر انقلاب و شما مدیران عزیز و همکاران عزیز در مدرسه در این ماه بهمن و اسفند فراوان زحمت کشیدید. خیلی از مدارس شعبه هستند و خیلی از همکاران جزء عوامل اجرایی . خدا قوت
خیلی از شما عزیزان هم برنامه های مختلفی اجرا کردید. صمیمانه سپاسگزارم. ان شاء الله با حضور خود و با ترغیب و تشویق دانش آموزان و اولیای گرانقدر باز هم نقش معلمانه خود را انجام دهید.
خدا شاهد است وقتی انسان می بیند بسیار بسیار جان های پاک و با ارزش و طاهر تقدیم این کشور عزیز شده اصلا آدم خجالت می کشد که درباره ضرورتِ پای وطن ایستادن حرف بزند. یعنی وقتی کسانی جان داده اند آن هم جان شیرین ، جان جوانی ، من چگونه می توانم درباره این ضرورت ها شک کنم و تردید داشته باشم؟
خداوند دل های مومنان را هدایت خواهد کرد و نسیم ایمان خواهد وزید. از این روزها و ساعات و از این دست دل نگرانی فراوان پیش روی انقلاب بوده و چه تهدیدها که خداوند آن ها را از سر ملت مظلوم ایران رفع کرده و خدا همچنان همان خدای طبس است و ملت ایران هم نشان داده همان ملت 57 است و خداوند وعده داده که مومنین را یاری خواهد کرد. خوش به حال آن ها که در این معرکه ها بی طرف نیستند و در جبهه حق قلم می زنند و قدم بر می دارند.
عرض کردم که در این یک هفته خیلی نتوانستم بر نوشتن تمرکز کنم و اکنون نیز شاید گفتارم پراکنده بود. سعی کردم دوشنبه ی همدلی قضا نشود. باقی بقایتان و در پناه خداوند باشید. امیدوارم خداوند بهترین ها را نصیب شما همکاران عزیز کند.
اردتمند همه شما
حسین مولوی ( دوشنبه های همدلی ۱۲ ) که در ۹ اسفند ۱۴۰۲ ارسال شد
@molavihossein1