بسیار اتفاق میافتاد که پدرم بدون قبا یا پیراهن،درحالی که عبایش را به خود پیجیده بود، به خانه می آمد.
میدانستیم که او برهنه ای را در راه خود دیده و لباس خویش را به او بخشیده است.
روزی به او گفتیم:(( اجازه بدهید ده بیست ذرع(سانتی متر) کرباس(نوعی پارچه) در خانه داشته باشیم که بتوانیم در چنین موقعی فوری برایتان لباس تهیه کنیم.))
ایشان پاسخ داد:
"ممکن است دیگری به کرباسی که ما ذخیره میکنیم نیاز پیدا کند. به همان مقدار که برای یک پیراهن یا شلوار یا قبا لازم است تهیه کنید"
/بخش هایی از زندگی شهید آیت الله سید حسن مدرس؛
فَقَدْ ضِقْتُ لِما نَزَلَ بِی یا رَبِّ ذَرْعاً،
وَ امْتَلَأْتُ بِحَمْلِ ما حَدَثَ عَلَیَّ هَمّاً،
ای پروردگارِ من، از آنچه بر سرم آمده،
دلتنگ و بیطاقتم،
و جانم از آن اندوه که نصیب من گردیده، آکنده است؛