🌸تشیع پیکر شهید
زمان دفاع مقدس ، هم محلی های گرامی زیاد شاهد تشییع جنازه شهدابودند شوهر عمه بنده هم از این امر مستثنا نبود
روزی در کوچه کنار درب حیاط خانه شأن نشسته بود که تویوتای سپاه پاسداران با بلند گو در روستا اعلام میکرد که فلانی شهید شده و فردا مراسم تشییع پیکر شهید هست واین مرحوم با عصبانیت جلو ماشین رو گرفت و گفت
"چرا شکایت صدام رو به پاسگاه ژاندارمری نمیکنن که داره هر روز جوونای مردم رو شهید میکنه "
ازاین حرف اعلام کننده هم خنده اش گرفت
برادر رزمنده عزیز هوشنگ صادقی
#طنز_جبهه
👳♂️ @mollanasreddin 👳♂️
شخصی بد قیافه بود.
تصمیم گرفت زنی زیبا بگیرد تا فرزندش، زیبایی مادر و هوش پدر را داشته باشد.
پسری آورد که به زشتی پدر و حماقت مادرش بود.
کشکول نبوی صفحه ۳۱
👳♂️ @mollanasreddin 👳♂️
💠 رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به حضرت علی(علیه السلام) فرمود:
آن زرهای را که به عنوان مهریه قرار داده بودی را بفروش و پولش را بیاور. پیامبر پول را به سلمان داد تا جهیزیه بخرد و سلمان هر آنچه ضروری یک زندگی بود را خرید و آورد. پیامبر اقلام خریداری شده را دید و فرمود: خداوند مبارک گرداند.
در روایت دیگر آمده: وقتی پیامبر جهیزیهی ساده را دیدند از شوق گریستند.[وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۶۴ و ۶۵]
✅ هم مهریه ساده میگرفتند، هم جهیزیه ساده. ای کاش برگردیم به الگوهای صحیح زندگی و هیولای ازدواج رو از جلوی پای جوونها برداریم.
قطعا گناه سخت شدن ازدواج گردن مایی که سختش کردیم هم هست.
البته بعضیا راهکارهای مخصوصی برا ساده کردن ازدواجشون دارند.
مثل زنِ پسرعموم که خانواده ش گفتند:
سه تیکه از جهیزیه پای دوماده 😎
لوازم آشپز خونه، لوازم برقی و لوازم چوبی 😳
احتمالاً زنش فقط با خودش دمپایی و کلیپس میبره 😂😂😂
👳♂️ @mollanasreddin 👳♂️
زندگـــی
کوچه سبزی است
میان دل دشت
که در آن عشق
مهم است و گذشت
لحظه هاتان به رنگ عشق
و به طعم خوش گذشت...
👳♂️ @mollanasreddin 👳♂️
⛱زندگی اتفاقی نیست بلکه پاسخی در برابر بخششها و دادههای شماست.
زندگی صدا و آهنگ خودتان است.
هر بُعدی از زندگیِتان بازتاب نیت و افکار شماست.
👳♂️ @mollanasreddin 👳♂️
🌸کمپوت گیلاس دزدی
برادر حسین حسین زاد
قبل از عملیات بیت المقدس دو ، بدلیل برف و یخبندان شدید رفتم تدارکات برا گرفتن چکمه بچه ها.. چند سری ناقصی ها رو تحویل گرفتم دادم بچه ها پاشون کردن رفتن سوار کامیونا شدن که بریم پای کار(عملیات).
چکمه خودم وچندنفر دیگه مونده بود.. به خاطر اینکه جانمونم بدو رفتم چادر تدارکات پیش حاج آقا کریمی (خدا رحمتشون کنه) که چکمه بگیرم برگردم.. وقتی تحویل گرفتم درحال برگشت مسعود ملا رو دیدم که مثل من داشت میدوئید {کنارهم به حالت دو) من با چندتا چکمه که دستم بود، ملا هم یه کمپوت گیلاس درحال خوردن.. حین دوئیدن حال واحوال میکردیم.. در همون حالت تودلم بود که بی وجدان چرا تعارف نمیزنه یه چندتا گیلاسم مابخوریم..
مسعود انگاری دل منو خوند.. در حال خوردن و دویدن گفت: ببخشید تعارف نمیزنما.. حقیقت کمپوته دزدیه.. نمیخوام تو بخوری!
فکرکردم شوخی میکنه.. گفتم چطور! مال کیه مگه! گفت: راستشو بخوای من زیاد عملیات رفتم.. کلی گریه کردم.. خونندگی کردم.. سینه زدم.. نمازشب خوندم.. خواستم که شهید بشم ولی نشدم.. این سری گفتم برم یه چیزی بدزدم شاید شهید بشم..
رفتم پشت چادر تدارکات، با ترس و لرز از زیر چادر دستمو کردم داخل، کار خدا دستم خورد به یه کمپوت.. اونم گیلاسش.. حالا من این سری میخورم ببینم چی میشه.. شهید میشم یا نه..!
روح مطهرش شاد درآخرین عملیات گردان عمار سال ۱۳۶۷ تنگه ابوقریب آخر به آرزوش رسید وپرواز کرد..
#طنز_جبهه
👳♂️ @mollanasreddin 👳♂️
23.28M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞حکایت تصویری
این داستان:مرد مارگیر🐍
بهترین حکایات تصویری و متنی را باما تجربه کنید.🤓
👳♂️ @mollanasreddin 👳♂️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
داستان خنده دار و آموزنده ی بهلول دانا
#استاد_دانشمند
👳♂️ @mollanasreddin 👳♂️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎞#داستان_کوتاه_تصویری
داستانی زیبا و تکان دهنده درباره اینکه خدا کجاست و در کجای زندگی ما قرار دارد !
شاید این داستان تاثیرش روی شما از هر چیز دیگری بیشتر باشد !
پس کلیپ را باز کنید و تا انتها ببینید و بدانید دستان خدا هر لحظه در دستان شماست !
👳♂️ @mollanasreddin 👳♂️
#تلنگر🌸
هرگــز از بخشندگیِ الله ناامید نشو
تا می توانی اسـتـغـفـار کن
مگـــذار😈شیطان و نفس با ترفند ترساندنت از بزرگی گناهت و ادعای نبخشیدن از سوی حق تو را از درگاهِ بسیار بخشاینده و بسیار مهربانی چون الله جل جلاله دور کنند اوست که وعده کرده ای بنده بسوی من بیا و بخشش بخواه تا ببخشمت
👳♂️ @mollanasreddin 👳♂️