من سال اولی دانشگاهم
هنوز با استاد های زیادی آشنا نشدم
اما همین روزای جنگ اون استادانقلابی و درس خونده اونی که خودشو رسونده بود به هیئت علمی دانشگاه با مطالعاتش و با علمش واستاد دانشجو هارو بسیج کرد الان باید چیکار کرد؟ تو چه زمینه هایی؟
جلسه برگزار میشد و حرف حق رو منطقی میزد...
هستن برعکس این استاد ها هم ولی دیدن همین استاد باعث افتخارِ✨️
هر کسی باید راه و علاقه اش رو پیش ببره
یکی میره دانشگاه ترم ۸ انصراف میده و راهشو پیدا میکنه و سالها بعد دعوت میشه به همون دانشگاه برای انتقال تجربه کسب کارش به دانشجو ها ...
سرچ کنید کفاش عاشق رو بخونید ماجراش رو!
واقعا همه آدم درس خوندن نیستن نفر اخر کلاس درس ، نفر یک تو کار مورد علاقه شه :*)))))))
👌✨️
__
دنبال علاقه رفتن همونیه که حاضری ساعت ها براش وقت بزاری :))
شاید این فکری که الان من دارم رو چند ماه یا سال دیگه ازش پشیمون شم
ولی فعلا فکر میکنم ادم بره دنبال علاقه اش و توش تخصص پیدا کنه ... اما کنارش درسشم بخونه
محیط اکادمیک خیلی تجربه های خوبی واسه آدم رقم میزنه :)
اگه اشتباه فکر میکنم شما بهم بگید🙂؟
چه براني
چه بخوانی
چه به اوجم برسانی
چه به خاكم بكشانی
نه من آنم كه برنجم
نه تو آنی كه برانی
نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم
نه تو آني كه گدا را ننوازي به نگاهي
در اگر باز نگردد
نروم باز به جايي
پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهي
كس به غير از تو نخواهم
چه بخواهي چه نخواهي
باز كن در كه جز اين خانه مرا نيستپناهی
حسین شروع زندگی جدید است، فراتر از تمام بودنها و نبودنها؛
فصل وجود حسین، فصلی است نه در حصار سال که در ماورای
تمام حصارها،بودنی برای شروع کردنها بودنی برای رسیدنها.
و تو خوب در این سر ملکوت نظارهگرباش که آمدن حسین
مقدمه ضیافت الله میشود و عروجش شروع سال جدید عاشقی...
و تو خویش در حسین نظارهگرباش...