@telegram/shia_poem24_5940312028068448378.mp3
زمان:
حجم:
7M
#مناجات_شعبانیه
با نوای "محمد داوود"
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷
📹 #کلیپ | جهاد تبیین و جنگ ترکیبی
🍃🌹🍃
#ایران_قوی
#مولا_جانم ❤️
جز در خانهی تو در نزنم جای دگر
نروم جز در کوی تو به مأوای دگر
من که بیمار غم هجر توأم میدانم
جز وصال تو مرا نیست مداوای دگر
#یاایهاالعزیز
#السلامعلیکیاصاحبالزمان
#اللهمعجللولیڪاݪفرج...
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷
🎥#استوری | روز جوان
🍃🌹🍃
🌸 میلاد حضرت علیاکبر علیهالسلام و روز جوان مبارک باد.
523.pdf
حجم:
389.8K
🇮🇷
📝 #یادداشت/ الزامات گام دوم انقلاب اسلامی
🍃🌹🍃
❌ قسمت چهارم/ نگاه خوشبینانه به آینده (امید)
✍️دکتر قاسم حبیبزاده
❣#سلام_امام_زمانم❣
🔅السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه...
🌱سلام بر تو ای مولایی که زمین و زمینیان، عطر خدا را تنها از وجود تو می شنوند.
📚زیارت آل یاسین_مفاتیح الجنان
#اللهمعجللولیکالفرج
#امام_زمان
✨﷽✨
✅امام موسی بن جعفر (علیه السلام) و بِشرِ حافی
✍️در زمان امام موسی کاظم (ع) مردی در بغداد بود به نام بِشر؛ که از مشاهیر و عیّاشان بغداد بود. یک روز حضرت موسی بن جعفر (ع) از جلوی در خانه این مرد میگذشت. اتفاقاً کنیزی از خانه بیرون آمد تا زبالههای خانه را بیرون بریزد. در همان حال صدای ساز و آواز از آن خانه بلند بود. پیدا بود که میخوارگان در آنجا مشغول می خوارگی و خوانندگان و آوازهخوانان مشغول آوازخوانی هستند. امام از آن کنیز پرسید: این خانه، خانه کیست؟ آیا صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟!
کنیز تعجب کرد. گفت: آیا نمیدانی؟ خانه بِشر است. او میتواند بنده باشد؟! معلوم است که آزاد است! حضرت فرمود: آزاد است که این سر و صداها از خانهاش بیرون میآید! اگر بنده بود که اوضاع چنین نبود. امام این جمله را فرمود و رفت. اتفاقاً بِشر منتظر بود که این کنیز برگردد. چون او دیر برگشت، از او پرسید: چرا دیر آمدی؟ گفت: مردی که علائم صالحان و متّقیان در چهرهاش بود و آثار زهد و تقوا و عبادت از او پیدا بود، از جلوی در خانه گذر میکرد. چشمش که به من افتاد پرسشی کرد، من هم به او جواب دادم. بِشر گفت: چه پرسید؟
گفت: پرسید که صاحبخانه آزاد است یا بنده؟ من هم گفتم آزاد است. خوب! چه گفت؟ کنیز گفت: بله که آزاد است، اگر آزاد نبود که اینطور نبود! همین کلمه، بِشر را دگرگون کرد. گفت: کجا رفت؟ کنیز گفت: از این طرف رفت. بِشر مَجال اینکه کفش به پا کند پیدا نکرد؛ پای برهنه دوید و خود احساس کرد که این مرد باید امام کاظم (سلام الله علیه) باشد. خود را خدمت امام رساند و به دست و پای ایشان افتاد و گفت: آقا! از این ساعت میخواهم بنده باشم، بنده خدا باشم. از آن لحظه به بعد بِشر دگرگون شد و از نیکان روزگار گشت.
📚مجموعه آثار شهید مطهّری، ج23، ص591
【 الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 】
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
☽︎|ڪاش این تولد روز ظهورت باشد |☾︎♥️
#یامھدے
#اللهمعجللولیڪاݪفرج...