eitaa logo
سید محمد رضایی | آموزش مداحی منادی🇮🇷
4.5هزار دنبال‌کننده
530 عکس
233 ویدیو
16 فایل
سلام سید‌محمد‌رضایی هستم. اینجا بهت کمک می‌کنم بسادگی صدات رو بسازی و تبدیل به یک مداح حرفه‌ای بشی🌹 آموزش تخصصی ۰ تا ۱۰۰ : 🎙صداسازی 🤲دعاخوانی 🎤نوحه‌خوانی 🥺روضه‌خوانی 👨‍🏫فن بیان بابیش‌از۲۰ سال‌سابقه‌مداحی‌🏆 راه ارتباطی با من: 👇 @Admin_madahi
مشاهده در ایتا
دانلود
‌‌‌‌‌‌‌ 🔻 برنامه شب دوم محرم 📌 با حضور دکتر سید مصطفی خوش‌چشم، حجت‌الاسلام جنتی‌محب و کربلایی سید محمد رضایی 🚩 یازده شب مجلس حماسه خوانی حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام @monadi_school ‌‌‌‌‌
‌‌‌ سلام و احترام عزاداری‌هاتون قبول🤲 اشعار و متون روضه خدمتتون ارسال میشه🖤 ‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌ ●━━━━━━─────── ترک خوردی ای شیشه ی عمر من ای آئینه ی قدی مادرم اگر چه کمی تاره اما بشین خودت رو ببین توی چشم ترم میدونم که نایی نمانده برات نگو که بریدی و خسته شدی شب گیسوی تو سپیده زده بمیرم‌که انقدر شکسته شدی بشین تا یکم از قدیما بگم میشستی روی زانوهام یادته میگفتم عزیزم فدای چشات تو زل میزدی تو چشام یادته النگو و گوشواره هات یادته همون ها که سوغات آوردم برات چقدر ذوق کردی و بعدش باشوق پریدی تو آغوش گرم بابات بابا جان دختر قشنگم! چقدر ناز میکردی تا آخرش بشینی رو زانو و بوست کنم تا نازت میکردم میگفتم گلم الهی یه روز عروست کنم چه روزهای خوبی بود اما گذشت کجا بودیم و حالا جامون کجاست عوض کرده جاهامون و روزگار حالا روی زانوت جای باباست سوال از من اما جوابش با تو چی شد گوشواره هات؟ النگوت کجاست؟ دو تا دست شونه زنم کربلاست بگو مخمل تار گیسوت کجاست ؟ به کوری چشم حسودای شهر میمردی برام و میمردم برات برای رسیدن به من کشتنت رو نیزه چقدر غصه خوردم برات دعا میکنم دستشون بشکنه همون ها که با هم تو رو میزدن جا انگشتا شون مونده رو صورتم بمیرم که محکم تو رو میزدن چشای من و دور دیدن تو رو توی بازار بردن بابا به خاک لباسهای تو خندیدن یتیم و غریب گیر آوردن بابا نه دیگه تو اون دختر سابقی نه بابای تو بابای اون روزاست بیا با هم از این خرابه بریم بریم اونجایی که جای ما دو تاست خیلی این پدر و دختر شبیه هم شدن زین العابدین تو مجلس شام چند تا جمله داره اول پیغمبر رو معرفی کرد گفت من پسر پیغمبرم، بعد جد دومش رو معرفی کرد "انا بن یعسوب الدین امام المتقین" مستقیم نگفت من پسر علیم با اشاره گفت بعد مادرش رو معرفی کرد"انابن فاطمه" این جا روایت میگه تا گفت "انابن فاطمه" صدای گریه ی همه بلند شد "ضجه الناس "بعد هی تکرار میکرد هی میگفت "انابن فاطمه" انابن فاطمه" خوب که مجلس آماده شد باباش و معرفی کرد.فرمود: آی مردم "انابن من قتل صبرا" بابای من و با قتل صبر کشتن قتل صبر چیه؟ شب عاشورای رقیه اس دخترش هم با قتل صبر کشتن .بابا رو چه جوری کشتن؟اول تشنه انداختنش رو زمین، بعد نشستن رو سینه‌اش، بعد سرش رو برگردوندند رو‌خاک از قفا جدا کردند، هنوز زنده بود بعد سرش رو بردن تو تنور، بردن بالا نیزه، بردن تو تشت طلا، چوب زدن، سنگ زدن، نیزه زدن. با دخترش چکار کردن؟ میخوام قتل صبر دختر و بگم شام غریبان با لگد بیدارش کردن، کجا دیدین دختر بچه ی بیهوش که از تشنگی کجا دیدین سه ساله رو اینجوری بیدار کنن. بیدارش کردن موهاش و کشیدن قتل صبر و میگم ،لباس اسارت تنش کردن ،پابرهنه رو خار مغیلان دوندنش ،طناب آوردن دستاش تو طناب بستن ،آی حسین... اما همه ی اینها یه طرف اوج قتل صبر اونی که خیلی اذیتش کرد نگاه نامحرم بود. دید یه نفر داره بهش نگاه میکنه، اینا ناموس اهلبیت بودن میگفت چرا اینجوری من و اینجوری نگاه میکنن. چرا با دستهاشون به من اشاره میکنن. عمه یه پارچه بده رو صورتم بکشم.حالا این پدر و دختری که این همه شبیه به هم اند رسیدن به هم سوال من اینه یه دختر که از کربلا قتل صبرش شروع شده چه جوری نیمه ی شب تو تاریکی سر رو شناخت ؟ سر باباش یه سر معمولی نبود طاووس یمانی از اصحاب پیغمبره نقل میکنه میگه اینقدر پیغمبر حسین و میبوسید زیر گلوش و میبوسید، پیشونیش و میبوسید لبهاش و میبوسید اینقدر پیغمبر حسین و میبوسید ما تو تاریکی حسین و میشناختیم نو بوسه ی پیغمبر معلوم بود.مگه تو دعای کمیل نمیگی "یا نور المستوحشین فی الظلم"تو خرابه ترسیده بود یهو دید نور باباش اومد نور حسین آرومش کرد.دلیل اول نور بابا رو شناخت یا نور الله.. دلیل دوم :این حسین همان حسینی که وقتی تو حدیث کسا وارد خونه‌ میشدن میگفتن "انی اشم عندک رائحه طیبه" اینها عطر مخصوص داشتن عطر و بوی این پنج نفر با همه ی اهل عالم فرق داشت از عطر هم همو میشناختن دلیل اول: نورباباش بود.دلیل دوم رائحه و عطر باباش بود. دلیل سوم چیه؟سر و بغل کرد آروم دست کشید رو صورت بابا با لمسش بابارو حس کرد دید این صورت همان صورته این همان محاسنه اما تا دست گذاشت رو لبها دید لبها پاره پاره اس یه ذره جلو تر رفت دید لبها پاره است دندون ها خورد شده گفت بابا همه چیم مثل توعه اما یه چیز فرق داره دندونات شکسته اما دندونای دخترت سالمه..چنان با مشت به صورتش میزد..ای خدا به اون ساعتی که تا رسیدن بالا سرش "حتی إمتلأ فَمُها مِن الدَّم" همه دهنش پر خون شد. یک بوسه بدهکاری و جانی تو طلبکار لبهاش رو گذاشت رو لب باباش دیگه ناله نزد ┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄ •---✾آموزش مداحی منادی 👇 https://eitaa.com/monadi_school ┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄ ♡ ‌ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲ ‌ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ‌ˢᵃᵛᵉ ‌ˢʰᵃʳᵉ
@monadi_school 4_5877656293535129788.mp3
زمان: حجم: 1.5M
‌‌‌‌‌ ●━━━━━━───── بی خبر برگشتی، خوش اومدی از سفر برگشتی، خوش اومدی بدنت مونده کجا، چرا فقط با یه سر برگشتی؟ خوش اومدی روزا همش گرمه، شب ها همش سرده دنیام یه کم گریه س، باقی همش درده تو رفتی و دنیا، آواره مون کرده خوردم از ناقه زمین، سرم شکست مثل دست مادرت، پرم شکست حرمت زنای توو ، حرم شکست دیر اومدی، دیر اومدی بابای مهربون دیر اومدی دیر اومدی، دیر اومدی حالا که من شدم پیر اومدی بابا حسین نیمه شب برگشتی، خوش اومدی چه عجب برگشتی، خوش اومدی بابا جون چقدر شدی، شبیه من پاره لب برگشتی، خوش اومدی لاغر شدم آخه، بیمار شدم بابا از خواب همش با درد، بیدار شدم بابا بعد از تو راهی، بازار شدم بابا همه جا حرمله بود، عمو نبود توو محله ی یهود، عمو نبود صورتم شده کبود، عمو نبود خسته شدم، خسته شدم غصه دارم بابا یه عالمه خسته شدم، خسته شدم این حرمله همش دنبالمه بابا حسین ┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄ •---✾آموزش مداحی منادی 👇 https://eitaa.com/monadi_school ┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄ ♡ ‌ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲ ‌ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ‌ˢᵃᵛᵉ ‌ˢʰᵃʳᵉ
@monadi_school 4_5877656293535129791.mp3
زمان: حجم: 1M
‌‌‌ ●━━━━━━───── بیا عمه که امشب، خرابه شده گلشن پدر آمد و برگو، که چشم همه روشن کنم جان به فدایش ، برای رونمایش واویلا بگوعمه که دیشب،پدرپیش که بوده‌ست؟ چرا سرش شکسته، چرا لبش کبودست؟ کنم جان به فدایش ، برای رونمایش واویلا اگر بپا نخیزم، مگو ادب ندارد که بهر عذرخواهی، رمق به لب ندارم کنم جان به فدایت ، برای رونمایت واویلا پدر عمه به هرجا،‌ سپر به کودکان شد زبس سینه سپر کرد، قدش مثل کمان شد کنم جان به فدایت ، برای رونمایت واویلا ┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄ •---✾آموزش مداحی منادی 👇 https://eitaa.com/monadi_school ┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄ ♡ ‌ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲ ‌ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ‌ˢᵃᵛᵉ ‌ˢʰᵃʳᵉ
@monadi_school 4_5879908093348814351.mp3
زمان: حجم: 1.7M
‌‌‌‌‌ ●━━━━━━───── چجوری با آبله هام بسازم چجوری با چشم ترم بسوزم تموم شب خوابم نبرده از درد بابا ببین چی اومده به روزم عمه میگه رفتی سفر قبوله نگفتی چشم براهته یه دختر ؟ رفتی سفر قبول ولی چیجوری اصغر باهات اومد بدون مادر بابا منم میخوام تا    همسفر تو باشم تنگ دلم برای      خنده های داداشم بابا منم میخوام تا   سفر کنم باهاتون از تاریکی میترسم   میترسم از بیابون ...... به جای اون دستای مهربونت بابا به دور گردنم طنابه جای من آغوش تو بوده حالا خوابیده ام رو خاکای خرابه بابا خبر داری با دست بسته کوچه به کوچه ماهارو کشیدن بابا خبر داری که توی بازار نامحرما دردانه هاتو دیدن وقتی قمر نباشه   دق میکنه ستاره بابا حجاب ما شد    آستین پاره پاره طعنه زدن به اشکام    زخم دلم نمک خورد هر دختری زمین خورد   عمه باهاش کتک خورد ┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄ •---✾آموزش مداحی منادی 👇 https://eitaa.com/monadi_school ┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄ ♡ ‌ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲ ‌ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ‌ˢᵃᵛᵉ ‌ˢʰᵃʳᵉ
@@monadi_school 4_5877656293535129797.mp3
زمان: حجم: 1.9M
‌‌‌‌‌ ●━━━━━━───── حیدر اباالفضل- زهرا رقیه عمر عمو و-بابا رقیه باب الحوائج همه دنیا رقیه دردونه اباعبدالله رونق دادی به خونه اباعبدالله چه قدر ذوق می کنه عموت ابالفضل وقتی که می شینی روی شونه اباعبدالله نفس می گیریم با تو نفس می گیریم بر می گردیمُ دوباره کارو دس می گیریم به دستای بریده عمو عباست به زودی حرم و دوباره پس می گیریم .... مثل عقیله-محشر رقیه باگریه رفته- منبر رقیه ارامش دل علی اکبر رقیه ای کوثر اباعبدالله سیب دو نیم مادر اباعبدالله همه ی شام و با عمه هات به هم می ریزین ای مخدرات لشکر اباعبدالله ابهت داره اره ابهت داره تو نگاهت رو همه دلا اثر می ذاره باید لرزه به کاخ اموی بندازی تو که پدر بزرگت حیدر کراره ┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄ •---✾آموزش مداحی منادی 👇 https://eitaa.com/monadi_school ┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄ ♡ ‌ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲ ‌ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ‌ˢᵃᵛᵉ ‌ˢʰᵃʳᵉ
رجز خوانیشور؛ فاتح نبردیم.mp3
زمان: حجم: 2.7M
‌‌‌‌ علیه‌السلام ●━━━━━━───── فاتح نبردیم تا با علی هستیم شیعه‌های مردِ مردا علی هستیم با سلاح ایمان هستیم توی میدون مثل ذوالفقار مولا علی هستیم آماده‌ایم بازم برای فتح خیبر، علی با رجز یا علی حیدر علی مردونه می‌زنیم به لشکر مردای ما رو شونه‌ها دارن علم، حیدری نوای لب‌ها دم‌به‌دم حیدری حیدری‌ام حیدری‌ام حیدری ذکر فتح قلب قلعهٔ خیبر حیدر مولانا علی حیدر مولانا علی (حیدر) ــــــــــــــــــــــ تا آخر این راه یار ولی هستیم توی دل میدون با همدلی هستیم خالی نمی‌مونه معرکه یه لحظه ما منتقمای سیدعلی هستیم آماده‌ایم برای نابودی دشمن، همه بگذریم از جان و سر و تن، همه فدا بشیم برای میهن از رفتنِ آقای ما اگه دلا خون شده خاک وطن اگرچه گلگون شده زمان نابودی صهیون شده ذکر فتح قلب قلعهٔ خیبر حیدر مولانا علی حیدر مولانا علی (حیدر) ┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄ •---✾آموزش مداحی منادی 👇 https://eitaa.com/monadi_school ┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄ ♡ ‌ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲ ‌ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ‌ˢᵃᵛᵉ ‌ˢʰᵃʳᵉ
‌‌‌‌ لطفا شما هم در ثواب نشر معارف و فیش های روضه اهل‌بیت علیهم‌السلام شریک بشید و مطالب رو برای دوستانتون بفرستید🙏 ‌‌‌‌‌‌