eitaa logo
منور
2هزار دنبال‌کننده
40.9هزار عکس
42.2هزار ویدیو
1.2هزار فایل
.
مشاهده در ایتا
دانلود
نیکزاد ، نائب رئیس مجلس: ایران برای اثبات حسن نیت آماده بود 450 کیلو اورانیوم غنی شده را نه تحویل، بلکه آنها را رقیق کند بنا بود کنسرسیومی برای رقیق سازی با حضور کشورهای ایران، آمریکا و عربستان در کشور ایجاد شود ولی آنها زیر این توافق زدند.
پس از آتش‌بس یکطرفه ایرانی، نقض مکرر آمریکایی-صهیونی و شکست مذاکرات، مواضع مسئولین ما شدیدا ضعیف و غیرمقتدرانه و حاوی پالس ضعف و تسلیم زودهنگام و نگهداری کشور در شرایط وحشتناک نه جنگ نه صلح است! درحالیکه کشور محاصره دریایی شده و جنگنده‌های آمریکایی روی سر رئیس جمهور پرواز کرده و جنوب لبنان در محاصره زمینی صهیونیست‌هاست، سخنگوی سپاه میگوید «سردار محبی: در صورت ادامه درگیری، از ظرفیت‌های جدید استفاده می‌کنیم!» درحالیکه جنگ حتی یک لحظه متوقف نشده که تشدید هم شده است اما بیش از یک هفته است که تهدیدات، توخالی و وعده‌ها غیرصادق شده است! دیشب هم عبارات مشابه از زبان قالیباف بیان شد که اتفاقی بودن این نوع مواضع را کلا منتفی میسازد. عزیزان، وقتی در جنگیم و دشمن پایبند به توافق و آتش‌بس نیست، دست به ماشه بودن فقط اعلان موضع ضعف است. فرمان امام انقلاب و مطالبات مردم در خیابان واضح است و مردم متحد، هماهنگ و یکصدا فقط خواستار تحقق امر امام و وعده‌های خود مسئولین هستند و در این میان عملکرد یک هفته اخیر دیپلماسی و میدان سبب ناراحتی مردمِ جانفدای کشور شده است و این چرخه غلط باید فورا اصلاح گردد. 《سیدامیرحسین حسینی》
منابع مطلع به شبکه «سی‌ان‌ان» گفتند که رئیس جمهور آمریکا، به معاون خود و دیگر اعضای تیم مذاکره‌کننده دستور داده که راه دیپلماتیک برای خروج از جنگ با ایران پیدا کنند.
ایالات متحده با انتشار تصویر از شخصی که مدعی‌ست دبیرکل گردان‌های حزب‌الله عراق «حاج ابوحسین الحمیداوی» است، برای اطلاعات در مورد او تا ده میلیون دلار جایزه مالی تعیین کرده است.
War report No23 mohammadi 2501405 part3.mp3
زمان: حجم: 39.3M
گزارشی درباره مذاکرات مهدی محمدی - 25 فروردین 1405
👆👆👆 نقدی بر سخنان مهدی محمدی مشاور قالیباف درباره مذاکرات اسلام‌آباد آقای مهدی محمدی مشاور راهبردی آقای قالیباف در صوت اخیرشان درباره مذاکرات اسلام آباد نکاتی را مطرح کردند که حتما نیازمند نقد صریح است. البته این نقد را در کنار قدردانی از ایشان برای تلاش مستمری که در ارایه تحلیل درباره جنگ به مخاطب دارند قرار دهید. صوت‌های ایشان در قالب گزارش‌های جنگ برای مخاطب مفید است. محمدی در توضیح اصل مذاکرات دو نکته مبنایی را مطرح می‌کند: یک: مذاکرات بخشی از جنگ است نه مسیری موازی جنگ. یعنی جنگ یک ابزار نظامی دارد و یک ابزار مذاکره. به قول او موشک زدن هم یک انتقال پیام است مانند کلمات که در مذاکره انتقال پیام می‌دهد. دوم اینکه برای اولین بار ایران در جایگاهی قرار گرفته است که بعد از فشار در میدان نظامی می‌تواند در مذاکره ارزیابی کند که آیا محاسبات دشمن تغییر کرده است یا خیر و آیا حاضر است که امتیاز بدهد یا نه. این دو نکته درست نیست و یک خوش‌بینی پشت آن است. 1️⃣ اول اینکه شواهدی پس از آتش‌بس مشاهده شد که نگرانی درباره یکی نبودن پیام «میدان» و «مذاکرات» را ایجاد کرد و حتی بدتر این را دلالت کرد که میدان محدود به ملاحظات مذاکرات شده است. اولین آن نقض آتش‌بس در ساعات اولیه هم در ایران و هم در لبنان بود. ظاهرش این بود که آمریکا مستقیما در نقض آتش‌بس نبود اما کاملا روشن است که با هدایت آمریکا این کار انجام شد. طبق بیانیه رسمی سپاه پاسداران ایران بعد از آتش بس «مطلقاً هیچ پرتابی به سوی هیچ یک از کشورها نداشته‌اند.» یعنی پذیرش اینکه اقدامات توسط آمریکا نبوده و با آمریکا در حال آتش بس هستیم. در حالیکه ما نباید فرصت تاریخی ضربه زدن به آمریکا را از دست بدهیم. همچنین در مورد حمله بی‌سابقه رژیم صهیونیستی به بیروت که ۱۰۰ هدف را همزمان مورد حمله قرار داد و تعداد زیادی از مردم لبنان شهید شدند، هیچ پاسخی از سوی ایران داده نشد. طبق صحبت خطیب‌زاده معاون وزیر خارجه این خویشتن‌داری به دلیل درخواست میانجی مذاکرات (پاکستان) صورت گرفته بود. در حالیکه فرمانده نیروی هوا و فضا اعلام کرده بود نیروهای مسلح آماده پاسخ دهی به نقض آتش‌بس هستند. مورد بعدی همان شروطی بود که آقای قالیباف به صورت رسمی آنها را بیان کرد (آتش بس در لبنان و آزاد شدن پولهای بلوکه شده) که هیچ کدام محقق نشد. به مرور آتش‌بس در لبنان به «نزدن بیروت» تغییر مفهوم داد. اتفاق بعدی حضور ناوهای آمریکا در تنگه هرمز بود در همان روز مذاکرات بود. فارغ از اینکه آنها توانستند عبور کنند یا خیر، فرصت بی‌نظیری از ابتدای جنگ تحمیلی سوم برای ایران به وجود آمد که ناوهای آمریکایی در تیرراس قرار گیرند. اما این فرصت با توجه به ملاحظات مذاکراتی استفاده نشد و صرفا به بیان هشدار و انتقال پیام بسنده شد. آخرین اقدام هم اعلام محاصره دریایی توسط آمریکا و اجرای آن توسط فرماندهی مرکزی آن بود. این موارد نگرانی تفاوت پیام مذاکرات و میدان نظامی را تشدید می‌کند. و حتی بالاتر این که میدان نظامی در حال محدود شدن توسط ملاحظات مذاکراتی است. به نوعی تداعی کننده همان رویکرد مذاکراتی غلط گذشته در برابر آمریکاست که ایران خودش را متعهد به اعتمادسازی و تنش‌زدایی می‌دانست در حالیکه که طرف مقابل هیچ قیدی نداشت. 2️⃣ دوم اینکه مذاکره با آمریکا «چیز جدید»ی برای ایران نیست که تجربه آن را نداشته باشد و بخواهد با تجربه آن شناخت خود را افزایش دهد. ایران حداقل از دهه هشتاد شمسی درگیر مذاکره با آمریکا چه به صورت چندجانبه و چه به صورت دوجانبه بوده است. همچنین ترامپ هم پدیده جدیدی برای ایران نیست و یک دوره چهارساله و یک سال و چند ماه هم در دوره دوم او را تجربه کرده است. لذا الگوی رفتاری آمریکا در مذاکرات برای ایران «ناشناخته» نیست. بر اساس همین شناخت عمیق بود که امام شهیدمان در اول مهر سال گذشته خیلی صریح و شفاف بیان فرمودند که «مذاکره با آمریکا بن بست محض است». ادامه 👇👇
ادامه 👆👆 از صحبت‌های محمدی اینگونه فهم می‌شود که «بن‌بست محض» به دلیل تغییرات میدانی که حاصل برنامه‌ریزی دقیق و جانفشانی نیروهای مسلح و در پشت آن خون پاک شهدای این جنگ و خصوصا امام شهیدمان بوده است، تغییر ماهیت داده و تبدیل به یک عرصه برای تحقق اهداف شده است. او تاکید می‌کند که اولین بار است ایران در جایگاهی قرار گرفته است که می‌تواند همانند آمریکا فشار ایجاد کند و بعد در میز مذاکره نتیجه را ارزیابی کند. الان نمی‌خواهم به این موضوع ورود کنم که مذاکره با قاتل امام شهید اساسا چه معنایی دارد، تنها این را توضیح میدهم که تصور مذکور درست نیست. اینکه ترامپ به دلیل شکست‌های میدانی خود به دنبال «مسیری برای خروج» و تغییر وضعیت بوده است درست است، اما به معنای «پذیرش شکست» از سوی ترامپ قطعا نیست. برای فهم این واقعیت نیازی به میز مذاکره نبود. از رفتار و گفتار طرف آمریکایی قابل فهم بود. الان هم مشخص است که ترامپ از جنگ با ایران ناامید نشده است و به دنبال آزمایش تاکتیک‌های دیگر است تا بتواند به پیروزی راهبردی برسد. «محاسبات غلط»ترامپ درباره ایران کماکان برقرار است و مذاکره در این وضعیت ماهیتی متفاوت از مذاکرات گذشته ندارد. آمریکا در نقطه پذیرش شکست نیست و برای همین در مذاکرات از جایگاه طرفی که شکست را پذیرفته حضور پیدا نکرده است. بلکه به دنبال تحقق اهداف جنگی خودش پشت میز مذاکره است. همان رویکردی که در مذاکرات قبلی داشت و با اینکه در میدان واقعیت سیاست «فشار حداکثری» شکست خورده بود اما در میز مذاکره از موضع شکست خورده حضور پیدا نکرد و نتیجه دو دور مذاکرات در دولت چهاردهم را دیدیم. تا زمانی که محاسبات غلط ترامپ درباره به طور اساسی تغییر نکند همین وضعیت است. اگر بخواهم کمی نگرانی را افزایش دهم باید بگویم که مذاکرات با نکاتی که در ابتدا اشاره کردم (برقراری نوعی آتش‌بس یکطرفه) به تشدید محاسبات غلط کمک کرد. از طرف دیگر هنوز اهداف مهم ایران در جنگ تحمیلی سوم در میدان تثبیت نشده است و حتما این نتایج را در مذاکرات نمی‌توان به دست آورد. اهداف سه‌گانه مورد تاکید رهبر انقلاب شامل مدیریت تنگه هرمز، رها نکردن متجاوزین و غرامت کامل (ایران و محور مقاومت) است. تنها می‌توان گفت که تنگه هرمز تا حد خوبی تثبیت شده است. اما دو مورد دیگر محقق نشده است و تجربه نشان داده که تنها در میدان عملیات نظامی محقق خواهد شد. نگرانی مهم دیگر شکل‌گیری یک چرخه «فریاد و سکوت» برای میدان نبرد نظامی است که منجر به خستگی نیروهای مسلح و در سطح بالاتر موجب «سردرگمی» آن‌ها در عرصه نظامی شود. تعریف اهداف عملیاتی نباید تابعی از وضعیت مذاکرات سیاسی باشد. اهداف عملیاتی باید بر اساس تهدیدات موجود انتخاب شود و تاکتیک‌های لازم برای تحققش طراحی و دنبال شود. اما اگر اهداف عملیاتی برای صرفا دست برتر داشتن در مذاکرات انتخاب شود، در مرور زمان به یک سردرگمی مبدل خواهد شد. باید مراقب این آفت بود. 《مسعود براتی》
چرا ترامپ در این حد نگران دریافت عوارض عبور توسط ایران در تنگه هرمز است؟ چون ترامپ می‌فهمد درآمد ایران از این منبع می‌تواند بیشتر از فروش نفت باشد و کارکرد تحریم‌ها را از بین ببرد. مدیریت تنگه هرمز یعنی بی‌اثر کردن ۷۳ سال ظلم آمریکایی علیه ایران. 《فواد ایزدی》
روایتِ اول را از ترامپ بگیرید با مردم گفتگو کنید... همانقدری که محرمانه نیست را به مردم بگویید... خیابان و میدان باهم بودند؛ دیپلماسی و میدان را جدا نکنید، این مردمِ جانفدا مهمترین دارایی شما هستند.
وال‌استریت‌ژورنال: اروپا خودش را برای «ناتوی بدون آمریکا» آماده می‌کند پس از افزایش تنش‌های آمریکا و اروپا بر سر جنگ با ایران، طرح جایگزین برای اطمینان از اینکه اروپا بتواند در صورت خروج آمریکا، با استفاده از ساختارهای نظامی موجود ناتو از خود دفاع کند، درحال قوت گرفتن است. مقامات مسئول این طرح‌ که برخی از آن‌ها به عنوان «ناتوی اروپایی» یاد می‌کنند، به‌دنبال آن هستند که اروپایی‌های بیشتری را در نقش‌های فرماندهی و کنترل اتحاد بگمارند و دارایی‌های نظامی ایالات متحده را با تجهیزات خود جایگزین کنند.
نتانیاهو: «ونس در مسیر بازگشت از اسلام‌آباد به من گزارش داد؛ کاری که هر روز انجام می‌دهد!» برای نخستین بار در تاریخ، مقام ارشد یک دولت، «گزارش روزانه» خود را به رئیس دولتی دیگر ارائه می‌دهد! تحقیر ساختاری
ناو هواپیمابر یواس‌اس آبراهام لینکلن (CVN-72) در خلیج عمان و در فاصله حدود ۱۲۵ مایلی از سواحل ایران رؤیت شده است. این دقیقاً همان فاصله‌ای است که معمولاً رختشوی‌خانه‌ها در ناوهای هواپیمابر آمریکایی در آن دچار آتش‌سوزی می‌شوند. باید مراقب بود.