مُنهِك؛
-
میدانی عزیزدلم؛
طنینِ صدای محکمت که در گوش هایمان میپیچید، پژواکِ تصویر زیبایت که در چشم هایمان آغشته میشد، دریایی از غیرت و عزت و آرامش در دلهایمان جاری بود. کجا رهبری را خواهی دید که برای دشمن خط و نشان بکشد و قربان صدقه مردمش برود؟ کجا چنین ابرمردی را خواهی یافت که لبخندش برای فراغ یک ملت کافی باشد؟
از آن لحظه هایی که صلابت از کلامت و اقتدار از چشمانت هنگامی که ملت نیازمند سخنت بود؛ از آن پیام های تبریک عید، امامت نماز فطر، نهالی که به دستت جان میگرفت، جلسه با شاعرانی که مبهوت چهره دلربایت میشدند و خود شعری میشدند عمیق، از آن شب های محرمی که بیتت روضه گاه حسین بن علی بود، از آغوش هایی که برایمان باز میشد و من همه مردم را دوست دارم از لب هایت جاری میشد . .
میخواهم بگویم جگرم آتش گرفته است. طوری که آتشش در میان رگ هایم جریان یافته و ذره ذره وجودم را از حیات آب میکند. دلتنگی چنان در بند بند وجود و سلول به سلولِ جسم بیجانم خانه کرده است که زمان کشیده شده و چهل روز را چهل سال گذرانده .
حقیقت که مانند پتک بر سرم کوبیده شد ؛ داغ نبودنت ، حسرت دیدارت و تحسر تنفس در هوای بیتت تا ابد و یک روز بر دلم خواهد ماند و قلبم را خواهد سوزاند .
بغض و اشکمان را روزی چنان بیرون خواهیم ریخت که دل سنگ آب شود . .
دیدارمان باشد برای رجعت؛ ای رهبر با صلابت ایران؛ شهید سیدعلی حسینی خامنهای .
- بهاء /'
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قشنگ بود
فقط نشونِ عشاق جناب سخنگو ندید، احتمالا خون و کف قاطی کنن
مُنهِك؛
برای بیمارِ ما خیلی دعا کنید .
لطفا برای شادی روحش و آرامش خانوادش فاتحه ای قرائت کنید .