eitaa logo
مُنیل🌱
1.2هزار دنبال‌کننده
767 عکس
401 ویدیو
5 فایل
اینجا زندگیمون رو آغشته به عقلانیت و دین میکنیم :) و در کنارش صفحات تاریخ رو ورق میزنیم🪴📚 . . مُنیل؟! به مقصود رساننده ؛ ای آنکه قادری برسانی مارا به آرزوهایمان نِیل به نوکری و مصاحبت امام حی را روزی فرما. گوش ِجان: https://daigo.ir/secret/4717359015
مشاهده در ایتا
دانلود
شب قبل در موکب هندی ها که انصافا خیلی مجهز بود استراحت کردیم. بسیار بزرگ در دوطبقه، فوق العاده خنک در حد سیبری😅 ، پزشک و داروخانه و دندانپزشکی و مسجد جدا از محل استراحت و رستوران و همه‌چیز داشت. حتی برای شام سه مدل غذا بود. شاید هم بیشتر. نرفتم سمت اون بخش. این سه‌تا هم دست دیگر خانوم ها دیدم. ساعت ۱۰ شب وارد شدیم . به داییم گفتم چند تا آلارم میزارم ولی اگه بیدار نشدم خودت یکاری بکن😂 خوابش خیلی چسبید✨ دلم میخواست تا ده صبح بخوابم🥲 قصد داشتم شب دوم در موکب آستان قدس رضوی بمونیم اما آقای پناهیان سخنرانی داشتند و بسیااار شلوغ بود. ربع ساعتی ایستادیم و استفاده کردم. به شدت مشتاق بودم نشستن پای منبر استاد کاشانی در اربعین رو تجربه کنم . از پیش از حرکتمون هم مدام کانالشون رو چک میکردم تا زمان سفرمون رو با سخنرانی ایشون تنظیم کنیم اما اطلاع رسانی نشد تا روز سوم که از اون موکب گذشته بودیم و توفیق نشد.🤦🏻‍♀ اون شب به معنای واقعی بیهوش شدم. از ساعت ۴ گوشیم زنگ میخورد. پنج دقیقه ای بود صداشو می‌شنیدم. به‌خودم گفتم معلوم نیست گوشی کیه قطعشم نمیکنههه😑 پتو رو زدم کنار دیدم ساعت ۴ و نیمه و گوشی داخل لباسم داره‌ میلرزه😂 نمیدونم چرا متوجه لرزش نشده بودم تو اون نیم ساعت😐 مثل روز قبل ۵ و نیم صبح راه افتادیم. حوالی ساعت ۱۰ موکب شهر تالش رو دیدیم که نوشته بود درمان سریع و علمی تاول در سه مرحله. نمیدونستم دقیقا میخوان چیکار کنن🥲 رفتم ؛ با نخ بخیه زدن و با گاز باندپیچی کردن و گفتن نباید تا یک هفته آب به هیچ‌وجه بهش برسه که عفونت نکنه.. چشمتون روز بد نبینه😂 همون شب کاملا خیس شد👀
مُنیل🌱
یکی از بزرگترین درس هایی که در این سفر‌ گرفتم، ظهر روز دوم طریق بود ؛ قصد داشتیم تا اذان ظهر راه بریم🌞 اما بخیه ها اذیتم میکردن و با اینکه همیشه دربرابر درد مقاومم نمیتونستم ادامه بدم. بغضم گرفته بود. نه برای خودم... من چهل کیلومتر رو در یک روز و نیم در‌ امنیت و رفاه کامل راه رفته بودم. از کربلا تا شام حدود ۹۲۰ کیلومتر بود... از ۱۹ محرم تا ۱ صفر ۱۳ روز ، هر روز ۷۰ کیلومتر ؛ با لباس دون شان.. زیر نگاه هرزه نامحرم ها.. و آب و غذای.. سرها بالای نیزه.. شاید الان کمی بهتر معنی روضه ها رو می‌فهمیدم... وارد موکبی شدم که همه زائرها از یک کاروان و همشهری بودند. انقدر زشت و با حرف های نامناسب همدیگه رو خطاب قرار میدادن و با خنده به هم فحش میدادن ‌که واقعاااا به هم ریخته بودم و احساس میکردم گوشم داره کثیف میشه🤦🏻‍♀ با دختر ده دوازه ساله ای که نزدیکم بود سر صحبت رو باز کردم که حواسم از اونها پرت بشه. اون هم انگار منتظر بود بهم پیشنهاد بازی و فیلم دیدن داد😩 گفت از نجف تا اینجا رو با اتوبوس اومدن و دنبال کسی بوده که چند ساعت باهاش بازی کنه👩‍🦯دوست نداشتم بگم نه و ناراحت بشه اما حالم واقعا خوب نبود.‌ بهش گفتم یکساعت میخوابم بعد با هم بازی کنیم🤦🏻‍♀سومین تیر خلاص هم همون موقع پرتاب شد😂 در حین صحبت هاشون یک خانوم شبهه ای رو بلند مطرح کرد و خندید و میدونستم ذهن خیلی ها به هم میریزه. خدایا چرا آخه الان🤦🏻‍♀ دختر کناریم رو کرد به من و گفت راست میگه ها.. هوفففف پاسخ حرف اون خانوم رو بارها به چندین نفر گفته بودم و واقف بودم اما واقعا توان صحبت کردن نداشتم. یاد تفکر غلط همیشگیم نسبت به حضرت زینب افتادم.. علم داشتن به مسئله ای کافی نیست ؛ چه جهاد عظیمی کردند بانو در اون وضعیت و من چقدررر عقبم 👩‍🦯 از اون روز مدام در فکرم که چرا جوابش رو ندادم و از زیر بار این مسئولیت شونه خالی کردم. از خودم خجالت میکشم ؛ خیلی وقت‌ها از خودم میپرسم چطور روزی با حضرت روبه رو بشم. امیدوارم منو ببخشن💔 ادامه دارد...
فَاِنَّهُ غَیرُ مَنقوصٍ ما اَعطَیْت آنچه تو دهی چیزی کم ندارد... - دعای ماه رجب -
مُنیل ارنی الطلعه الرشیده ۴ .mp3
زمان: حجم: 2.2M
دردمندان جهان بر در تو محتاجند چاره ایی ساز طبیبانه که بیمار توایم 💔
•♥️• پایین ترین درجه واجب در معرفت امام ؛
 یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ • با کی طرفیم ما ؟! • وَآمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ • • یا مَنْ یُعْطِی الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ • تو دنبال بهونه ای منو آدم کنی... برا همینم تحملم میکنی
تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَهً • اگه‌ معیار به شایستگی بود هیچ وقت ما رو جزء خریدارای اهل بیت نباید حساب میکردی... تو کی هستی🥺 ما رو آوردی تو این دنیا اجازه دادی ارکان عالم وجود رو هم دوست داشته باشیم...
عادتک الاحسان... این سفره ماه رجب رو پهن کردی ، با وجود غفلتی که داریم از سر سفره بلندمون نمیکنی... . . من رزق مادی م رو امروز ظهر‌،‌ ناهارمو میخورم اونی‌ هم که شصت نفر رو کشته ناهارشو میخوره... رزق معنوی ماه رجب فراهمه اون منم که باید بهره برداری کنم