eitaa logo
مُنیل🌱
1.7هزار دنبال‌کننده
828 عکس
419 ویدیو
6 فایل
اینجا زندگیمون رو آغشته به عقلانیت و دین میکنیم :) و در کنارش صفحات تاریخ رو ورق میزنیم🪴📚 . . مُنیل؟! به مقصود رساننده ؛ ای آنکه قادری برسانی مارا به آرزوهایمان نِیل به نوکری و مصاحبت امام حی را روزی فرما. گوش ِجان: https://daigo.ir/secret/4717359015
مشاهده در ایتا
دانلود
حیف‌ نمیشه‌ انفاقش کرد😂
•💛• اموری که در طول هفته انجام می‌دهیم ، شب جمعه بر امام زمان عرضه می‌شود ؛
آقا عیدتون خیییییلی مبااااارک💛✨ وی درحالی که حنجره خود را پاره‌ کرده و دستانش جانباز شده عید را تبریک میگوید😂 واسه امشب به جشن رفتن کفایت نکنید ؛ یه جعبه شیرینی بگیر برو خونه ؛ ۵۰ تومن برای یه خیریه واریز کن ؛ پول بذاریم تو پاکت بده رفتگر محل شاد بشن دارن زحمت میکشن؛ امام زمان فقط تو مراسمات هیئتمون که نیست💚
سلام و عرض ادب. امممم نمیدونم چی بگم😅 آره ما به کارمند اداره هم هدیه میدیم😅 همه کارمندها نه ، کسی زحمت بکشه بیشتر از وظیفه تعریف شده؛ البته بعد از انجام کارش که خدایی نکرده رشوه برداشت نکنه. من از بچگی یاد گرفتم اگه کسی زحمت بکشه باید قدردانی کنم به بهانه های مختلف. از کودکی دیدم مادرم روزهای زوج که رفتگر کوچه‌مون میومدن مثل صبحانه خودمون براشون آماده میکردن داخل سینی و پدر براشون میبردن. یادگرفتم سلام و خسته نباشید بگم بهشون. شاید بخاطر همین ریزه‌کاری ها بوده که شخصیت ویژه ای در ذهنم دارند. نوشتید معادل کارمند معمولی حقوق میگیرن.معادل کارمند معمولی زحمت میکشن؟ شاید دولت نمیفهمه ما که میفهمیم😅 نحوه برخورد و هدیه دادن به دیگران در حفظ شأنیت دو طرف اهمیت ویژه داره. در هرحال عذرمیخوام اگر ناراحت شدید. لازم دونستم توضیح بدم .
زمانی که پا به نجف‌اشرف گذاشتم آرامش خاصی قلبم رو در آغوش گرفته بود و سکوت محض ذهنم رو ؛ اما نزدیک شدن به کربلا ضربان قلبم رو تند کرد و خاک اندوه به ناخودآگاهم ‌می‌پاشید .وقتی از ون پیاده شدیم فکر میکردم نهایتا بیست دقیقه تا حرم راه داریم🥲 اما حدود دو ساعتی راه بود تا گنبد طلایی ِقمر عشیره زیباتر از ماهِ شبِ چهارده جلوه کنه :) لحظه‌ای تمام دنیا از حرکت ایستاد. حسی غریب در وجودم پیچید احساسی از جنس رهایی، از جنس وصال. سلام یا کاشف الکرب💔 سلام عمو عباسِ رقیه💔 سلام آقای‌علمدارباوفا💔 حوالی ساعت ۱۱ بود ؛ کنار عمود ۱۵ از هم جدا شدیم و قرارمون شد ساعت ۱۳:۳۰ کنار همون عمود. پ.ن عکس سمت چپ اولین عکس ورود به کربلا ، عکس سمت راست اولین لحظه ای که گنبد حضرت ابوالفضل علیه‌السلام رو دیدم :)
برای معطل نشدن در دوصف کفشم رو گذاشتم توی کیفم تا فقط کیف رو تحویل بدم. از عمود روبه‌روی امانتداری هم عکس‌ گرفتم تا بعدا جستجوی امانتداری از روی شماره و اسم وقتم رو نگیره؛ پرچمم رو تحویل نگرفت. بهش غبطه میخورم که در حرم علمدار گم شد... وصف‌کردن‌ تفتیش تا رو به روی ضریح؟! واقعا کلمه ای براش پیدا نمیکنم ؛ همه اومدن تا دور علمدار بگردن :) خداروشکر که انقدر عاشق اونجا بود :) یاد جمله امام خمینی افتادم که اگه مسلمین جمع بشن و هر کدوم فقط یک سطل آب‌ بریزن اسرائیل رو سیل میبره :) نیم ساعت در صفی که فیلم گرفتم بودم ایستادم اما یک متر هم جلو نرفت. چندساعت دیگه هم می‌ایستادم ارزشش‌ رو داشت اما با عقب و جلو رفتن موج افراد پای خانوم ها میرفت روی پام و یکم.... سلام دادم و حرفامو زدم. به نیت خانواده و دوستام و بچه های "من‌منتظرم" در‌صف زیارت ضریح زیارت عاشورا خوندم و اسم بردم. اجازه گرفتم برای زیارت حرم ارباب... فوقف العباس متحیرا...💔 مقتل ها در ذهنم تداعی میشد و بارون چشمم قصد تمومی نداشت.‌ این آقا چندسالیه محرم خلوت ها و زمین خوردن های منه و تا حالا دست خالی برنگشتم از در خونه ش. حتی در حرمش هم دلتنگش بودم :)