eitaa logo
🌹 منتظران ظهور 🌹
2.8هزار دنبال‌کننده
16.1هزار عکس
9.6هزار ویدیو
300 فایل
🌷بسم ربِّ بقیة الله الاعظم (عج)🌷 سلام بر تو ای امید ما برای زنده کردن حکومت الهی مرا هزار امید است و هر هزار تویی کپی متن با ذکر صلوات و دعای فرج ، حلال است🙏🏻 ادمین: @Montazer_zohorr تبادل و تبلیغ: https://eitaa.com/joinchat/1139737620C24568efe71
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔘 حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره اصرار می‌کرد که: ▪️ وقتی مجلس برگزار می‌کنید، برتری‌ها و امتیازهای اهل‌بیت علیهم‌السلام و فضایل و مناقب این حضرات را بگویید و در برابر این قضیه ابراز احساسات کنید. 🕯 حتی اگر اشک شما جاری نمی‌شود، حالت گریه به خود بگیرید و در حال حزن باشید و تباکی کنید (حالت گریه بگیرید). ⬅️ رحمت واسعه، صفحه ٢۴ (مجموعه فرمایشات حضرت آیت‌اللّٰه بهجت پیرامون حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام و اصحاب و یاران آن حضرت) 🏷
🌹 منتظران ظهور 🌹
داستان«ماه آفتاب سوخته» #قسمت_سی🎬: رباب کمی جلوتر می رود، درست است ام وهب با یک زن و مرد جوانی در ک
داستان:«ماه آفتاب سوخته» 🎬:‌ شب نهم ماه محرم است، لحظه به لحظه بر سربازان عمر سعد افزوده می شود، زیرا ابن زیاد حکم کرده، هر مردی را در کوفه ببیند او را میکشد و باید پیرو جوان به کربلا بروند و به اردوگاه عمرسعد بپیوندند، نزدیک به سی هزار مردجنگی یک طرف و حسین و اهل بیتش که کمتر از صد نفر مرد جنگی دارند هم یک طرف... حسین حجت خداست و سر منشاء عطوفتش از وجود باریتعالی ست، باز هم به دشمن خودش رحم می کند و می خواهد هدایتش کند و تا شاید عمرسعد دلش در پی حقیقت رفت و از آتش خشم خدا و دوزخ نجات یابد، بنابراین پیکی به جانب عمر سعد می فرستد تا با او گفت گویی داشته باشد.. عمر سعد که فکر میکند، حسین موج سربازان را دیده و تحت فشار قرار گرفته و می خواهد با یزید بیعت کند، این دیدار را میپذیرد و قرار میشود در تاریکی شب و جایی مابین دوسپاه یکدیگر را ببینند. شب از نیمه گذشته که امام همراه عباس و علی اکبر و هیجده تن از یارانش به محل ملاقات میرود و عمرسعد با پسرش حفص و تنی چند از فرماندهان سپاهش در آن مکان حاضر میشود. حال که هر دو گروه به محل ملاقات رسیدند، امام دستور میدهد تا یارانش بمانند و خود همراه عباس و علی اکبر جلو میرود و عمر سعد هم چنین می کند و خودش با پسرش حفص و غلامش پیش می آید. انگار این مذاکره کاملا مخفیانه است، چون عمر سعد نمی خواهد خبرش به ابن زیاد برسد، اما غافل از آن است که جاسوسان هم اینک در کنارش هستند. امام که رئوف ترین فرد روی زمین است ندا میدهد:«ای عمر سعد! می خواهی با من بجنگی؟ تو میدانی من فرزند پیامبر تو هستم، از این مردم جداشو و به سمت من بیا تا رستگار شوی» عمر سعد متحیر میشود چون انتظار چنین کلامی را از امام ندارد،آخر اوست که امام را با سربازانش محاصره کرده و آب را به روی کودکانش بسته‌...خیلی عجیب است امان نمی خواهد و نمی گوید آب را آزاد کن تا کودکانم تشنه لب نمانند، بلکه میخواهد عمر سعد از بند این دنیای دون آزاد شود و تشنه لب صحرای محشر نباشد. عمرسعد که حقیقت سخن حسین را درک کرده و عمری تسبیح به دست نقش روحانی مسجد را بازی نموده،خود را حیران و بین دوراهی میبیند، پس به امام می گوید: می ترسم به سمت تو بیایم خانه ام را ویران کنند.. امام لبخندی میزند و میفرماید: من خودم خانه ای زیباتر و بهتر برایت می سازم. عمر سعد با لکنت میگوید:می...میترسم مزرعه و باغ مرا بگیرند و ابن زیاد زن و بچه ام را به قتل برساند.‌ امام باز هم میفرماید: من بهترین باغ مدینه را به تو میدهم، آیا اسم مزرعه بُغَیبغه را شنیده ای؟! همان مزرعه ای که معاویه می خواست آن را به یک میلیون دینار طلا از من بخرد اما من آن را نفروختم، بیا به سمت من، من آن باغ را به تو می دهم و سلامت خانواده ات را برایت ضمانت می کنم، به سوی من بیا که خداوند آنها را محافظت میکند. عمر سعد که خوب می داند، حسین حرف نادرست و دروغ نمی زند، او معصوم است و نواده رسول الله، همان که سید جوانان اهل بهشت است و یکی از اهل کساست پس حرفهایش همه عین حقیقت است،اما اگر به آن مزرعه و عطایای حسین دلخوش کند، بی شک حکومت ری را از دست میدهد و حکومت ری کجا و مزرعه بغیبغه کجا؟! عمر سعد جوابی نمی دهد و این یعنی، حرف حسین را نپذیرفته..‌ امام فرصتی دیگر به او میدهد و میفرماید: ای عمر سعد، اگر نمی خواهی به من ملحق شوی پس راه را باز بگذار و اجازه بده راه مدینه را در پیش گیرم و به سوی حرم جدم بازگردم باز هم عمر سعد سکوت می کند و امام برای آخرین بار به او گوشزد میکند:«ای عمرسعد!بدان با ریختن خون من، هرگز به آرزوی خود که حکومت ری هست نمیرسی» و بازهم عمر سعد سکوت میکند... و این است که خداوند انسان را مختار آفرید تا راه سعادت و یا شقاوت خویش، خود برگزیند‌... عمر سعد به اردوگاهش باز میگردد، او نه می خواهد حکومت ری را از دست دهد و نه می خواهد آتش خشم خدا را با جنگ کردن با حسین به جان خرد، هم حب دنیا چشمش را کور کرده و هم از آتش عقبی میترسد، پس راهی انتخاب می کند که به نظرش بهترین است و نامه ای کوتاه به ابن زیاد مینویسد: شکر خدا که آتش فتنه حسین خاموش شده، حسین به من پیشنهاد داده که اجازه دهم به سمت مدینه برگردد، خیر و صلاح امت اسلامی هم در قبول این پیشنهاد است.. قاصد عمر سعد به سمت کوفه حرکت می کند و نیمه های روز نهم محرم به اردوگاه ابن زیاد در کوفه میرسد. ابن زیاد نامه را می خواند و مردد است چه جواب دهد که ناگهان صدایی به گوشش میرسد: ای ابن زیاد مبادا این پیشنهاد را قبول کنی که اگر حسین از کمند تو گریخت، گریخته است و با رساندن خود به مدینه و شیعیانش، کار برای تو و یزید سخت خواهد شد. ابن زیاد رو به آن شخص می کند و میگوید: تو کیستی که چنین حکیمانه سخن می گویی؟! ادامه دارد.. 📝به قلم:ط_حسینی https://eitaa.com/joinchat/1965162593Cbe8736d84c 🖤🌿🖤🌿🖤🌿🖤
داستان«ماه آفتاب سوخته» 🎬: آن شخص آبله رو که انسان از دیدن چهره اش هراسی در دلش میافتد جلو می آید و تعظیم می کند و میگوید: بنده چاکر درگاهتان، شمربن ذی الجوشن هستم و کاش چنین کسی از مادر زاده نمی شد، کاش زمین خاکی چنین حرامی را در خود پرورش نمیداد... شمر سرش را نزدیک گوش ابن زیاد میبرد و میگوید: جاسوسان من خبر آوردند که شب گذشته عمر سعد با حسین دیدار داشته، شما که باید نفوذ کلام هاشمیان را بدانید، آنها مانند فاطمه سخن میگویند و چون علی رجز می خوانند و کمتر کسی ست که تحت تاثیر حرفهایشان قرار نگیرد... و با این حرف شمر، تازه حساب کار دست ابن زیاد می آید و خنده مرموزانه ای می کند و میگوید: پس برای همین است عمر سعد اینقدر تعلل می کند و جنگ را عقب می اندازد، او می خواهد هم مورد غضب خدا قرار نگیرد و هم عروس حکومت ری را بدون جنگ به حجله اش ببرد و سپس با صدای خشمگین می گوید: بی درنگ به سمت کربلا برو، نامه مرا به عمر سعد برسان و اگر دیدی او از جنگ با حسین شانه خالی میکند، همان لحظه گردنش را بزن و خود فرماندهی نیروها را به عهده بگیر و جنگ را آغاز کن.. شمر لبخند پیروزمندانه ای میزند و با آخرین نفراتی که در کوفه مانده اند حرکت میکند، او در دل ذوق زده است چرا که عمر سعد را میکشد و حکومت ری را از آن خود می کند، اما خبر ندارد که جاسوسان عمر سعد این خبر را همچون باد ،قبل از رسیدن شمر و سپاهش به کربلا به گوش عمرسعد رسانده اند... حال عمرسعد و شمر باید بر سر دنیایی پوچ و دروغین گلاویز شوند..‌ خبر به عمر سعد میرسد، عمر سعد در همان روز نهم محرم، لباس رزم به تن میکند و ناقوس جنگ را به صدا در می آورد تا وقتی که شمر به کربلا رسید،دلیلی برای کنار زدن او از فرماندهی نداشته باشد. کودکان کربلا با شنیدن ناقوس جنگ، هراسان به این طرف و آن طرف میروند. یکی دامن عباس را گرفته و دیگری در کنار علی اکبر است و اما زینب و رباب و اهل حرم، خیمه حسین را چونان نگین انگشتری در برگرفته اند... رقیه که اوضاع را چنین می بیند، با سرعت خود را به خیمه پدر میرساند و خود را در آغوش او جای میدهد، انگار می خواهد تا ابد در آغوش امن پدر بماند.... ادامه دارد.. 📝به قلم:ط_حسینی https://eitaa.com/joinchat/1965162593Cbe8736d84c 🖤🌿🖤🌿🖤🌿🖤🌿
داستان«ماه آفتاب سوخته» 🎬: عصر روز تاسوعاست، رباب همانند پروانه دور خیمه حسین می گردد،او می خواهد از لحظه لحظه وجود دلبر عالم هستی استفاده کند،هر چند این استفاده نگاهی از راه دور باشد. نا گاه میبیند که مولایش حسین جلوی خیمه آمد و نشست و سر بر زانو گذاشت، رباب لبخندی میزند و در دل می گوید: گویا مولایم متوجه دل بی قرار من شده و درست جلوی خیمه نشسته و سر به زانو گذاشته تا منِ بینوا سیر او را ببینم اما نمی داند که خواب اندکی امام را دررباییده.. صدای همهمهٔ سپاهیان بار دیگر بلند میشود و اینبار این صدا با نشان دادن برق شمشیرها همراه میشود. زینب که از هیاهو خاطره خوشی ندارد و ذهنش او را به روزگاری می کشد که هیاهویی در کوچه های مدینه بلند شد و مادرش زهرا را پشت در دید که شعله های آتش، درچوبی خانه را در برگرفته بود و از میخ در خون میچکید و زینب زیر لب میگفت: کاش خون سینهٔ مادر نباشد! زینب هراسان بیرون می آید و ناخوداگاه به سمت خیمهٔ برادر روان میشود و انجاست که میبیند در این هیاهوی دشمن، حسین چون طفلی تازه متولد شده ، سر به زانو گذاشته و خواب است. زینب کنار حسین قرار میگیرد، رباب که چشمش به زینب می افتد او هم به طرف خیمه می آید. زینب خم می شود و آرام بوسه ای از سر برادر می گیرد، ناگاه حسین سر از زانو برمی دارد و زیر لب می گوید: انا لله و انا الیه راجعون، گمان فصل بوسیدن رگ گردن رسیده... زینب که ترس دارد حسینش را از او بگیرند بوسه ای از دست حسین میستاند و میگوید:زینب به قربانت شود! چه میفرمایید برادر؟! حسین خیره به چهره زینب، این خواهری که بوی مادر میدهد و صلابت پدر را به یاد همگان می اندازد می نماید و میفرماید: لحظه ای خواب بر من غلبه کرد، جدم پیامبر را در خواب دیدم که فرمود: «ای حسین! تو به زودی میهمان ما خواهی بود» زینب نگاهی به حسین مظلومش میکند و نگاهی به سپاهیان پیش رو که عربده کشان عرض اندام می کنند، و بر سر زنان شروع به گریه می کند و رباب که شاهد این صحنه است می فهمد که زینب چیزی شنیده که فهمیده باید دل از حسین بکند...رباب طاقت از کف می دهد و نزدیک این خواهر و برادر می شود، روی می خراشد و شیون کنان قربان صدقهٔ حسین می رود. امام رو به انان می کند و میفرماید: آرام باشید سپاه دشمن به سمت حسین می آید و حسین به سمت عباسش می رود...گویا می خواهد به همگان بگوید، من تنها و مظلومم و سپاهم عباس است و به عباسش پناه میبرد.. حسین مظلوم رو به برادری که همیشه او را مولا خطاب می کند و ادب خجلت زده از ادب عباس است مینماید و میگوید: جانم به فدایت... امام به عباس می گوید جانم به فدایت...به قربان غریبی فرزندان علی که همیشه غریبند.. عباس! این شیر بیشهٔ حیدر ،که جامهٔ رزم به تن کرده، سر خم میکند و میگوید: امر بفرمایید مولایم... امام می فرماید: جانم به فدایت، برو ببین چه خبر شده؟ هنوز سخن در دهان حسین است که عباس با بیست مرد جنگی به پیش می رود، عباس نگو...حیدر کرار بگو با چهره ای مصمم و قامتی رشید به پیش می رود.. لرزه براندام لشکر سی هزار نفری ابن زیاد می افتد، کسی جرات نمی کند برای رویارویی جلو بیاید و عباس حکم از حسین دارد که شروع کننده جنگ نباشد و فقط خبر بگیرد صدای شیر ژیان ام البنین در صحرا میپیچید: شما را چه شده؟! هدف از اینهمه آشوب و هیاهو چیست؟! صدایی لرزان جواب او را میدهد: دستور از ابن زیاد است که اگر حسین با یزید بیعت نکرد، با او بجنگیم. عباس، چون باد برمی گردد و پیغام را به مولایش می رساند. امام نگاهی به کاروان می اندازد و میفرماید: عباسم! به سمت سپاه برو واز آنها بخواه تا یک شب دیگر به ما فرصت دهند، ما می خواهیم یک شب بیشتر با خدای خود راز و نیاز کنیم، فقط خدا میداند که حسین چقدر عاشق خواندن نماز است... پیغام به عمر سعد میرسد و او مردد است که چه کند، ناگاه عمرو بن حجاج فرمانده نیروهای محافظ فرات فریاد میزند: عجب مردمی هستید! به خدا قسم اگر کفار از شما اینچنین درخواستی می کردند، می پذیرفتید اکنون که پسر پیامبر چنین خواسته ای دارد چرا قبول نمی کنید؟! عمر سعد نگاهی به سپاهیانش می کند و متوجه میشود آنان با دیدن عباس بن علی که خاطرهٔ رشادت های پدرش را زنده کرده و بیست تن یاران او که همه چون حبیب و زهیر جنگاورانی قدر قدرت هستند روحیه شان را باخته اند، پس با زیرکی دستور عقب نشینی می دهد و حمله را میگذارد برای صبح عاشورا... ادامه دارد... 📝به قلم:ط_حسینی https://eitaa.com/joinchat/1965162593Cbe8736d84c 🖤🌿🖤🌿🖤🌿🖤🌿
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
مجموعه نمایش صوتی " یک آیه یک قصه " "آموزش مفاهیم قرآن به کودکان با قصه تهیه شده در رادیو قرآن ✅ مخصوص https://eitaa.com/joinchat/1965162593Cbe8736d84c
یک آیه یک قصه (28).mp3
3.55M
قسمت 8️⃣2️⃣ 📜سوره مبارکه عبس آیه ۲۴ 🔹فلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ🔹 https://eitaa.com/joinchat/1965162593Cbe8736d84c
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
وجود هیچکس غمها را♥️🍃 از بین نمیبرد☘ اما کمک میکند با وجود غمها محکم بایستیم مثل چتر که باران را متوقف نمیکند☘ اما کمک میکند آسوده زیر باران بایستیم انسانهابه مهربانی یکدیگر تکیه می کنند شب بخیر⭐️🌙 https://eitaa.com/joinchat/1965162593Cbe8736d84c
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام صبح تون معطر به ذکرصلوات برمحمدوآل محمد(صلی الله علیه و آله وسلم)🖤 🍃🖤 اللَّـهُمَّ 🖤🍃 🍃🖤 صَلِّ 🖤🍃 🍃🖤 عَلَى 🖤🍃 🍃🖤 مُحَمَّد 🖤🍃 🍃🖤وعلی آلِ 🖤🍃 🍃🖤 مُحَمَّد 🖤🍃 🍃🖤وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ🖤🍃 به رسم ادب هرصبح: السلام علی رسول الله وآل رسول الله جمیعا و رحمت الله و برکاته🖤 اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ🖤 السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین🖤 السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا🖤 السلام علیک یابقیة الله فی ارضه(عج)🖤 السلام علیکم جمیعاو رحمت الله و برکاته..🖤 و لعن الله علی اعدائهم اجمعین...🔥 https://eitaa.com/joinchat/1965162593Cbe8736d84c
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
جمالش قبلهٔ دلها، دَمَش حلّال مشکلها به پشت پردهٔ غیبت، حقیقت همچنان باقیست دعا کن تا که بازآید، جمالش جلوه گر گردد نیاید یوسف زهرا، مصیبت همچنان باقیست 💠 بارالها ! امروز به تک تک لحظه های خلوتم برکت ببخش و وجودم را از افکار راهگشا و مثبت پر کن ، آنگاه زیبا می اندیشم ، زیبا عمل میکنم و یقین دارم، زیباترین نتیجه را میگیرم. 💠 مهربانم ! امروز و همه ی روزهای دیگر حس خاصی دارم ، حس پیروزی ، حس موفقیت ، خودت از دلم خبر داری و میدانی که در هر شرایطی حس یک برنده را دارم ، چون تو را دارم و در هر قدم تجربه ای بر تجاربم افزوده میشود. 💠 امروز عاشقانه و مشتاقانه منتظر خیر و برکات تو هستم....
⇦ سالم بن عمرو «سالم بن عمرو بن عبدالله»، از شهداى کربلا است. او غلامی از طایفه «بنی المدینه» بود. بنی المدینه تیره ای از بنی کلب قضاعه از عرب قحطان است که زید بن حارثه، صحابی معروف از این تیره بوده است. سالم بن عمرو در کوفه می زیست و از شیعیان اهل بیت بشمار می آمد. او شیعه ای شجاع، سوارکاری نامدار و... ● عنصر شجاعت، ج ۲، ص ۲۷۱، انصارالحسین، ص ۷۴.
❧ درس توحید در یک کلام حادثه کربلا کتابی سرشار از معارف اسلامی، و اصلی ترین درس آن درس توحید است. در رفتار سیدالشهدا و یاران بزرگوارش توحید عملی به زیبایی تمام جلوه گر شده است. آنان اثبات کردند که ... پایان ‌‌‌‌‌‌‌┄✦۞✦‌‌✺‌﷽‌‌‌✺✦۞✦┄ ✨حضرت محمد (صلے‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: كربلا پاك‌ترين بقعه روى زمين و از نظر احترام بزرگ‌ترين بقعه‏‌ها است والحق كه كربلا از بساط هاى بهشت است.✨
ــــــــــــــــــ☫﷽☫ــــــــــــــــــ 🦋 🦋 ــــــــــــــــــــــــــــــــ🌹ــ 📗تفسیر 📖هـرروز انس با قرآن مجید 🌸 ‎‌‌‎‌‌‎‌‌✾࿐༅✧🍃🌺🍃✧ ༅࿐✾🌸 ❀‏ موضوع ❀‏ 🔷ﻫﺪﻑ ﻧﻬﺎﻳﻲِ ﻧﺰﻭﻝ ﻗﺮﺁﻥ، ﺗﻮﺣﻴﺪ ﺍﺳﺖ. ـــــــــــــــــــــــــــ🌹_ 📖❀‏ سوره الشعراء/ آیہ (٢۱۰و۲۱۱و۲۱۲و۲۱۳) اَعُوذُ بِٱݪلّٰهِ مِنَ ٱݪشَیْطٰان ٱݪرَّجیٖمْ بِسْمِ ٱݪلّٰهِ ٱݪرَّحْمٰنِ ٱݪرَّحیٖمِ 🔺وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ 🔻ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﻫﺎ ﻧﺎﺯﻝ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ،(٢١٠) 🔺وَمَا يَنبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ 🔻ﻭ [ ﻧﺰﻭﻝ ﻗﺮﺁﻥ ]ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﻴﺴﺖ ، ﻭ ﻗﺪﺭﺕ [ ﻭﺣﻲ ﻛﺮﺩﻥ ﭼﻨﻴﻦ ﻛﺘﺎﺑﻲ ﺭﺍ ] ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ،(٢١١) 🔺إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ 🔻ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺷﻨﻴﺪﻥ [ ﻭﺣﻲ ﺍﻟﻬﻲ ﻭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻣﻠﻜﻮﺗﻲ ] ﻣﺤﺮﻭم ﻭ ﺑﺮﻛﻨﺎﺭﻧﺪ .(٢١٢) 🔺فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ 🔻ﭘﺲ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻣﻌﺒﻮﺩﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﻣﭙﺮﺳﺖ ، ﻛﻪ ﺍﺯ ﻋﺬﺍﺏ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻲ ﺷﺪ .(٢١٣) 🌸 ‎‌‌‎‌‌‎‌‌✾࿐༅✧🍃🌺🍃✧ ༅࿐✾🌸 🔍❀‏ تفسیرنمونه❀‏🔎 ـــــــــــــــــــــــــــ🌹_ ✍ ﭘﻴﺎم ﻫﺎ👇 ١- ﺗﻬﻤﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻗﺎﻃﻌﺎﻧﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﻫﻴﺪ. «ﻭ ﻣﺎ ﺗَﻨﺰّﻟﺖ» ﻣﺸﺮﻛﺎﻥ ﺍﻟﻘﺎﻱ ﺁﻳﺎﺕ ﺭﺍ ﻛﺎﺭ ﺷﻴﺎﻃﻴﻦ ﻣﻲ ﭘﻨﺪﺍﺷﺘﻨﺪ. ٢- ﻗﺪﺍﺳﺖ ﻭﺣﻲ، ﺍﺯ ﺧﺒﺎﺛﺖ ﺷﻴﺎﻃﻴﻦ ﺩﻭﺭ ﺍﺳﺖ. «ﻣﺎ ﻳَﻨﺒﻐﻲ ﻟﻬﻢ» ٣- ﻗﺪﺭﺕ ﺟﻦ ﻭ ﺷﻴﺎﻃﻴﻦ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﺍﺳﺖ. «ﻭ ﻣﺎ ﻳَﺴﺘﻄﻴﻌﻮﻥ» ٤- ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻴﮕﺎﻧﮕﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﺍﻛﺰ ﻗﺪﺳﻲ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖ. «ﺍِﻧّﻬﻢ ﻋﻦ ﺍﻟﺴَﻤﻊِ ﻟﻤﻌﺰﻭﻟﻮﻥ» ٥ - ﺍﮔﺮ ﻗﺎﺑﻠﻴّﺖ ﻭ ﭘﺎﻛﻲ ﻭ ﻇﺮﻓﻴّﺖ ﺑﺎﺷﺪ، ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺰﻭﻝ ﻭﺍ ﻣﻲ ﺩﺍﺭﺩ. «ﻧَﺰَﻝ ﺑﻪ ﺍﻟﺮّﻭﺡ ﺍﻟﺎﻣﻴﻦ ﻋﻠﻲ ﻗﻠﺒﻚ» ﻭﻟﻲ ﺍﮔﺮ ﺁﻣﺎﺩﮔﻲ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺣﺘّﻲ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ، ﺑﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﻣﺤﺮﻭﻣﻴّﺖ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ. «ﻟﻤﻌﺰﻭﻟﻮﻥ»، «ﻓﺎَﺗﺒَﻌﻪ ﺷﻬﺎﺏ» ٦- ﻫﺪﻑ ﻧﻬﺎﻳﻲِ ﻧﺰﻭﻝ ﻗﺮﺁﻥ، ﺗﻮﺣﻴﺪ ﺍﺳﺖ. «ﻭ ﻣﺎﺗَﻨﺰّﻟﺖ... ﻓﻠﺎﺗَﺪﻉُ ﻣﻊ ﺍﻟﻠّﻪ» ٧- ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺷﺮﻙ ﻧﻬﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ، ﺗﺎ ﻣﺎ ﺑﻴﺎﻣﻮﺯﻳﻢ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﻱ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﻏﻴﺮ ﺧﺪﺍ ﻧﺮﻓﺖ. (ﺑﻪ ﺩﺭ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ ﺗﺎ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﺑﺸﻨﻮﺩ). «ﻓﻠﺎ ﺗﺪﻉُ ﻣﻊ ﺍﻟﻠّﻪ» ٨ - ﻋﺼﻤﺖ ﺍﻧﺒﻴﺎ، ﺑﺎ ﺁﺯﺍﺩﻱ ﻭﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﻨﺎﻓﺎﺗﻲ ﻧﺪﺍﺭﺩ. (ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻣﻌﺼﻮم ﺍﺳﺖ ﻭﻟﻲ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﻏﻴﺮ ﺧﺪﺍ ﺭﻭﺩ، ﻟﺬﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻬﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ) «ﻓﻠﺎﺗَﺪﻉ» ٩- ﺭﻫﺒﺮﺍﻥ ﺗﻮﺣﻴﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﺧﻮﺩ ﺍﻭّﻟﻴﻦ ﻣﻮﺣّﺪﺍﻥ ﺑﺎﺷﻨﺪ. «ﻓﻠﺎ ﺗَﺪﻉ» ١٠- ﻏﻴﺮ ﺧﺪﺍ، ﻫﺮ ﭼﻴﺰ ﻭﻫﺮﻛﺲ ﺑﺎﺷﺪ، ﻗﺎﺑﻞ ﭘﺮﺳﺘﺶ ﻧﻴﺴﺖ. «ﺍﻟﻬﺎً ﺁﺧﺮ» ١١- ﺷﺮﻙ، ﺳﺒﺐ ﻫﻠﺎﻛﺖ ﺍﻣّﺖ ﻫﺎﻱ ﭘﻴﺸﻴﻦ ﮔﺮﺩﻳﺪﻩ ﺍﺳﺖ. «ﻓﻠﺎﺗﺪﻉ... ﻓﺘﻜﻮﻥ ﻣﻦ ﺍﻟﻤﻌﺬّﺑﻴﻦ» (ﻳﻌﻨﻲ ﺍﺯ ﻋﺬﺍﺏ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﻗﺒﻠﻲ ﻣﻲ ﺷﻮﻱ) ١٢- ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﻏﻴﺮ ﺧﺪﺍ ﺭﻓﺘﻦ، ﺑﻴﭽﺎﺭﮔﻲ ﻭ ﻋﺬﺍﺏ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ. «ﻓﺘﻜﻮﻥ ﻣﻦ ﺍﻟﻤﻌﺬّﺑﻴﻦ» ١٣- ﺁﻳﺎﺕ ﺍﻟﻬﻲ، ﺑﻪ ﺷﺨﺼﻴّﺖ ﻫﺎﻱ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﻴﺰ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ. «ﻓﺘﻜﻮﻥ ﻣﻦ ﺍﻟﻤﻌﺬّﺑﻴﻦ 🌸 ‎‌‌‎‌‌‎‌‌✾࿐༅✧🍃🌺🍃✧ ༅࿐✾🌸 🔹❀‏ حدیث روز 🔹❀‏ ـــــــــــــــــــــــــــ🌹_ 🕋 پيامبر صلي الله عليه و آله: 🔺وَ الَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ بَشيرا لايُعَذِّبُ اللّه ُ بِالنّارِ مُوَحِّدا أَبَدا؛ 🔻سوگند به آن كس كه مرا نويددهنده برانگيخت، خداوند هرگز يكتاپرست را در آتش عذاب ندهد. 📚✍🏻التوحيد، ص 29، ح 31. 🌸 ‎‌‌‎‌‌‎‌‌✾࿐༅✧🍃🌺🍃✧ ༅࿐✾🌸 🗓️ امروز:یکشنبہ ☀️١۵/مرداد/١٤٠٢/٠۵   🌙١٩/‌محرم/١٤٤۵/۰۱        2023/08/06 🌲 🌸 ‎‌‌‎‌‌‎‌‌✾࿐༅✧🍃🌺🍃✧ ༅࿐✾🌸 📿❀‏ذڪـرِ روز ـــــــــــــــــــــــــــ🌹 🕋 یا رب العالمین 📿یا ذالجلال والاکرام(۱۰۰ مرتبه)  ای صاحب جلال و بزرگواری ذکرخاص روز یکشنبه 💠 ایاک نعبد وایاک نستعین( ۱۰۰۰ مرتبه) 🔷🔸ذکر روز یک شنبه موجب فتح و نصرت می شود. ذکر روز یکشنبه به اسم 🌹امیرالمومنین(عليه‌السلام) و 🌹حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) است. روایت شده که در این روز زیارت حضرت امیرالمؤمنین (عليه‌السلام) و زیارت حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) خوانده شود 🌸 ‎‌‌‎‌‌‎‌‌✾࿐༅✧🍃🌺🍃✧ ༅࿐✾🌸 💫✨💫✨💫✨💫✨💫✨ 🤲*اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ 💫✨💫✨💫✨💫✨💫✨ 🚩🌥️ هـر روز صبح به رسم ادب و ارادت ✋🏻 سـلام میدهیم به ارباب بی کفن:🚩 🚩اَلسَّلامُ عَلَیْڪَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائڪَ عَلَیْڪَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِڪُمْ 🚩 اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلے اولاد الحسين وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ 🌸 ‎‌‌‎‌‌‎‌‌✾࿐༅✧🍃🌺🍃✧ ༅࿐✾🌸
💎 تقویم نجومی 💎 ✴️ یکشنبه 👈15 مرداد/ اسد 1402 👈19 محرم 1445👈6 اوت 2023 🏛 مناسبت های دینی و اسلامی. نوشاندن سم به امام مجتبی علیه السلام توسط همسرش جعده ملعونه. 🐪 حرکت دادن کاروان اسرای کربلا به شام. ⭐️ احکام دینی و اسلامی ❇️امروز روز خوبی برای امور زیر است: ✅مقدمات ازدواج‌. ✅خرید وسیله سواری و حیوان. ✅جابجایی و نقل و انتقال. ✅مسافرت. ✅آغاز آموزش و امور یاد گیری. ✅آغاز کتابت و نگارش کتاب و پایان نامه. ✅ارسال نامه به دوستان. ✅شاگرد گرفتن. ✅و صید و شکار و دام گذاری خوب است. 👼 مناسب زایمان و نوزاد خوش قدم و از او خیر انتظار می رود. ✈️ مسافرت:مسافرت خوب است. 🔭 احکام نجوم. 🌓 امروز :قمر در برج حمل است و از نظر نجومی برای امور زیر نیک است : ✳️ختنه نوزاد. ✳️خرید لوازم و ضروریات منزل. ✳️آغاز درمان و معالجات. ✳️ارسال کالاهای تجاری. ✳️صید و شکار و دام گذاری. ✳️و دیدار مسولین خوب است. 🔵امور کتابت حرز و بستن و نماز آن خوب است. 👩‍❤️‍👨مباشرت امشب: فرزند به تقدیر و قسمت خود راضی و مباشرت برای سلامتی مفید است ⚫️ اصلاح سر و صورت. طبق روایات ، (سر و صورت) در این روز از ماه قمری ، باعث توانگری می شود 💉🌡حجامت خون دادن فصد و زالو انداختن یا #زالو انداختن در این روز، از ماه قمری،باعث رفع درد بدن می شود. 😴😴تعبیر خواب. خوابی که شب " دوشنبه " دیده شود طبق آیه ی 20 سوره مبارکه "طه" است. فالقاها فاذا هی حیه تسعی ... و چنین استفاده میشود که دلیلی قوی در اختیار خواب بیننده قرار گیرد و کار خود را با آن پیش ببرد ان شاءالله. و به این صورت مطلب خود رو قیاس کنید. 💅 ناخن گرفتن یکشنبه برای ، روز مبارک و مناسبی نیست و طبق روایات ممکن است موجب بی برکتی در زندگی گردد. 👕👚 دوخت و دوز یکشنبه برای بریدن و دوختن روز مناسبی نیست . طبق روایات موجب غم واندوه و حزن شده و برای شخص، مبارک نخواهد بود‌( این حکم شامل خرید لباس نیست) ✴️️ وقت در روز یکشنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ و بعداز ساعت ۱۶ عصر تا مغرب. ❇️️ ذکر روز یکشنبه : یا ذالجلال والاکرام  ۱۰۰ مرتبه ✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۴۸۹ مرتبه که موجب فتح و نصرت یافتن میگردد . 💠 ️روز یکشنبه طبق روایات متعلق است به و . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد 🌸زندگیتون مهدوی 🌸 🌸به امید پرورش نسلی مهدوی ان شاءالله🌸 🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿 🌸زندگیتون مهدوی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌺 اللهم صل على محمد و آل محمد 🌺 🌷تلاوت امروز هدیه به محضر امیرالمومنین، حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها 🌷 💎 قرآن ص ۳۵ عثمان طه 💎 آیات نورانی: ۲۲۴ - ۲۲۰ سوره بقره صوت ترتیل و ترجمه قرآن 👇👇👇