هدایت شده از ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان همدان
بمناسب رحلت بانوی صبر و مقاومت نیرالسادات احتشام رضوی
✒"صبح بیست و هشت دی ماه سی و چهار، از خواب که بلند شدم، در چهره بچه هایم، زردی و رنگ پریدگی ای را دیدم، که علامت یتیمی است! حدسم این بود که دیشب، باید اتفاقی افتاده باشد! رادیو را که باز کردم، گفت: شب گذشته سید مجتبی نواب صفوی و یارانش، اعدام شدند! پی جوی جنازه اش شدم. با پیکر او، می شد یک انقلاب به پا کرد! نهایتا گفتند: آنان را همان نیمه شب، در مسگرآباد دفن کرده اند! رفتم و خودم را به روی قبر محبوبم انداختم، همراه به گریه ای که احساس می کردم، دارد زمین و زمان را می سوزاند! برای مردم سخنرانی کردم، بی پروا اهداف نواب را می گفتم و به شاه می تاختم! روزهای متمادی، کارم همین شده بود! پس از چند روز، شبی آقا به خواب یکی از دوستان آمده و گفته بود: به خانواده ما بگوئید که چند وقت، سر قبر نیاید! بعدها معلوم شد که یکی از کامیون های ارتشی مستقر، ماموریت داشت مرا در حاشیه حضور در قبرستان، زیر بگیرد..."
#نیر_السادات_احتشام_رضوی
#زندگی_عاشقانه
#نواب_صفوی
#بی_تفاوت_نباشیم
https://www.instagram.com/p/CN1p1sml-yW/?igshid=1nmzcnv198d4i