من همزمان میتونم با دو نفر با دوتا مود متفاوت توی دوتا پی وی متفاوت حرف بزنم.
رویاهایِ شما چه رنگیه؟چه شکلیه؟شبیه کجاست؟
واسه من سبزه
یه جایی مثل روستاهای شمال ، که نزدیک جنگل باشه
صبحا لباسای رنگیمو میپوشم،
میرم هیزم جمع میکنم و چای آتیشی راه میندازم
پرتقال میچینم و آهنگ شمالی میخونم و میرقصم
وقتی بارون میاد کنار کلبهی چوبیم میشینم و
از بوی خاک نم خورده نفس میگیرم
تو رویاهام بارون منو یاد چیزای قشنگ میندازه
بدون غم،بدون حسرت،بدون خستگی،بدون نرسیدن...
زندگی اگه این نیست ، پس چیه؟
این چه کوفتیه که کتاب و کامل خوندی یه دور
ولی بازش میکنی
حتی یه کلمه ام یادت نیست
داری بازم میخونی
بعد فجیع ترش اینه که
میگی نکنه سر امتحانم یادم نیاد
و از استرس نصف میشی
"زیر نور ماه"
این چه کوفتیه که کتاب و کامل خوندی یه دور ولی بازش میکنی حتی یه کلمه ام یادت نیست داری بازم میخون
همونطوری که به خاطر درد و معده و حال و روزم اشک میریزم میرم
برای بار ... ام مترادف و متضاد ها رو بخونم