"زیر نور ماه"
این چه کوفتیه که کتاب و کامل خوندی یه دور ولی بازش میکنی حتی یه کلمه ام یادت نیست داری بازم میخون
همونطوری که به خاطر درد و معده و حال و روزم اشک میریزم میرم
برای بار ... ام مترادف و متضاد ها رو بخونم
"زیر نور ماه"
برای کیک بودن زیادی قشنگ بود:)
مامانم انقدر خوشحال شد که
از خوشحالیش میتونستم پرواز کنم
هدایت شده از
اگر مودی بودن یک برند بود، من مودی پرومکس الترا ۱۰ پلاس بودم.
ʜʏᴘᴏᴘʜʀᴇɴɪᴀ
"زیر نور ماه"
و انقدر دردناک بود اون لحظه ای که باهم خدافظی کردیم
اومد بهم دست داد
چندثانیه طول کشید
بعد تا وقتی دستش و بکشه عقب و بره
یه نگاه خیلی غمگینی بهم انداخت...