الان بیدار شدم
برای درس نه ها
بیدار شدم خونه رو تمیز کنم
و چون از شدت گشادی غذا نخوردم
معدم درحال پاره کردنمه
در عین حال همه کارا رو باید تا ۷ تموم کنم
چون بعد مدرسه باز بیرونم تا ۶ یا ۷ اینا
و دلم میخواد خونه برق بزنه
"زیر نور ماه"
الان بیدار شدم برای درس نه ها بیدار شدم خونه رو تمیز کنم و چون از شدت گشادی غذا نخوردم معدم درح
حالا به مرحله برق زدن نرسید
ولی تقریبا تموم شد
و الان اهنگ گذاشتم دارم چای میخورم
هوا یه طوری خوبه
انگار داری تو خیابون های شمال قدم میزنی که برسی به دریا
ولی حقیقت تلخ اینه که
تهرانی و داری میری مدرسه:)
هیچ ذهنیتی راجب ۱۸ سالگی ندارم
ولی شروع جالبی نداشته تاحالا
شاید به خاطر مودی بودن منه:)