تو اعماق وجودم یه دریا دارم؛ هرکسی از چشمم بیوفته اونجا خفش میکنم تا دیگه برام بمیره؛ تا یادم بره این آدم یه روزی انقدر مهم بوده که با یک ساعت نبودنش دلم شور میزده؛ آره همینقدر بیرحم،خیلی در حقم بی رحمی شد و چشم پوشی کردم!
وقتی داری روی تخته سبزیجات و خرد میکنی
برخورد صدای چاقو با تخته از قشنگترین صداهاست برام:)
گاهی باید دستتو بزاری زیر چونه تو
کارای بقیه رونگاه کنی به دروغاشون، قضاوت کردناشون، بهونه هاشون، حرفاشون
نه تایید کنی نه مخالفت، فقط خوب تو یادت نگه داری همشونو
یه کتاب راجب نظم تموم کردم
میخوام روششو اجرا کنم تو اتاقم
اتاقم بهم آرامش میتونه بده حداقل
بعد مثل من با وسایلش حرف میزد
میگفت واقعا انرژی که بهشون بدی بهت برمیگرده
تولد فاطمه جونیه
هم ماهی جذاب قشنگ
تولدت پرتکرار و شیرین
همیشه بخندی و آرزوهاتو دونه دونه خاطره کنی
امسال بیشتر خوش بگذرون 💝
ژولیت
گاهی وسط بالا پایین شدنها جدیتر به رفتن فکر میکنم، به دور شدنو فاصله گرفتن از خونه، از اجتماع، از منِ الان
به اینکه خودمو از وسط تموم دو راهیها بیرون بکشم، نجات بدم
گاهی عمیقا به رفتن فکر میکنم، به رفتن به جایی که نبودنم به حساب جا زدن نباشه، جایی که زندگی معنای متفاوتتر میده و فردای بهتری در انتظارمه:)
راستش اصلا از کارایی که کردم پشیمون نیستم
خوش گذشته حالشو بردم
مگه دیکته اس ازم غلط بگیرن؟!
-چیشد که از آدما ترسیدی؟
+یه سری حرفارو از کسایی شنیدم که انتظارشو نداشتم
الان به هيچکس اعتماد نمیتونم بکنم حتی به سایه خودم
از آدما نمیترسم ازشون فراری ام میترسم نزدیکم شن و بعد با یه زخم بزرگ تنهام بزارن
اینجوری شد که عوض شدم...
(تیکه ای از مکالمه ای که امروز رد و بدل شد)