eitaa logo
‌"زیر نور ماه"
91 دنبال‌کننده
131 عکس
7 ویدیو
0 فایل
احتمالا محلی برای حرف های دختری رنگین کمانی که گاهی از روزمرگی های رنگی رنگیش تعریف میکنه گاهی ام روزاش بی رنگ و سیاه و سفید میشن بلخره زندگی همینه...
مشاهده در ایتا
دانلود
تو دلت برام تنگ نشد؟ صبح ها وقتی بیدار شدی، شب ها موقع خواب، نگاه نکردی ببینی من چی گفتم؟ هیچی نگفتنم دلتنگت نکرد؟ دلت نخواست آهنگ هایی که گوش کردی رو برام بفرستی؟ دوست نداشتی چیزایی که می‌بینی رو نشونم بدی؟ یعنی هیچ اتفاقی نیفتاد که دلت بخواد درباره‌ش باهام صحبت کنی؟ غذای موردعلاقه‌م رو نخوردی که یادم بیفتی؟ تو اصلا نگران حالم نشدی؟ دوست نداشتی بدونی دارم چیکار می‌کنم؟ اطرافم چی می‌گذره و اصلا کجام؟ تو دلت تنگ نشد؟ تو نگران نشدی؟ یعنی شبا راحت خوابت می‌برد؟ تو نخواستی بدونی چی شده؟ نخواستی بگی؟ نخواستی بشنوی؟ جدی جدی دل تو تنگ نشد؟ تو فقط من رو ناامید می‌کنی. می‌ترسم اون قدر دیر بیایی که فراموش کنم چرا ایستاده‌ ام.
هدایت شده از -پایین شهر-
حالا که خوش نمیگذره کاش فقط بگذره.
دوسش داشته‌ باشید.
انگار آدم ها فقط دوست دارن چیزایی رو بشنون و تصور کنن که خودشون میخوان نه احساسات واقعیت رو! وقتی از افکار عمیقت میگی یا درکت نمیکنن یا شروع میکنن به تغییر دادنت تا تو رو شبیه خودشون کنن. حتی وقتی یه بچه ی کوچیکی همه تلاش میکنن اولین کلماتی که قراره به زبون بیاری چیزایی باشه که خودشون میخوان!
فقط کافیه تا شنبه زنده بمونی
همه کردند جوابم تو جوابم نکنی...
تو عاشق خیال پردازی هستی. عاشق نقشه کشیدن. توی تصوراتت تبدیل به یه دزد دریایی شدی و جزیره های گمشده رو پیدا میکنی. با یه پری دریایی دوست میشی و بهش راز انسان هارو میگی " اینکه آدم ها همیشه اون چیزی نیستن که نشون میدن" و اون بهت راز دریا و پری های دریایی رو میگه! " فقط وقتی کلماتی که میگی از ته قلبت باشن اشک هات تبدیل به مروارید میشه!" ولی بعد چشم هات رو باز میکنی و می بینی روی تخت آبیت دراز کشیدی. خبری از کشتی دزدان دریایی نیست و یادت میاد پری دریایی ها فقط توی قصه هان، البته شاید! توی خیالاتت تو خیلی شجاعی ولی وقتی روی زمین قدم میزنی چطور؟ میتونی با ترست رو به رو بشی و ریسک کنی؟! میتونی کلماتی رو به زبون بیاری که از ته قلبت بودن؟ میتونی اشک هات رو تبدیل به مروارید کنی؟!
New Version
Loading
یه چای با عطر هل خستگی آدمو واقعا در میاره
‌"زیر نور ماه"
بلخره ساعت 20 از اونجا زدیم بیرون رفتیم عاطفه یکم لباس خرید منم عطر خريدم بلخره:) بعد رفتیم سراغ ب
عطر فروشیه بهم اشانتیون از یه عطر دیگه داد اسمشو یادم نیست ولی بوش خیلی باحاله بوی وانیل و بچه میده تو سفر برده بودمش ۲ نفر بهم گفتن بوی بچه میدی و اوجی بوجیم کردن😂
حسم به چای:)))))