"زیر نور ماه"
-چرا نمیخوابی؟ + دارم خودمو با nightmare هالزی خفه میکنم
I, I keep a record of the wreckage in my life...
من، من یه نسخه از خرابکاریا و تباهی های تو زندگیم نگه داشتم...
قشنگ ترین لحظه هام وقتیه که تو از آسمون میتابی و نور قشنگت از پنجره ی اتاقم میاد و باهاش نازم میکنی.
روزا پشت سر هم میگذرنو کم کم عمر منم تموم میشه، وقتی به این فکر میکنم که قراره تا چندسال دیگه که معلوم نیست کی میرسه بمیرم، باخودم میگم چقدر وقتم کمه، من هنوز کلی کار نکرده دارم، کلی آرزویه کنار گذاشته دارم که باید انجامشون بدم، کلی تجربه لازم دارم..
پس چشمامو رو مشکلاتم میبندم، من وقته زیادی واسه خوشحال بودن ندارم!
"آدم وقتی یه چیزی رو ول میکنه و میره
دیگه نباید برگرده بهش نگاه کنه"
این رو گفت و رفت.
معلم های تخصصی میان میگن احتمالا تایید نمیشه پس کنکور و ول کنید و فقط رو معدل پایانی تمرکز کنید
معلم های عمومی میان میگن عمومی ها برگشته پس ما مجبوریم هم تستی بخونیم هم تشریحی
بعد من دقیقا جلوی میز معلم میشینم
محکم زدم تو صورتم
گفت ناراحتی عمومی ها برگشته؟
خیلی بهتره که
تو دلم گفتم نه از شادی دارم خودزنی میکنم
کجاش خوبه زن
من ۱۲ تا کتاب عمومی رو چجوری جمع بندی کنم تست بزنم اخه
من تو جمع کردن همین ۴ تا تخصصی شم موندم بخدا