eitaa logo
‌"زیر نور ماه"
91 دنبال‌کننده
131 عکس
7 ویدیو
0 فایل
احتمالا محلی برای حرف های دختری رنگین کمانی که گاهی از روزمرگی های رنگی رنگیش تعریف میکنه گاهی ام روزاش بی رنگ و سیاه و سفید میشن بلخره زندگی همینه...
مشاهده در ایتا
دانلود
حرفا خیلیی بد قلب و میشکنن
کتاباش جلوش بود تنها کاری که نمیکرد درس خوندن بود فشار و از همه طرف حس میکرد همیشه تو اینجور موقعیت ها کتاباشو میبست و میرفت می‌نشست گوشه اتاقش دستاشو حلقه میکرد دور زانواش و با بی صدا ترین حالت ممکن اشکاش از چشماش میریخت اینبار فرق داشت قول داده بود نمیتونست درس نخونه پس تو مغزش داشت با خودش دعوا میکرد که اولین قطره اشکش ریخت رو برگه های نوی کتابش...
اینجا چندوقته خیلی بهم ریخته و غمگینه قبول دارم چون خودم خیلی رو به راه نیستم؛ هرکی دوسش نداره میتونه لفت بده اجباری به موندن نیست
اینکه به عنوان یه دختر ۱۸ ساله بالغ هنوز بلد نیستم موهامو مثل ادم ببافم یا بهشون مدل خاصی بدم غم انگیزه
اگه کسی نبود بهت بگه شب بخیر ؛ بدون یکی هست که منتظره تو بهش بگی شب بخیر منتظرته جلوی آینه بدو زود بهش یه شب بخیر قشنگ بگو و یه لبخند خوشگل بهش بزن باهاش بای بای کن و برو بخواب:)
سرد تر از دستایی که به هم نرسیدن هم مگه داریم؟
"تو هیاهوی نگات هی خودم و گم میکنم مگه این ستاره ها جاتو تو شب پر میکنن میکنی حال خراب و خوب بیای خوب بیای میکنم همه این قاصدک هارو فوت بیای "
صدای بارون+آهنگایی که برات خاصه با صدای ملایم
اشکایی که میریزه رو صورت با قطره های بارون شسته میشه میره
یکی از آرزوهام اینه که زیر بارون بخوابم