"زیر نور ماه"
اهنگ پخش میشه و من با تو ، توی ذهنم میرقصم . وقتی حواسم با کارای روزمرهم گرمه توی سرم باهام حرف میز
وااای
نه واقعی نیست همشون فقط کیکه😂
"یه وقتایی یه اتفاقایی میوفتن تا تورو برای ایندت اماده کنن
اونوقت اگه تو فقط غر بزنی و از دنیا متنفر باشی
به نظرت کی ضرر میکنه؟"
شاید لازمه یاد بگیرم همونجوری دوستت داشته باشم که زمین ماه رو دوست داره، عاشقانه، ولی از دور.
نمیدونم ولی یهو ی صدا میاد تو مغزم که میگه از زمین و زمان دور شو و برو.
و من فقط انجامش میدم:)
امشب میخواستم داستان بزارم
ولی دست راستم به خاطر یه موضوعی خیلیی درد میکنه و اصلا نمیتونم گوشی بگیرم دستم
بمونه واسه یه شب دیگه
گاهی اوقات یه جوری زندگی غیر قابل تحمل میشه که دلت میخواد وسایلتو جمع کنی بری یه جایی که تا حدی که میشه از آدما دور باشی
ولی این فقط یه رویاست
پس میری زیر کتری و روشن میکنی و
میری سراغ ادامه کارهای آخر هفته ات