هدایت شده از ؛کاتوره
خلاصه کنار پنجره بغل در وصل شد و ما همونجا رو موکت دراز کشیدیم🤣😭
هدایت شده از ؛کاتوره
حالا تا صبح بیدار موندیم چیکار کردیم؟ تقلید تلفظای رکعات نماز امام جماعتی که نماز مغربو خونده بود :]
هدایت شده از فلانجا
آخر شب خیلی خانومانه برنامه ریختیم برای ساعت خواب و بیداری برای نماز صبح
بعد مایی که کلا بیدار موندیم و نشستیم داریم ادای امام جماعت نماز مغرب دیشبو در میاریم و از شدت خنده ی خفه پاره شدیم :
"زیر نور ماه"
اینجا حنا یکی از خاطره های تلخشو از آمبولانس و بیمارستان برام تعریف کرد ، ولی چون دو تا مست بودیم طو
حالا بماند که جدی به عنوان خاطرات بیمارستان خیلی خنده دارن😂
عزیزم کم کم باید یاد بگیری که توی این دنیا
هیچی رو به زور نمیشه به دست آورد.
چیزا خودشون به وقتش میان و به وقتش هم میرن
زیبا نیست؟!
خورشید عاشقانه ماه را دوست داشت، هر روز میمرد تا ماه کمی نفس بکشد:)