خلاصه خریدیم و نشستیم همونجا
خوندیم و شعرهای حافظ و خوندیم و ویس گرفتیم و پاره شدیم از خنده
بعدش من خیلی گشنم بود رفتیم یه چی پیدا کنیم بخریم
رفتیم یه کافه خفنه باحال
ولی موقع سفارش دادن
+ تو برو دیگه
-نه تو تروخدا
+ باهم میریم ولی تو بگو
- قبوله بریم
تورو خدا منو ناراحت و عصبی نکنید دستو پاهام یخ میکنه و تا اخر شب همینجوری ناراحت میمونم
به زور تلاش میکنم خوشحال باشم؛
با یه حرف یا کار نکنید اینکارو باهام:)