با یکی دعوام شد گفت جوری میزنم بری با برف سال دیگه بیایا،
گفتم با این خشکسالی شاید سال دیگه هم برف نیاد
گفت آره حق با توئه واقعا بارندگی کم شده منو ببخش، همدیگرو بوسیدیم رفتیم 😐🙈😂
https://eitaa.com/moooomop
" بذار بهت خبر میدم "
یعنی نمیام
و الانم دیگه
بهونه ای به ذهنم نمیرسه 😂😂
https://eitaa.com/moooomop
داستانک🦋🐥
👳♂یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد،الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت.
ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد !
ملا نمیدانست که خر از پله بالا میرود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید، هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیآمد، ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد که استراحت کند.
در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین میپرد، وقتی که دوباره به پشت بام رفت، میخواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمیشود.
برگشت، بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، و سرانجام الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد !
ملا نصر الدین با خود گفت لعنت بر من که نمیدانستم اگر خر به جایگاه رفیع و بالایی برسد هم آنجا را خراب میکند و هم خودش را از بین میبرد..
https://eitaa.com/moooomop
ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﺮﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ
ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺩﺍﺷﺘﻢ
ﻓﻘﻂ ﺗﻮﻧﺴﺘﻢ
ﮔﺮﻩ ﻫﻨﺪﺯﻓﺮﯼ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ ؛
ﻫﻤﯿﻨﻢ ما را بس است !😐😂
https://eitaa.com/moooomop
شماها وقتی ناراحتین غصه میخورید
بی اشتها میشید؟
من وقتی ناراحتم،
در حالیکه دارم زرشکپلو با مرغ رو با زیتون میخورم،
اشکامم با کاهوی سالاد پاک میکنم 😂😂
https://eitaa.com/moooomop
داستانک🦋🐥
👨🎤روستایی بود دور افتاده که مردم ساده دل و بی سوادي در آن سکونت داشتند. مردي شیاد از ساده لوحیآنان استفاده کرده و بر آنان به نوعی حکومت می کرد.
برحسب اتفاق گذر یک معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلکاري هاي شیاد شد و او را نصیحت کرد که از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می
کند. اما مرد شیاد نپذیرفت.
بعد از اتمام حجت معلم با مردم روستا از فریبکاري هاي شیاد سخن گفت و نسبت به حقه هاي او هشدار داد. بعد از کلی مشاجره بین معلم و شیاد قرار بر این شد که فردا در میدان روستا معلم و مرد شیاد مسابقه بدهند تا
معلوم شود کدامیک باسواد و کدامیک بی سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در میدان ده گرد آمده بودند تا ببینند آخر کار، چه می شود.
شیاد به معلم گفت: بنویس "مار" معلم نوشت: مار نوبت شیاد که رسید شکل مار را روي خاك کشید. و به مردم گفت: شما خود قضاوت کنید
کدامیک از اینها مار است؟ مردم که سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شکل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا می توانستند او را کتک زدند و از روستا بیرون راندند.
https://eitaa.com/moooomop
توصیه بابام به من موقع رانندگی:
سر کوچه ها یواش تر بپیچ؛
شاید اونی که از اون ور میاد بی شعورتر از تو باشه
نفهمیدم به من توهین کرد یا به اون راننده!!!؟؟؟😂😜
https://eitaa.com/moooomop
نهنگ چیست!!؟
نهنگ!! التماسهای یک دختر به موبایلشه وقتی داره هنگ میکنه!!!!
تا اکتشافات بعدی شمارو ب خداوند بزرگ وبلند مرتبه میسپارم...😁😂😂😂
https://eitaa.com/moooomop
خانمه پشت فرمون بود چراغ سبز شد نرفت ، زرد شد نرفت ، قرمز شد نرفت
.
افسره رفت بهش گفت خانم شرمنده ما همین سه رنگ و داریم
پسندتون نشد؟😂😂😂😂
https://eitaa.com/moooomop
رفتم الکتریکی محلمون گفتم: زنگ درمون خرابه🙂🙂
یاروگفت: برو میام درست میکنم😒
هرچی منتظر شدم نیومد😕
رفتم مغازش میگم چرا نیومدی؟😏
میگه اومدم هر چی زنگ زدم هیچکس درو باز نکرد 😐😑😂
https://eitaa.com/moooomop
دکترا میگن: اگه نیمرو رو دوباره گرم کنی بخوری، کرونا میاره...
سوال من اینه که..
کسی كه دوباره نیمرو رو گرم میکنه و میخوره رو از کرونا میترسونی؟ اون دیگه هیچی واسه از دست دادن نداره 😂😂😂🤣🤣🤣🤣😅
https://eitaa.com/moooomop