باسلام
امروز تولدمه و یک سال به مرگم نزدیک تر شدم خیلی خوشحالم که امسال هم تموم شد با هر بدی بسیار و خوبی اندکی که داشت تموم شد
اولا که اصلا قرار نبود چنل بزنم چون به خودمقول داده بودم تا یه تایم مشخص نزنم و خاطرات اون شب چنلم ،رفیقام ،رمانم ،داستانم همون جا چال شه اما خوب زدم دیگه و زیاد تلاش برای زیاد شدن نمیکنم
اما الان خوشحالم که داخل مدرسه و جا های دیگه یه سری آدما هستن که قدر منو بیشتر میدونن و خیلی دوستشون دارم هر چند این سال زندگیم زیاد قشنگ نبود و خیلی اذیت شدم و بخشی از من جا موند و آدم از جا موندن هاست که بزرگ میشه خیلی سعی کردم باز هم مثل قبل باشم ولی نشد اما خوبه آدما همشون مثل یه خمیر میمونن که که توی هر دوره از زندگی یک سری افراد هستن که یه بخشی از تو رو درست میکنن ولی امید وارم تو سال جدید که دارم یک زندگی کاملا جدیدی رو آغاز میکنم بتونم دوباره مثل قبل واقعی بخندم
تولدم مبارک