✨﷽✨
🔹 #معاویه_و_یزید_نمیمیرند
🔹عمروعاص به جای دوری کوچ نکرده
🔹و حتی ابوموسی اشعری نیز همچنان از بیتالمال ارتزاق مینماید .
🔸اگر معاویه ریش و پشم داشت خیلیها دارند ،
🔸اگر یزید پولدوست بود خیلیها هستند ،
🔸اگر عمروعاص حیلهگر و عوامفریب بود خیلیها اینگونه اند
🔸و اگر ابوموسی اشعری ظاهرگرا و خشکهمقدس و متحجر بود بگذریم
💠⇦معاویه نه شاخ داشت و نه دم
💠⇦یزید نه بال داشت و نه پر
💠⇦عمروعاص نه یال داشت و نه سم
🔔اما ابوموسی پیشانی پینه
بسته داشت و زانو های تاول زده
👈آن مسئولی که در خانه ٢٠٠٠ متری زندگی میکند ،
👈آن مسئولی که فرزند بیاستعدادش به عنوان نخبه عازم دانشگاههای خارج از كشور میشود ،
👈آن مسئولی که ماشین لوکس
سوار میشود ،
👈آن مسئولی پشت نقاب دین اموال مردم را غارت میکند ،
📛 آن مسئولی که چنین است از
❌معاویه ریاکارتر ،
❌از یزید دزدتر ،
❌از عمروعاص حقه بازتر
❌و از ابوموسی نادانتر است .
💠⇦معاویهها نه میمیرند و نه از بین میروند بلکه از یک صندلی به صندلی دیگر ، از صندوقی به صندوق دیگر ، از پستی به
پست دیگر ، از شکلی به شکلی دیگر واز حکومتی به حکومت دیگری تغییر میکنند.
#مَتْنِ_رُوضِـہ_وَ_سُخَنْرَانِے
•┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈•
JOIN🔜 💥 @membariha ✍
✨﷽✨
🌷 #ثواب_عجیب_زائر_امام_حسین علیه السلام🌷
◆ حاج آقا #محرابیان ◆
یکی آمد پیش امام صادق علیه السلام گفت میخوام برم کربلا آقا فقط یه ناراحتی دادم، آقا فرمود چیه؟ آقا هوا گرم است ، میترسم برا گرما ناراحتم چیزیم بشه، غذا چطور میشه، امام صادق فرمود(ع) کربلا میری؟ گفت بله.
آقا گفت؛ بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی کسی تصمیم می گیرد کربلا برود پیامبر شروع میکنه به دعا کردن، خدایا به منِ پیغمبر زائر فرزندم حسین را ببخش، اگر قبلا گناهی کرده اون رو پاک به سمت حسینم بیار، وقتی از منزل خارج می شود، خدا دستور می دهد ششصد فرشته به سراغش بروند، از درب منزل تا کربلا این ششصد فرشته با او می آیند و برای هر قدمی که طی میکنه، خدا هزار خوبی براش می نویسد و هزار گناه پاک میکند، (یعنی هیچ کس نگوید رفتم کربلا نجس بودم گناه کار بودم، آقا! رسیدی کربلا پاکت کردن تحویلت گرفتن انگار این مسیر برزخه حسین قیامت ماست).
اگر از گرمای زیاد عرق کردی خداوند به هر قطره عرقت ۷۰ هزار فرشته خلق می کند و اینها تا قیامت برایت دعا می کنند و ذکر می گویند. و بعد جدم امیرالمومنین نگاه می کند به زائر امام حسین که راه افتاده است به سمت کربلا و می گوید: «خدایا من ضمانت میکنم زائر حسینم دست خالی برنگردد».
فرمود وقتی نزدیک کربلا می شوید، ملائک کربلا همه به استقبالتان می آیند، مرحبا به زائر حسین، و بعد اتفاقی که می افتد آن است، حضرت سیدالشهدا مستقیم به زائرش نگاه می کند، و بعد وقتی امام حسین به شما نگاه میکند، منادی صدا میزند گواریت باد بهشت خدا، حرام شد بر تو جهنم! سپس امام صادق علیه السلام فرمود؛ اما در روز قیامت در آن عرصه قیامت و گرمای قیامت آمد،ملکی با صدای بلند می گوید اَیْنَ زُوارَ الحُسَیْن" کجاهستند زوار حسین" جمعیتی بلند میشوند نَحْنُ زُوارَ الحُسَیْن " ما هستیم زوار حسین" چیکارمان دارید، می فرماید یک سوال خدا فرموده از شما بپرسم، چرا رفتین زیارت حسین ما؟ همه یک صدا می گویند دوستش داشتیم... پس ببینید همه نگاه می کنند، امام سیدالشهدا وارد می شود. می فرمایند: آقای شما که دوستش دارید آمد، زوار امام حسین! بروید پیش آقایتان، ما باشما کاری نداریم....
#مَتْنِ_رُوضِـہ_وَ_سُخَنْرَانِے
•┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈•
JOIN🔜 💥 @membariha ✍
✨﷽✨
شخصی می گوید حمید بن قحطبه –که از نزدیکان هارون الرشید بود- را دیدم که در ماه رمضان غذا می خورد! با خود فکر کردم شاید به علت بیماری از روزه گرفتن معذور است ولی وقتی به من هم غذا تعارف کرد؛ تعجب کردم!
گفتم: شاید شما به علت بیماری روزه نمی گیرید اما من سالم هستم!
گریه بسیاری کرد و گفت:
نه! بیمار نیستم ولی روزه داری دیگر برایم فایده ندارد!
علتش را سوال کردم؛ گفت:
یک بار که هارون الرشید در طوس بود مرا به حضور طلبید. به دیدارش رفتم و دیدم شمشیر کشیده است! هارون از من پرسید: چگونه از من اطاعت می کنی؟!
گفتم: تا پای جانم و مالم از شما اطاعت می کنم!
هارون سرش را به زیر انداخت و گفت: به خانه برگرد!
به خانه برگشتم و مدت زمان بسیار کوتاهی گذشت که دوباره مرا فراخواند و دوباره پرسید:
چگونه از من اطاعت می کنی؟!
گفتم: تا پای جانم و مالم و اهل و اولادم از شما اطاعت می کنم!
تبسمی کرد و دوباره اجازه داد به خانه برگردم.
مجددا زمان کوتاهی نگذشته بود که برای بار سوم مرا به حضور طلبید ومثل دفعات قبل پرسید:
چگونه از من اطاعت می کنی؟!
گفتم : تا پای جانم و مالم و اولادم و دینم!
وقتی این حرف را شنید خنده ای به نشانه رضایت کرد و شمشیری را که در دستش بود به من داد و گفت: اکنون بدنبال این غلام برو و هر کاری که به تو گفت؛ انجام بده!
غلام مرا به منزلی برد که در وسط آن چاهی بود و اطراف آن سه حجره بود.غلام یکی از حجره ها را باز کرد و دیدم که بیست تن از سادات را آنجا زندانی کرده اند. غلام یکی از آنها را به وسط حیاط آورد و به من گفت: به فرمان امیر المومنین(هارون) گردنش را بزن!
گردن آن سید را زدم و غلام جنازه اش را در چاه انداخت!
همینطور تمام سادات را آورد ومن گردن زدم و او به چاه انداخت! و بعد به سراغ حجره دوم رفت و دوباره ساداتی را دیدم که زندانی شده اند و من گردن زدم و او به چاه افکند!
و برای بار سوم این واقعه وحشتناک برای حجره سوم تکرار شد!
آخرین نفری که گردن زدم پیرمردی بود که موهای سرش ریخته بود و به من گفت:
دستت بریده باد! در روز قیامت نزد رسول خدا که حاضر شوی چه پاسخی برای کشتن اینهمه سادات خواهی داشت؟!
دستم لرزید اما آن غلام بر سرم فریاد زد؛ پس او را هم گردن زدم و غلام جنازه اش را به چاه افکند!
حمید بن قحطبه گفت:
حالا دانستی که چرا روزه نمی گیرم؟! زیرا دستم را به خون اولاد پیامبر اینگونه بیرحمانه آلوده کردم و روزه داری برایم فایده ندارد!
آن فرد می گوید وقتی نزد امام هشتم رسیدم؛ این واقعه را تعریف کردم!
ایشان فرمودند:
بخدا سوگند آن یاس و ناامیدی او از رحمت خداوند از گناهش بدتر است!
ولا تیاسوا من روح الله انه لا ییاس من روح الله الا القوم الکافرون- یوسف 87
#از_رحمت_خدا_ناامید_نباشید که هرگز جز کافر از رحمت خدا ناامید نیست!
#مَتْنِ_رُوضِـہ_وَ_سُخَنْرَانِے
•┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈•
JOIN🔜 💥 @membariha ✍
✨﷽✨
🍀 مسابقه #زنجیره_سعادت
🔵شرکت کنندگان با گرفتن دست های یکدیگر یک دایره تشکیل می دهند.
مربی در وسط دایره قرار می گیرد.
🌳مربی؛
بچه های عزیز؛
برای اینکه در دنیا بتوانیم سعادتمند بشویم بایددور ۵ نفر بچرخیم یعنی از آنها اطاعت کنیم وحرف شان را گوش کنیم.
آن ۵نفر چه کسانی هستند؟
...
بچه های خوب برای اینکه سعادتمند بشویم باید دور این ۵نفر بچرخیم؛
خدا —پیامبر —امام —رهبر پدرومادر
باید حرف اینها را گوش کنیم.
اما اگر دور
شیطان آمریکا
بگردیم،از آنها اطاعت کنیم ،سعادتمند نمی شویم.
🌳دوستان خوب من؛
بعضی از آدم ها بودند که دور خدا و پیامبر وامام و رهبر و پدر ومادر چرخیدند ،حرف های آنها را گوش دادند وسعادتمند شدند؛
می دانید چه کسانی بودند؟
...
شهدا
شهدا با اطاعت از آنها سعادتمند شدند.
🔵مربی جمله
🌱می چرخیم و می چرخیم دور امام(رهبر) می چرخیم🌱
را تکرار می کندوشرکت کنندگان شروع به چرخیدن می کنند،آنها می بایست با شنیدن شیطان ،آمریکا بنشینند،مربی برای به اشتباه انداختن با گفتن خدا،امام می نشیند،
کسانی که بنشینند از زنجیره حذف می شوند.مسابقه تا باقی ماندن ۱نفر ادامه پیدا می کند.
🔵با رسیدن تعدادشرکت کنندگان به ۴نفر دیگر گرفتن دست ها نیاز نمی باشد.
#مَتْنِ_رُوضِـہ_وَ_سُخَنْرَانِے
•┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈•
JOIN🔜 💥 @membariha ✍
✨﷽✨
🔴به بهانه تنهایی این روزهای رهبر مسلمین جهان امام خامنه ای 😔😢
آقای جان...
🔸همان روز که در کوچه ها فاطمه(س) سیلی خورد،
به ما فهماند؛
#پای_علی_ایستادن_آسان_نیست...
🔹راه ولایت پُر است از راهزنانی که در طمعِ ایمان مردمان نشسته اند، یک روز قیمت امامشان چند سکه طلاست،
یک روز گندمِ ری
و
یک روز......
🔸نمی دانم امروز شما را به چه فروخته اند که حرف هایت را نمی شنوند و هشدارهایت را نمی فهمند...
🔹چقدر شبیهِ مولایت شده ای آقای من... خطبه هایی که می خواند و گوش هایی که نمی شنید...
🔸یک روز جانِ مسلمین را بهانه کردند تا علی را از نبرد با دشمن منصرف کنند
و امروز، نانِ مسلمین را...
🔹پای علی ایستادن آسان نیست، فاطمی باید بود تا که فهمید...
🔸پای تو ایستاده ایم آقاجان،
حتی اگر همهٔ آنها که روزی در کنارت بودند ،
گوشه عزلت برگزیدند و عافیت طلبی پیشه کردند و شدند طلحه و زبیر زمان....
🔹و دیگر به خطرهایی که اسلام را تهدید می کند! کاری نداشته اند، که تاریخ، پُـر است از داستانِ جاماندنِ اینان...
🔸پای تو ایستاده ایم، حتی اگر نیاز باشد قرمزیِ خونمان، خط های قرمزت را بیش از پیش یک به یک پر رنگ تر و رنگین تر کند...
🔹پای تو ایستاده ایم همچون شهيدانمان...
♨️اما دلمان می لرزد...
🔸می لرزد هروقت، تنهاییت را فریاد می زنی،
دلم می لرزد وقتی می گویی: خسته نمی شوی از گفتن این حرفها،
🔹تنم لرزید وقتی جانباز سرافراز کشورم فریاد زد:(( که به آقا بگوئید از رفتن حرف نزند,به ولله از دیشب به قلبم فشار آمده))
🔸حرف رفتن نزنید ای مایه مباهات... ما همه عمار توييم ..
🔹این را آویزه گوششان کنند که صبر می کنیم به فرمان شما،
و بساطشان را جمع می کنیم آن روز که فرمانتان بر چیز دیگری رقم بخورد.......
🔸حضرت ماه ما هرچه که داریم پای ولایت میدهیم جان که برای شما قابلی ندارد...
✅ما این درس را از مادرمان گرفته ايم ای نور چشم مسلمین...
#مَتْنِ_رُوضِـہ_وَ_سُخَنْرَانِے
•┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈•
JOIN🔜 💥 @membariha ✍
✨﷽✨
✍ به روایتی از #برادر شهید :
🔸#مجروح شده بود 😱
هم چشماش کم سو شده بود هم پاش زخمی شده بود
درد چشماش رو ازمون #پنهون می کرد
حمید در حدی چشماش کم سو شده بود که جایی رو نمی تونست ببینه😧 و برای راه #رفتن به دیوار دست می گذاشت و حرکت می کرد
🔹اما نه به ما #چیزی می گفت نه می گذاشت ما چیزی بفهمیم‼️
تا صدایی می شنید دستش رو از #روی دیوار بر می داشت و نمیذاشت ما بفهمیم توی چه وضعیتی #قرار داره 😞
🔸یادم میاد قتی که از #جبهه آوردنش زود اتاق رو براش گرم کردم و نشستیم به صحبت #کردن 👥
یک وقت متوجه شدم حمید #همینطور که نشسته خوابش برده😴
یک پتو #آوردم و انداختم روش، جوری که بیدار نشه و خودم هم کنارش خوابیدم
از چهره اش داد می زد که چقدر #خسته و کوفته اس 🤕
🔹بعد از 2 ساعت از شدت #سرما بیدار شدم.
زمستون بود🌨 اما دیدم حمید داخل اتاق نیست
رفتم دم پنجره دیدم#باپای برهنه وایساده توی حیاط و نماز شب می خونه😳
🔸توی #قنوت بود و با حالتی عجیب گریه می کرد و #الهی_العفو می گفت😭
نشستم پشت پنجره و #نمازش رو تماشا کردم ... به حالش قبطه می خوردم😔
🔹با بدن #مجروح تو اون هوای سرد داشت استغفار می کرد 👌
حمید کسی بود که همه ی #زندگیش وقف خدا بود و می خواست جانش رو #تقدیمش کنه ... 🕊
#شهید_سید_حمید_میر_افضلی
#مَتْنِ_رُوضِـہ_وَ_سُخَنْرَانِے
•┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈•
JOIN🔜 💥 @membariha ✍