eitaa logo
جایزه برنامه
338 دنبال‌کننده
752 عکس
235 ویدیو
115 فایل
جشنواره جایزه برنامه تلاشی است برای تقدیر از طراحی برنامه‌های موثر موقعیت‌آفرین مبتنی بر نظریه تربیتی برای مخاطب دانش‌آموزان سرافراز و آینده‌ساز میهن عزیزمان💕 مدیر کانال @Ahlsadad
مشاهده در ایتا
دانلود
جایزه برنامه
✨ ایده‌نگاشت راهبردی برنامه‌های تربیتی پیش‌نویس اول « بدرقه امام و رهبر شهید » با شعار: « باید برخ
یادداشت‌های راهبردی میدان‌داری تربیتی 🌷 برای قرارگاه تربیتی نوجوان | پیام اول باید برخاست... دوستان عزیز؛ مربیان، معلمان و فعالان تربیتی نوجوان پیش از آنکه به فکر طراحی برنامه باشیم، باید به یک سؤال اساسی پاسخ دهیم: ما می‌خواهیم از این تشییع، چه انسانی بیرون بیاید؟ اگر پاسخ ما فقط «حضور پرشور نوجوانان» باشد، هدف کوچکی انتخاب کرده‌ایم. هدف بزرگ‌تر این است که نوجوان پس از این بدرقه، احساس کند وارد مرحله تازه‌ای از مسئولیت شده است. تجربه تشییع‌های بزرگ، از امام خمینی(ره) تا شهید سلیمانی و سید حسن نصرالله، چند اصل طلایی را پیش روی ما می‌گذارد: اصل اول: مردم، به‌ویژه نوجوانان، دوست ندارند فقط تماشاگر باشند؛ می‌خواهند صاحب نقش باشند. بنابراین به جای دعوت صرف به حضور، باید برای هر نوجوان یک «مأموریت» تعریف کنیم. اصل دوم: آنچه در حافظه نسل‌ها می‌ماند، فقط سخنرانی‌ها نیست؛ بلکه تجربه‌های عمیق، نمادهای ماندگار، مشارکت واقعی و احساس اثرگذاری است. اصل سوم: مهم‌ترین بخش یک تشییع، پس از پایان آن آغاز می‌شود. اگر نوجوان فقط اشک بریزد و به خانه برگردد، بخش مهمی از فرصت تربیتی از دست رفته است؛ اما اگر با یک عهد عملی و یک مسئولیت مشخص بازگردد، آن روز به نقطه آغاز رشد او تبدیل می‌شود. از امروز، پیشنهاد می‌کنم همه ایده‌ها و برنامه‌های ما حول یک سؤال شکل بگیرد: «چگونه هر نوجوان با یک عهد عملی از این مراسم خارج شود؟» نه اینکه فقط در مراسم حضور داشته باشد، بلکه تصمیم بگیرد از فردای آن روز، یک گام واقعی در مسیر اخلاق، خدمت، مسئولیت‌پذیری، مطالعه، کار جمعی یا کمک به دیگران بردارد. مأموریت قرارگاه تربیتی نوجوان در این دو هفته، تولید برنامه‌های پراکنده نیست؛ بلکه طراحی یک «بسته ملی تجربه تربیتی نوجوان» است؛ بسته‌ای که هر مدرسه، مسجد، هیئت، گروه تربیتی و مربی بتواند آن را اجرا کند. اگر در پایان این دو هفته بتوانیم حتی یک بسته ساده اما عمیق طراحی کنیم که هزاران نوجوان را از «حضور در یک مراسم» به «پذیرش یک مسئولیت» برساند، سهم جامعه تربیتی در این رخداد تاریخی ادا شده است. باید برخاست... اما نه فقط برای حضور در یک تشییع؛ بلکه برای ساختن نسلی که راه را با فهم، مسئولیت و عمل ادامه دهد. 🗓 ۱۴۰۵۰۳۲۹ ــــــــــــــــــ 🌷🇮🇷🏴🌷
یادداشت‌های راهبردی میدان‌داری تربیتی 🌷 برای قرارگاه تربیتی نوجوان | پیام دوم از ایده تا طراحی تجربه اگر پذیرفتیم که نوجوان نباید فقط «شرکت‌کننده» باشد، بلکه باید «کنشگر» باشد، اکنون وقت آن است که ایده‌هایمان را بر اساس یک معماری مشترک طراحی کنیم. پیشنهاد می‌شود هر برنامه‌ای که در این دو هفته طراحی می‌شود، به چهار سؤال پاسخ دهد: ۱. نوجوان قبل از مراسم چه مأموریتی دارد؟ آیا فقط باید زمان و مکان مراسم را بداند؟ یا از چند روز قبل، مأموریتی مانند مطالعه یک روایت، ساخت یک پرچم، آماده کردن یک سرود، گفت‌وگو با خانواده، دعوت از یک دوست یا انجام یک خدمت کوچک را بر عهده می‌گیرد؟ ۲. نوجوان در متن مراسم چه نقشی دارد؟ تماشاگر است یا نقش‌آفرین؟ آیا فقط در جمعیت حضور دارد یا مسئولیت‌هایی مانند خدمت به مردم، راهنمایی سالمندان، روایت‌گری، ثبت خاطرات، اجرای سرود، قرائت، نظم‌بخشی، فعالیت رسانه‌ای یا همراهی کودکان را بر عهده دارد؟ ۳. نوجوان با چه یادگاری به خانه برمی‌گردد؟ نه یک هدیه تبلیغاتی، بلکه یک «یادگار تربیتی»؛ چیزی که هر بار آن را ببیند، عهد آن روز را به یاد آورد. یک کارت عهد، دفترچه مأموریت، نامه به آینده، نشان خدمت یا هر نمادی که پیوند او را با آن تجربه حفظ کند. ۴. فردای تشییع، اولین گام او چیست؟ اگر برای روز بعد برنامه‌ای نداشته باشیم، بخش مهمی از اثر تربیتی از بین می‌رود. هر نوجوان باید بداند اولین اقدام عملی او چیست؛ یک خدمت، یک مطالعه، یک فعالیت گروهی، یک مسئولیت در مدرسه یا یک تصمیم اخلاقی. اگر هر برنامه این چهار مرحله را پوشش دهد، ما دیگر فقط «مراسم» طراحی نکرده‌ایم؛ بلکه یک مسیر تربیتی طراحی کرده‌ایم. از همه اعضای قرارگاه نوجوان دعوت می‌شود ایده‌های خود را نه به‌صورت پراکنده، بلکه در همین قالب چهارمرحله‌ای ارائه کنند: قبل از مراسم → نقش در مراسم → یادگار تربیتی → مأموریت پس از مراسم این قالب، می‌تواند هسته اولیه «بسته ملی تجربه تربیتی نوجوان در تشییع پدر شهید امت» باشد؛ بسته‌ای که می‌تواند در اختیار همه مدارس، مساجد، هیئت‌ها و گروه‌های تربیتی کشور قرار گیرد. باید برخاست... و این برخاستن، از طراحی یک تجربه آغاز می‌شود؛ تجربه‌ای که نوجوان را از «حضور» به «مسئولیت» برساند. 🗓 ۱۴۰۵۰۳۲۹ ــــــــــــــــــ 🌷🇮🇷🏴🌷
یادداشت‌های راهبردی میدان‌داری تربیتی 🌷 برای قرارگاه تربیتی نوجوان | پیام سوم از طراحی فکر، به طراحی تجربه... در دو پیام گذشته، بر یک اصل تأکید کردیم: نوجوان نباید فقط «حاضر در تشییع» باشد؛ باید «صاحب نقش» و در پایان، صاحب یک «عهد عملی» باشد. اکنون وارد مرحله بعد می‌شویم. از امروز، دیگر به دنبال ایده‌های کلی نیستیم؛ بلکه به دنبال الگوهای عملیاتی و قابل تکثیر هستیم. هدف ما این نیست که برای یک شهر یا یک مجموعه، چند برنامه جذاب طراحی کنیم؛ هدف، تولید یک «بسته ملی تجربه تربیتی نوجوان در تشییع پدر شهید امت» است؛ بسته‌ای که هر مربی در هر مدرسه، مسجد، هیئت یا گروه تربیتی بتواند با کمترین امکانات آن را اجرا کند. بنابراین، از این مرحله به بعد، هر پیشنهادی که در گروه مطرح می‌شود، بهتر است در قالب یک سناریوی تربیتی ۲۰ تا ۶۰ دقیقه‌ای ارائه شود؛ سناریویی که از فردا قابل اجرا باشد. برای اینکه خروجی‌ها هم‌افزا و قابل استفاده باشند، هر سناریو فقط به این شش سؤال پاسخ دهد: ۱. هدف تربیتی: قرار است چه تغییری در نوجوان ایجاد شود؟ ۲. مخاطب: این برنامه برای چه گروه سنی طراحی شده است؟ ۳. تجربه محوری: نوجوان قرار است چه چیزی را تجربه و زندگی کند، نه فقط چه چیزی را بشنود؟ ۴. نقش نوجوان: او در این برنامه دقیقاً چه مسئولیتی بر عهده دارد؟ ۵. خروجی ملموس: در پایان، چه چیزی باقی می‌ماند؟ یک عهد، یک خدمت، یک روایت، یک اثر هنری، یک تصمیم یا یک گروه ادامه‌دهنده؟ ۶. تداوم: این تجربه چگونه در ۴۸ ساعت، یک هفته و یک ماه بعد ادامه پیدا می‌کند؟ از امروز، معیار ارزیابی ایده‌ها تغییر می‌کند. دیگر نمی‌پرسیم: «ایده چقدر جذاب است؟» بلکه می‌پرسیم: - آیا یک مربی در هر نقطه کشور می‌تواند آن را اجرا کند؟ - آیا نوجوان در آن نقش فعال دارد؟ - آیا به یک عهد عملی ختم می‌شود؟ - آیا قابلیت تکثیر و استمرار دارد؟ اگر هر عضو قرارگاه، تنها یک سناریوی استاندارد، عمیق و قابل تکثیر تولید کند، در پایان این دو هفته، به جای صدها ایده پراکنده، صاحب یک بسته ملی خواهیم شد که می‌تواند مدت‌ها در اختیار جریان تربیتی کشور قرار گیرد. باید برخاست... و امروز، «برخاستن» یعنی تبدیل اندیشه به الگو، الگو به تجربه، و تجربه به حرکت ماندگار. 🗓 ۱۴۰۵۰۳۳۰ ــــــــــــــــــ 🌷🇮🇷🏴🌷
یادداشت‌های راهبردی میدان‌داری تربیتی 🌷 برای قرارگاه تربیتی نوجوان | پیام چهارم دو میدان؛ دو مأموریت یکی از خطاهای برنامه‌ریزی این است که برای همه شهرها یک نسخه واحد بنویسیم؛ در حالی که میدان عمل ما دو بخش متفاوت دارد و هر کدام مأموریت خاص خود را می‌طلبد. میدان اول؛ شهرهای میزبان (مشهد، تهران، قم و نیز نجف و کربلا) در این شهرها، اصل مأموریت «طراحی تجربه» است. اینجا نوجوان وارد متن حادثه می‌شود؛ بنابراین وظیفه ما این است که حضور او را به یک تجربه تربیتی عمیق تبدیل کنیم. محورهای کار: - چگونه نوجوان با احساس مسئولیت وارد مراسم شود؟ - چگونه در مراسم نقش فعال داشته باشد، نه صرفاً حضور؟ - چگونه با یک عهد عملی از مراسم خارج شود؟ - چگونه تجربه آن روز را به یک نقطه عطف زندگی خود تبدیل کند؟ میدان دوم؛ سایر شهرهای ایران مأموریت این شهرها فقط اعزام کاروان نیست. این شهرها باید پشتیبان نهضت تربیتی باشند. هر کاروان اعزامی، یک «گروه تربیتی» است، نه فقط یک وسیله نقلیه. قبل از حرکت: - جلسات آمادگی و گفت‌وگو. - تعیین مسئولیت هر نوجوان. - آموزش آداب حضور، خدمت و روایت. در مسیر: - حلقه‌های گفت‌وگو. - روایت‌خوانی. - دعا و عهد جمعی. - آماده‌سازی برای نقش‌آفرینی. پس از بازگشت: - انتقال تجربه به مدرسه، مسجد و هیئت. - روایتگری برای همسالان. - تشکیل حلقه‌های ادامه راه. - آغاز یک خدمت جمعی به یاد آن روز. اگر این نگاه شکل بگیرد، دیگر تشییع فقط در چند شهر برگزار نمی‌شود؛ بلکه تمام ایران به یک مدرسه تربیت تبدیل می‌شود. شهرهای میزبان، «میدان تجربه» هستند و سایر شهرها، «میدان تکثیر و امتداد». هدف ما این نیست که فقط چند میلیون نفر در یک مراسم حاضر شوند؛ هدف این است که میلیون‌ها نوجوان، در هر نقطه ایران، خود را در این حماسه سهیم و مسئول بدانند. باید برخاست... و امروز، برخاستن یعنی شناختن مأموریت هر شهر و هر گروه، و ایفای نقش متناسب با آن. 🗓 ۱۴۰۵۰۳۳۰ ــــــــــــــــــ 🌷🇮🇷🏴🌷
یادداشت‌های راهبردی میدان‌داری تربیتی 🌷 برای قرارگاه تربیتی نوجوان | پیام پنجم ما در حال طراحی « حافظه تاریخی » یک نسل هستیم... همراهان گرامی؛ بیایید برای لحظه‌ای از برنامه‌ها فاصله بگیریم و به افق بلندتر نگاه کنیم. پنج، ده یا بیست سال دیگر، نوجوان امروز، معلم، پدر، مادر و مدیر جامعه خواهد بود. آن روز اگر از او بپرسند: « در روز بدرقه رهبر شهید کجا بودی و چه سهمی داشتی ؟» آیا فقط خواهد گفت: «من هم در جمعیت بودم...» یا خواهد گفت: «آن روز، مسئول یک گروه خدمت بودم؛ آن روز، اولین عهد زندگی‌ام را بستم؛ آن روز، مسیر زندگی‌ام تغییر کرد.» تفاوت این دو پاسخ، همان تفاوت میان اجرای یک مراسم و خلق یک تجربه تربیتی ماندگار است. از امروز، هر ایده‌ای که طراحی می‌کنیم، یک معیار ساده دارد: آیا این برنامه، ده سال بعد هم در ذهن نوجوان زنده خواهد ماند؟ اگر پاسخ منفی است، باید آن را دوباره طراحی کنیم. اگر پاسخ مثبت است، آن برنامه ارزش سرمایه‌گذاری دارد. به همین دلیل، به همه سروران قرارگاه تربیتی نوجوان پیشنهاد می‌شود در طراحی برنامه‌ها، به دنبال خلق « لحظه‌های ماندگار » باشند؛ لحظه‌هایی که نوجوان بتواند بعدها با افتخار برای فرزندش روایت کند. - اولین مسئولیتی که بر عهده گرفت. - اولین خدمتی که در آن روز انجام داد. - اولین عهدی که با خدا و با آرمان‌هایش بست. - اولین تجربه‌ای که فهمید عضوی از یک امت بزرگ است. اگر بتوانیم چنین لحظه‌هایی را طراحی کنیم، تشییع از یک رویداد چندروزه عبور خواهد کرد و به بخشی از هویت نسل آینده تبدیل می‌شود. هدف ما فقط اجرای برنامه نیست؛ هدف ما ساختن خاطره، هویت و مسئولیت است. این همان است که سال‌ها بعد، آثارش در رفتار، انتخاب‌ها و سبک زندگی نوجوانان دیده خواهد شد. باید برخاست... و امروز، برخاستن یعنی ساختن خاطره‌هایی که فردا، به هویت یک نسل تبدیل شوند. 🗓 ۱۴۰۵۰۳۳۰ ــــــــــــــــــ 🌷🇮🇷🏴🌷
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣نماهنگ «باید برخاست» باید برخاست دنیا با آنها و مولا با ماست این پیچ تاریخی طاقت فرساست باطل خواهد رفت و حق پابرجاست 🌷🇮🇷🏴🌷
بیعت با ولی امر مسلمین.pdf
حجم: 1.9M
🖊اقدامات کنشگری مــردمی 🌷در جهت بیعت با ولی امر مسلمین 🗂این محتوا شامل: ●ایده های میدانی ●ایده های مجازی ●خطوط محتوایی
🔹جزئیات مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید ایران 🌷🇮🇷🏴🌷
❇️مسیر تشییع رهبر شهید انقلاب در مشهد اعلام شد./آغاز تشییع از بهشت رضــــا 👤شاد، معاون عملیات سپاه امام رضا (ع) در دومین جلسه شورای اداری مشهد: 🔸مسیری که تا این لحظه مشخص شده و فردا قطعی خواهد شد از شروع می‌شود، در لاین بزرگراه تا عوارضی مشهد ادامه پیدا می‌کند و از عوارضی به سمت میدان عسگریه و پارک ریحانه می‌رود و بعد وارد بلوار فرودگاه می‌شود، در مسیر بلوار جمهوری اسلامی تا تقاطع کوشش ادامه پیدا می‌کند و به میدان ۱۵ خرداد منتهی می‌شود. مسیرهای جایگزین نیز پیش‌بینی شده است.
هدایت شده از ماهد
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چطور با یه کاغذ گلاسه،🪪 برای هیئت، کمک های مردمی پیدا کنیم؟ چند روز پیش آقای اعلایی روی آنتن زنده شبکه دو یک ایده جالب را مطرح کردند... 📺 که چطور میشه با این کارت های نذری کمک های مردمی برای هیئت و موکب جمع کرد...👌 🔗 لینک مشاهده و خرید کارت‌های نذری کودک https://maaheed.ir/nazri_moharam @maahed_ir
هدایت شده از پدر شهید امت 🇮🇷
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سینه‌زن‌ها اومدن، آقا تو اما نبودی ... چرا امسال تو حسینیه تو آقا نبودی ... 🌷🇮🇷🏴🌷
هدایت شده از حسینیه شهید محسن
☑️ آخرین صدایی که در تونل پیچید، روضه مادر بود😭😭 🔹️ همسر شهید سرتیپ دوم «مجید شعبانی»، برایمان از شهدای «نَفَس» هوافضای سپاه می‌گوید... 🔹️ می‌گفتند ساعت دو و نیم بامداد شنبه ۱۶ اسفند، آقا مجید و همرزمانش در تونلی در محدوده گرمدره مشغول کار بودند که جنگنده‌ها از راه رسیدند و شروع به بمباران آن منطقه کردند. *با اصابت یکی از بمب‌ها به کوه و ریزش بخشی از آن، ورودی و خروجی تونل مسدود شد. 🔹 در آن میان، یک موشک هم به نزدیکی دریچه هوای تونل خورد *اما عمل نکرد.* خوشحالی نیروها از این اتفاق چندان طول نکشید؛ چون گاز و دودی که از آن موشک عمل نکرده به داخل تونل وارد می‌شد، آرام‌آرام اکسیژن موجود در آن فضا را می‌بلعید و شرایط تنفس را برای افراد داخل تونل سخت می‌کرد. 🔹 تلاش‌ها برای باز کردن دهانه‌های تونل و نجات افراد محبوس‌شده، بی‌نتیجه بود. برایمان گفتند با اینکه آن منطقه همچنان زیر بمباران جنگنده‌ها بود، نیروهای بیرونی بدون ترس آنجا ماندند و با دست خالی و هرچه در اختیار داشتند تلاش کردند آن حجم خاک و شنِ تلنبارشده در دهانه‌های تونل را کنار بزنند اما موفق نشدند و حتی در آن دقایق پرالتهاب، سه نفر از نیروهای ایثارگری که مشغول آواربرداری بودند، به شهادت رسیدند. 🔹 همکاران آقا مجید می‌گفتند معدود تماس‌هایی که با وجود آنتن ضعیف در آن چند ساعت برقرار شد، نشان می‌داد نیروهای داخل تونل، برخلاف ولوله‌ای که آن بیرون برپا شده بود، آرام و مطمئن، تا جایی که نفس و توان داشتند، به کارشان ادامه داده بودند. آخرین صدایی هم که از جمع آنها به گوش رفقای بیرونی رسیده بود، صدای روضه بود. آن ۴۲ نفر در آخرین دقایق زندگی دنیایی‌شان، روضه حضرت زهرا(س) خوانده بودند... 🔹 «بعد از چند ساعت تلاش که دهانه‌های مسدودشده تونل بالاخره باز شد، تازه شروع غصه‌های بچه‌های هوافضا بود. گرچه فضای داخل تونل هیچ آسیبی ندیده بود و همه افراد حاضر در آنجا هم در ظاهر سالم بودند اما هیچکس خوشحال نشد. تمام قصه این بود که انفجار بمب، ریزش آوار و شدت جراحات و... باعث شهادت افراد داخل تونل نشده بود. آن ۴۲ نفر، به دلیل تمام شدن اکسیژن داخل تونل، شهید شده بودند! به همین خاطر هم بود که معروف شدند به شهدای «نَفَس». 🔹 می‌گفتند آقا مجید، دومین شهیدی بود که از تونل بیرون آوردند. همه تعجب کرده بودند که چرا ماسک ندارد! دوستش می‌گفت: «با روحیه‌ای که از مجید سراغ دارم، حتماً فداکاری کرده و ماسکش را به همرزمی داده که زودتر از او نفسش به شماره افتاده بوده...» 📌 *دختر شهیدی که دعایش دو ماه قبل اجابت شده بود* 🔹 «وقتی افراد مطلع به ما گفتند کار خدا بوده که آن بمب عمل نکرده وگرنه نه پیکر و نه هیچ نشانه‌ای از آن ۴۲ نفر باقی نمی‌ماند، یاد دعای دخترم افتادم. وقتی خبر شهادت آقا مجید را به بچه‌ها دادم، مهدیه گفت مامان! یادته دو ماه قبل رفته بودم مراسم اعتکاف؟ وقتی نماز مخصوص اعتکاف رو خوندم، توی قنوتش، ناخودآگاه یاد بابا افتادم. نمیدونم چرا اما بی‌اختیار گفتم: 🔹 «خدایا! اگه یه روز بابام شهید شد، کاری کن که پیکر داشته باشه. من دوست ندارم بابام جاویدالاثر باشه...» «مجید را که در معراج شهدا دیدم، توی دلم گفتم: حتماً خدا، دعای مهدیه را اجابت کرده. پیکر همسرم، کاملاً سالم بود. فقط گوشه چشم و بینی‌اش، کمی خون‌آلود بود. دیگر هیچ آسیبی به پیکر نرسیده بود. انگار خوابیده بود؛ آرامِ آرام...» راوی: مریم شریفی 🇮🇷 پایگاه نشر روایتهای مردمی از جنگ رمضان ✍ 🌷🇮🇷🏴🌷