دل میخواهد بگوید دوستت دارد و میترسد راست نباشد. میخواهد بگوید که در آنْ جای داری و حرفش راست نباشد. دوست دارد صدایت کند و از همانجا، از همان دل، صدایت را بشنود اما نمیشنود. دوست دارد بگوید میخواهد با تو باشد اما میترسد به او نشان بدهی که حرفهایش دروغ است.
به طلوع جاده و به غروب آن، به مسیری که مدام در رفت و آمدِ آنیم، به خستگی این روزها که دیگر راحتی و خوشی ندارد، حرف دلها را قبول کن. اصلاً حتی اگر به زبان میگویند، تو قبول کن. ما و دلهایمان تیره؛ همان که خودت خبر داری، اما قبول کن و بیا..
محمد حسین پویانفرFinal_Master2_Doaye_Shaan(1).mp3
زمان:
حجم:
12.8M
[برای این ماهِ مآهـ]
عزیزترین عزیز من؛
هرچه سر به سجده بگذاریم و برای خون دلهایت بگرییم کم است. تویی و چند یار که بوی حاجقاسم بدهند و یادگار خمینی رحمهالله باشند. تویی با یارانی که هیچکس نمیداند تا کِی و تا کجا با تو و درکنار تو هستند. چه سردارانت، و چه ما که ادعای سربازی داریم و خدا داند که....
عزیزترین عزیز من؛
دعا میکنم روزی نرسد که تو را و اندیشهی تو را و اقتداء به تو را از من ستانده باشند؛ مگر آنکه جان داده باشم.
هیهات که این حرفها از فکر و دلم بیرون رود. خدا نرسانَد آن روز را.