من هیچوقت آدم عشقِچاووشی نبودم. بعضی آهنگهاش رو شنیدم بعضی رو نه. از بعضیاش خوشم اومده از بعضیاش نه. با بعضی موضعگیریهاش موافق بودم و بعضی نه.
ولی امروز هم مَـرد و مَـردونه اومده کف میدون، هم خدایی آهنگش پرمضمون و قشنگه..(حسبی الله)
خدایا! همینطوری که داره خطکشیها جدا میشه و فقط مهرههای واقعاً سیاه میریزن تو کیسهی دشمن، همهی آزادههای دنیا رو بیار تو خط خودت و همهمون رو زیر سایهی پرچم امیرالمؤمنین محکم نگه دار. خدایا نذار این طوفان ما رو ببره...
خدا به او عزّت بدهد. معلّممان را میگویم. بعد از جنگ دوازده روزه که در کلاس تبیینَش جمع شده بودیم میگفت «این جنگ، وجودی و تمدّنی است. یعنی یا من، یا تو!»
و هنوز بعضیها نمیتوانند یا نمیخواهند بفهمند جنگ وجودی یعنی چه. نمیفهمند که این نبرد تمام شدنی نیست. نمیفهمند که کار با آتشبس، پیماننامه و معاهده و مذاکره تمام نمیشود. که این دولت برود و آن دولت بیاید و این بخواهد و آن نخواهد معنا ندارد. که اگر امروز هم کار دشمن را تمام نکردیم و مثبتاندیش و سادهلوحانه (بخوانید احمقانه) دوباره کتوشلوار پوش رفتیم که: آقا ما صلحطلبیم و بیایید باهم دوست باشیم؛ این ذلّت دوام چندانی نخواهد آورد. دشمن میرود که تا دندانْ مسلّح دوباره برگردد تا ما را "ببلعد". چرا آقای عزیز و شهیدمان از این تعبیر استفاده کردند؟ که دشمن میخواهد ایران را ببلعد؟ یعنی دُرُسته، یکجا، آش با جایش! چرا ایران؟ چرا جمهوری اسلامی نه؟ چرا آخوندها و نظامیها و بسیجیها نه؟ چرا آن کودک دو ماهه را هم قربانی میکند؟ چرا مدرسه را هم میزند؟ چرا دانشمندان را هم میزند؟
اگر این روزها شنیدید، باز هم بشنوید و با خودتان مرور کنید مبادا کسی گولتان بزند. که صلح، مرگ پیروزیای است که امروز دارد به اذن خدا رقم میخورد. یک دقیقه برگردید و تمام این سالهایی که از سر گذراندیم را مرور کنید. آنها ایران را خواهند بلعید. اگر نایستیم. اگر وجودِ دشمن بیوجود را از بین نبریم، از میان خواهیم رفت. پس نصرت خدا چه میشود؟ نصرت خدا شامل حال آنهایی است که پای کار خدا میمانند. که سست و فشل نمیشوند. ما اگر وا دادیم، خدا نصرت را شامل حال چه کسی بکند؟ ما را میبرد تا گروه بعدی بیایند و علَم حق را در عالم بزنند. اما اگر ماندیم، همین مدت باقیمانده که انشاءالله زیاد نیست مقاومت کردیم به قول آقا «اونوقت قلّه رو فتح خواهید کرد»
خدا عزّتش بدهد. معلّممان میگفت: میگویند جنگ جهانی اول و دوم. بیخود میگویند! کدام جنگ جهانی؟ دعوا بین خودشان بود که به بقیهی دنیا هم تحمیل کردند. وگرنه مثلا ما کجای این جنگها بودیم؟!»
جنگ جهانی امروز است. وقتی تمام جهان بیدار شده و دو خط بیشتر نداریم: حق≠باطل.
پای نبرد بمانید که تک به تک شما رزمندگان این نبردید. بدون تعارف.
#إنتبهوا
مراسلات
«رسانهی رسمی حضرت آقا سید مجتبی خامنهای»
لَو عَلِمنا أنّا نُقتَل، ثُمَّ نُحرَق، ثُمَّ نُنشَرُ في الهَواء؛ يُفعَلُ بِنا ذلك ألف مرَّة، ماتَرَكناكَ يابنالحُسين!
اگر بدانیم که کشته میشویم، سپس سوزانده میشویم و خاکسترمان در هوا پخش میشود، و هزاربار با ما چنین کنند، تو را ترک نخواهیم کرد!
ای وارث صلابت و شجاعت حسینی..
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
📩 متن کامل اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی
🗓 ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
🔗 farsi.khamenei.ir/news-content?id=62800
📲@rahbar_enghelab_ir
درحالی که تمام رسانههای دنیا با اعتماد به نفس تیتر خبر میزنند که خامنهای در پناهگاه است و اینترنشنال مدام از پنهان شدن آیتالله خامنهای گزارش میرود، مردی وضویش را گرفته و آرام آرام، درحالی که لبهایش به ذکر میجنبد، عبا روی دوش میکشد، روی صندلیاش مینشیند و قرآن وا میکند.
رئیسجمهور آمریکا کلافه و سردرگم و عصبانی، دنبال دیوار سالمی میگردد که قبلا سرش را در آن نکوبیده باشد. به شیشههای تیرهی قفسه نگاهی میاندازد و به خودش وعده میدهد که حتما بعد از اینکه خیالش از این عملیات راحت شد آنقدر بنوشد که خفه شود، نشئه شود، یک گوشه بیفتد و برای ساعاتی چیزی نفهمد. نمرودی است که مگس از دماغش بالا رفته و دیوانهاش کرده است. رئیس رژیم اشغالگر از قبل زیر هفت لایه زمین دویده و درها را پشت سرش چند قفله کرده است. ناخن میجوَد و به خودش و رئیسجمهور احمق آمریکا لعنت میفرستد. قبل از هرچیزی هم دستور داده آمادهی پخش آژیر از بلندگوها در سرتاسر شهرکها باشند!
مَرد آیه به آیه میخواند و پیش میرود. تفکّر میکند. تدبّر میکند. با ترتیل میخواند. عصایش را کناری نهاده. راه دریا گشوده شده است. آیهها را خط میبرد: انّ معی ربّی. لبخند مینشیند روی لبهایش. لبخند اقتدار و صلابت. دست چپش را مُشت میکند. دریا گشوده است. خودش پیش میرود و یاران را فرا میخوانَد. لشکر فرعون پشت سر است. «خدا فرعون را یک بار دیگر غرق خواهد کرد.»
مراسلات
خدا به او عزّت بدهد. معلّممان را میگویم. بعد از جنگ دوازده روزه که در کلاس تبیینَش جمع شده بودیم م
خدایا ببین این مردم چطور اومدن پای کار
خدایا ببین هیچی این مردم رو عقب نمیزنه
خدایا به ما رحم کن و جواب اینهمه استقامت رو بده
وقتی قبل یا بعد از رفتن به تجمعات، از توی خونه صدای شعارها و اللهاکبرها رو میشنوم تازه یهکم متوجه اون صحبت حضرت امام میشم که "آنقدر شعار اللهاکبر بر فَرق اینها(طاغوت) کوبیده شد که فرار کردند و رفتند".
واقعا چقدر قدرت داره این اللهاکبر! بعضی وقتها دقت کنید بهش. گوش کنید به شعاری که میشنوید و از حنجرهی خودتون خارج میشه. عجب صلابتی داره! چقدر روح داره! شجاعت میده به اهلش. توان و جسارت میده.
انگار خدا میخواست ما نسل چهارمیهای انقلابندیده، ببینیم و بفهمیم که ما با همین اللهاکبر و لاالهالاالله انقلاب کردیم. همینها هم انقلاب ما رو تا امروز نگه داشته. همینها هم انقلاب ما رو به ظهور وصل میکنه. انشاءالله.
#از_نبرد
/سنگ، کاغذ، قیچی
پس انگار دست سالم شما همیشه به وقت احترام و تفقد و پاسخ به اشک و لبخندها باز بوده، و به وقت صلابت و پیروزی، مُشت.
به هرحال، چه سنگ و چه کاغذ، هردو بر قیچی (✌️) پیروز است!