eitaa logo
- 𝘔𝘰𝘳𝘱𝘩𝘰 -
249 دنبال‌کننده
597 عکس
263 ویدیو
1 فایل
با من بیا با من به آن ستاره بیا به آن ستاره‌ای که هزاران هزار سال از انجماد خاک و مقیاس های پوچ زمین دور است و هیچکس در آنجا از روشنایی نمیترسد
مشاهده در ایتا
دانلود
پس از تحمل آن همه درد، کسی که به مقصد می‌رسد؛ دیگر همانی نیست که به راه افتاده بود.
دل کوچکی داری، و غم‌هایی بزرگ. چاره‌ای نداری جز این که غمت را جاهای دیگر پنهان کنی. مثلا ته چشم‌هایت. پشت خنده‌هایت. در سکوت ناگهانت. در گریه های دور از چشم. عیبی ندارد اگر آغشته‌ای به اندوه. کسی ابر را سرزنش نمی‌کند، اگر تیره باشد و نبارد. _ حمید سلیمی
دوباره پاییز در راه است و من انار نیستم که برسم به دست‌های تو ، من؛ برگم ! پر از اضطراب افتادن...
ای دیارِ آبی! از میانِ شاخه‌‌ی مستورِ خیال به سراغت می‌آیم.
دلمون تنگ ، یادتیم کلی.
ما در نهایت شبیه چیزهای که نمی‌خواهیم بشویم می‌شویم، نه به خاطر اینکه به طرفشان می‌رویم، تنها به این خاطر که همیشه از آن‌ها دوری کرده‌ایم و یک جایی در نهایت دیگر خسته‌تر از آن بوده‌ایم که بیشتر از آن، از آن‌ها دور شویم و ایستاده‌ایم و نشسته‌ایم و زمانی که به ما رسیده است، دیگر توانی برای رد کردنش نداشته‌ایم و تنها قبولش کرده‌ایم دیگر، و انگار که این سرنوشت تمام چیزهاییست که می‌دانیم که اتفاق میوفتند و تنها نمی‌خواهیم که قبولشان کنیم و همیشه وقتی می‌پذیریمشان که دیگر چیزی از ما باقی نمانده باشد.