زمان:
حجم:
828K
#مرساگو
گفتن دوره برگزار میکنی؟! بیا حالت رو بگیریم... ببینیم چه کاره ای؟! 😁😍
یهویی کم شدن کانال رو دوست داشتم فقط این وسط😁😁😁😂✌️
من عاشق فالور سازی ایتا میشم روزبروز🥶
در تاریک و روشن صبح هرچه از چیزی به نام جان باقیمانده را دارم بزور با خود میکشم و میروم به سوی نماز...
نمازی که بیش از هرنمازی دوست داشتم معراجم بود...
محل عروجم پیش همسفر دیار غربت آخرالزمان...
من از نه اسفند ۱۴۰۵ جایی میان پیچ طوفان تاریخ پادرهوا شده ام...
تنها یک چیز پاهایم را روی زمین بند میکند امامی که میان غربت دوست و دشمن پنهان مانده... امامم و نائبش!
کوهها مایه استحکام زمینند!
"والجبال اوتادا"
مُرسا
خیلی وقته پیام نذاشتم...
اما یه جایی بعد از یک بحث طولانی، یه حرفی بین رفقا شد
ک دلم میخواد بی سانسور و تغییر با شما هم به اشتراک بذارم... ❤️🍃
سلام عزیزدلم...❤️❤️❤️ رحیمه دلپاکم😍🥲
قربون دل پاک و این پذیرش قشنگت برم ک با اینهمه مخالفت دلت زود صاف شد بحرفی ک حس کردی درسته. تو حق پذیری رو یبار دیگ بمن یاددادی❤️🍃
راستش من کوچیکتر از اونم ک بخوام بگم کی چیکار کنه.
اما یچیزی میگم خیلی دلی: 🩸
این روزها دائم نگاه میکنم به زهراخانم و بشری خانم...🥲
دوتا زنی که اول خانه دار و مادر بعدم یک معلم ساده بودن...
دوتا زن ک با وجود پدران و خانواده پرمنصب، نه نماینده محلس شدن، نه وزیر نه فلان مقام... بلکه از بین همه شغلها مادری و معلمی رو انتخاب کردن...🤌🍃
زهراخانم میره دروازه غار ک یکی از بدترین جاهای فرهنگی بلحاظ بافت شهری هست، آروم و بی صدا کار میکنه... 😔😌
میره دست چهارتا دختر نوجوون اون سر دنیا رو میگیره... بشری خانم کتابهای رمان خارجی معرفی میکنه برای خوب زیستن به دخترای بالای شهری مدرسه فرهنگ...🤌✅
بشری خانم علی رغم ضعف جسمی فقط به نیت جهاد، زهرا رو بدنیا میاره... 🙆♀🙆♀🙆♀
زهراخانم باگرفتن پشتی دست دوم خونه جاریش شاده (این اون خبری بود ک وقتی شنیدم دیگ راستش شرمم شد دیزاین خونه ام رو تو گروه بفرستم، چون راستش خودمم دیگ باهاش دل خوشی ندارم، هرچند ک ازوقتی کارای خونه تموم شد، دردهای عالم روسرم هوارشد اما اصل اذیت شدنم برای خونه بخاطر ساده زیستی زهراخانم بود) 🤷♀🤷♀
میبینم ک عروس شخص اول مملکت با تشت بچه هاشو میبره حموم و مقیده بخاطر اسراف از دوش استفاده نکنه. دیگه چه برسه موقع ظرف شستن... 🤦♀
میبینم ک کارهای ساده و کوچیک یک زن بادوتا مدرک فوق لیسانس، تو خونه، حماسه حسینی میسازه برای یک مملکت و خروجیش میشه اینکه دنیا بگه رهبر این کشور با خانوادش شهید شد... 🥲🥲😇
بچه ها راستش تمام عمرم، ازوقتی آقاامام زمان رو شناختم، من دارم به اون حوض کشی که امام زمان میاد به دیدنش فکر میکنم... دارم به اون کلیدسازی ک باامام زمان شوخی میکرده ک اگ زود بخوای بری، میرم داد میزنم مهدی فاطمه اینجاست همه بریزن ببیننت میلیونها بار غبطه میخورم... 🥲
من همه عمر به علی بن مهزیاری ک یک میگسار بود و بعد به چادر امام زمان رفت، حسرت میخورم... 🥲
فکر میکنم وظایف آدمها از دل کارهای بزرگ نمیاد خیلی... هرچند اگر کسی مثل شهید صیاد و شیرودی و... میتونه کارهای بزرگ کنه و نکنه، مسئوله. اما خیلی وقتا بخصوص راجع به ما خانمها، وظایفمون از همون اتاق خوابمون شروع میشه... 💠✌️
از کلیپ دیدن برای یادگرفتنِ آرایش کردن برای شوهرامون... از پول جمع کردن برای خرید لباسهای چیتان فیتان برای زناشویی هامون... از غذای پاک و طیب و زیبا پختن... از اخلاق صبور وقتی شوهرامون نق میزنن یا بدرفتاری میکنن، از کتابخوندن درباره فرزندداری و مراقبت از روح و آرامش بچه هامون، از اطلاعات خونه داری برای هدر ندادن سرمایه هامون... 🤌❤️
از هفته ای یبار خونه تکونی ساده برای مادرامون... از روغن مالی کردن دست و پای پدرامون... ☘
از شادکردن دل همسایه هامون با یه ظرف آش یا یه استکان چای موقع اثاث کشی شون. ☕️🫖
و از همه مهمتر از بلد شدن خودمون...
اینکه خودمونو بلد بشیم... 🍭
بفهمیم چرا اینجا رنجیدم؟ رنجم حق بود یا باطل؟
چرا اینجا حرص خوردم؟ حرص خوردنم حق بود یا باطل؟ کدوم منیتم زمین خورد ک حرص خوردم؟
چرا اینجا خشمگین شدم؟ خشمم حق بود یا باطل؟
چرا اینجا مهربونم؟؟؟ مهربونیم حق بود یا باطل؟؟؟ واقعا مهربونم یا مهرطلبم؟؟؟
واقعا دلسوزم یا شهوت جانفدایی دارم و بقول روانشناسا تو مثلث کارپمن تو بازی ناجی و قربانی گیر افتادم؟!
مهمونی میدم، لباس شوهرمو اتومیکنم، برای خانواده شوهرم کارمیکنم، با بچم بازی نمیکنم بجاش داخل انبار رو دستمال میکشم، چقدرش حقه؟ نکنه نیتام خالص نیست؟ نکنه خدا به کار دیگ ای راضیه؟؟؟
من واقعا کیم؟؟؟😭😭😭
چرا امام زمان رو نمیبینم؟؟؟😭
مگه آقانگفت خوب باشید ما میایم سراغتون... پس باگ من کجاست ک آقا نمیاد بدیدنم؟؟؟ 😭
چرا کور ندیدن امامم؟؟؟😭😭😭
من فکر میکنم اگر هرکدوم ما تو جایگاه خونه و خانواده و وظایفمون درست و بااخلاص عمل کنیم، مثل دوتا شهیده... خدا خودش هم موقع فتنه ها، هم بزنگاهها، هم تحلیلهای سیاسی، هم وظایف اجتماعی، دستمون رو میگیره میبره میذاره درست جایی ک باید... ☘☘☘
مثلا تو همین گروه معلم ها از حالا بشینن برای سال بعد برنامه بریزن... ببینن چیکارکنن با بچه های مردم؟ روچی بای کارکنن؟ روشهای نوین روز دنیا برای هدایت مردم چی میتونه باشه؟ چه کتابها و دوره هایی میتونه اونا رو تبدیل به یک معلم نمونه کنه؟؟؟ 👍🤌
اونا ک توخونه وقتشون آزادتره از مسجد و سرا محله محلشون شروع کنن... 🍃
اونا ک تو خونه ان از بچه هاشون یا بچه های فامیلشون... چی میشه ماهی دو دفعه کل بچه های فامیل رو جمع کنیم و براشون معارف قرآن با بازی و خوراکی بگیم؟؟؟ چی میشه بقدر دو روز زندگی سخت یتیم های آخرالزمان امام زمان رو شاد کنیم؟✌️
یا هربار میریم مهمونی، بجای بحثای بیخود با بزرگترها، بچه ها رو تو یه اتاق جمع کنیم و یدر یک شمع تو دلشون چراغی از نور، شادی یا آرامش روشن کنیم؟☘
چقدر حواسمون به نوجوونهای فامیل هست؟ نکنه ما باشیم و نوجوونی تو فامیل خدایی نکرده درگیر حرام و گناه و بی فکری بشه... اگ بتونیم چراغی براش روشن کنیم...❤️
ساده و رها، آزاد و آباد، مثل یک حریر تو باد، زن باید پیام آور نرمی و لطافت و زیبایی و آرامش باشه... از خودش، تا اتاق خوابش، تا اتاق بچه هاش، تا آشپزخونه و همسایه ها و خونه فامیلاش... و بعدم در کارو هدایت هاش، هرکسم بقدر وسع و داشته هاش، نه بیشتر ک دردسر بشه براش... چیزی ک من از زهرا حداد عادل یادگرفتم...
پرچونگیم رو ببخشید...
بچه ها حرف آخرمو خواهرانه بگم:
گاهی دعا میکنم ک توانایی حرف زدن در من نبود... اساتید زیادی بهم گفتن تو رسالتت با حرف زدنه... اما من میگم کاش رسالتم جای دیگری بشه...
شاید باورش براتون سخت باشه ک حرف زدن برای من سختتتت ترییییننننن کار دنیاست...
چون مسئولیت حرف زدنننن خیلی خیلی بالاست...
باید اگ زیاد حرف میزنی مثل آقامون بزرگ شده باشی... خیلی بزرگ ک هر حرفت در و گوهری باشه ک بعداز سالها هم ک کسی رفت دید، بدرد بخوره...
تو رو امام حسین دعا کنید اول خودم عامل باشم، اول حرفا و دعاهام در حق خود کمترینم بگیره... اگ کسی رفت امسال اربعین فقط برای من دعای رشد بکنه... ک خیلی نگران این نفس سرکشم😭❤️
یاعلی
بچه های میناب ادب کردن...🎒
میخواستن همه جا پشت سر ولی بودن رو یادآوری کنن...
تو شهادت!
تو تدفین... 🍃