‹مُصحَف›
صِرف یک دل دادن و عرض ارادت شرط نیست.. مُهر باید کرد این دِلنامه را با عَقد خون !
پرچم او از ازل بالاست؛ بالا تا ابد..
باد این پرچم بلند و هرچه جز آن سرنگون !
‹مُصحَف›
شنیدمت که نظر میکنی به حالِ ضعیفان؛ تبم گرفت و دلم خوش به انتظارِ عیادت
در ستایش زیباییِ دَستانی که خدا آفریده
هرچقدر سجده بروی باز هم کم است :)
- ناصحم گفت که : جز غم چه هنر دارد عشق؟ . .
برو ای خواجهٔ عاقل، هنری بهتر از این؟! :)