میدونی اوج خفگی کجاست؟
همون جایی که کلی حرف داری و به شدت ناراحتی و خیلی چیزها رو اعصابت میرن ولی سکوت میکنی و به اخرین درجه ناراحتی میرسی،
و ترجیح میدی که هیچی نگی فقط یه گوشه بشینی و ببینی چی میشه.~☆
یهو بهم ریختم و همه گفتن سر یه چیز کوچیک چقدر سریع ناراحت شد.
اما خب هیچکس نمیدونست که من در حال تحملِ چه حجم از فشار بودم و زندگی و مشکلاتم چه بار روانیای رو دوشم گذاشته بودن.
آدم گاهی طوری لبریزه که با وجودِ همه صبوریش هر اتفاقی میتونه اونو سر ریز کنه. ~☆
تنها واکنشی که میتونم در مقابل هرچیزی نشون بدم، فعلا نگاه کردنه.
نه حوصله ی حرف زدن و توجیح کردن و توضیح خواستن دارم، نه دلم میخواد چیزیو بدونم و بفهمم.
فقط نگاه میکنم و تو مغزم سناریو میسازم. ~☆
ازم پرسید
دلیل لبخند هات چیه
چرا یسره میخندی ؟!
گفتم نخندم آب بدنم کفاف گریه هامو نمیده... ~☆