برای شیعیان گنهکارم
هرشبانه روز هزار بار دعا میکنم.
الکافی،ج۱،ص۴۷
#شهادت_امام_باقر(ع)
@mostanad_bin
#فصل_دوم
#قسمت_پنجم
🎞 این قسمت: سیاست خارجی پهلوی🎖
💂♂عاشقانههای رضا شاه و هیتلر❗️
⭕️ وقتی رادیو بیبیسی در مورد فساد و دیکتاتوری رضاشاه برنامه میسازد!📻
رد پای صهیونیستها در ایران: ساواک را کی تربیت کرد؟ ⛓💣
تنها کشور اسلامی که در پایتختاش سفارت اسرائیل دارد؟ ایران!
💠💠💠💠💠
➖اینجا تماشا کن😎🍿👇🏻
https://vod.rubika.ir/media/199993
#در_برابر_طوفان۲🌪
✍🏻نظرت چی بود؟ 📨👇🏻
@mostanad_biiin
مستند
#فصل_دوم #قسمت_پنجم 🎞 این قسمت: سیاست خارجی پهلوی🎖 💂♂عاشقانههای رضا شاه و هیتلر❗️ ⭕️ وقتی رادیو
یه زمانی همه چیز برعکس بود!
کشورهای عربی 👈 درحال جنگ با اسرائیل ⚔
ایران 👈 برقرار کردن ارتباط با اسرائیل😳
♨️ هزاران نفر از مردم آماده دفاع از کشور اند!
جانفداها کفن پوش به سمت خوزستان
حرکت میکنند؛ برای مقابله با ناو دشمن که در خلیج فارس مستقر شده!
❌باز هم تنگه هرمز
❌باز هم ناوهای دشمن
❌باز هم مردم جانفدا
اشتباه نکنید❗️این سرخط خبرهای امروز نیست❗️
بخشی از اتفاقات دوران پهلویه‼️
#در_برابر_طوفان۲🌪
#قسمت_پنجم_سیاستخارجی
@mostanad_bin
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از مکه راهی عراق شدی
به سمت کوفه
دل زینب اما شور میزد
گوشوارههای رقیه هم برق...
#حسین_جان🖤
#عرفه
@mostanad_bin
همیشه در همه فیلمهایی که برخی کارگردانهای ایرانی، با پرنگ کردن ضعفها و نقصها، علیه انقلاب و نظام و روحانیت و مذهبیها، طنز و جدی، فیلم میساختند، به یک چیز فکر میکردم... اونم اینکه با این کار کمک میکنند که مردم از خیلی از انسانهای خوب و مومن محروم بمونن. چون در هر قشر و گروهی آدم ناخوب هم هست. اما پر از آدمهای خوب هم هست که با این کار اونا دیده نشن یا سوء برداشت باعث بشه خیلیها سمتشون نرن.
چند روز پیش دوستی با حرارت و هیجان و البته لبخند و بغض همزمان تعریف میکرد که وقتی بیت را زدند، فامیل اینها یک کوچه اونورتر، طبقه ششم ساختمان بوده و چون بیمار بوده حتی توان خروج از ساختمان نداشته، چون آسانسور از کار افتاده بوده...
بعد از یک روز کامل که یکی از افراد فامیل به آنجا مراجعه میکنه، میبینه کامل اون ناحیه را بستن و پاسدارها (خودش اینطوری میگفت) مسلح ایستادن. این بنده خدا شروع میکنه تعریف کردن که فلان ساختمان دو خانم مسن و بیمار هستند که توان خروج از ساختمان نداشتند. پاسدارها تعجب میکنند و میگن ما همه رو تخلیه کردیم و اینها میگن نه اینها توان نداشتن خبر بدن که در خانه ماندن.
پنج پاسدار با همون تجهیزات با راهنمایی این خانم سراغ ساختمان نیمه ویران میرن و به طبقه ششم میرسن و این دو خانم رو میبینن. و به سختی تلاش میکنند و این بندگان خدا را با احترام پایین میارن.
این دوست که این داستان را برای من نقل میکرد با یه حال خاصی میگفت: دخترم میگفت: مامان خیلی پاسدارها مهربان بودند. خیلی مهربان بودند... اصلا اون تصوری که ازشون داشتیم نبودن...
و من ناخواسته یاد همهٔ آن فیلمها افتادم...