1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امشب همون شبی رسید که چهار ماه منتظرش بودیم ؛
دل زخمی مون رو کشوندیم تا امشب ،
تا با تمام وجود بگیم
"ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"
چقد کربلارو لمسش میکنیم حالا..
از روزی که رفتهاید،
جور دیگری برای حسین گریه میکنیم.
شما را تصور میکنیم،
میگوییم درد جنایت علیه شما این باشد،
ببین درد جنایت و جسارت به مولای ما و شما، نوه پیغمبر، حسین، چه بوده!
میدانید آقا
خیلی سوختیم...
اسم مشت گره کرده، لب تشنه، پیکر خونین که میآید، حال ما دگرگون میشود
ولی
خیلی چیزها هست که آخر سر، ذکر لب ما را میکند: *"لا یوم کیومک یا اباعبدالله"*
مثلاً اینکه شما
با این محاسن سفید،
با این سن و سال،
میان هلهله لشکر دشمن،
از شدت غم و مصیبت
نزدیک پیکر پسر جوانتان بر زمین نیفتادید
از شدت جانگدازی این داغ، *روی دو زانو خود را کنار پیکر ارباً اربای جوان رعنای خود نکشاندید*
ناله *"ولدي علي"* شما در میان خنده دشمن به آسمان نرفت
خواهرتان، *"وا اُخَیّاه و ابنَ اُخَیّاه"* گویان، میان نامحرمان حرامی نزد شما نیامد...
آقا
با رفتنتان، روضهخوان همیشگی حسینیهٔ دلهای ما شدید...
شما و درد این جسارت بزرگ و از دست شما را که به یاد میآوریم،
دلمان گره میخورد به کربلا.
جسارت به نایبالامام این حد سوزاننده باشد، جسارت به امام چیست
یا زینب کبری
محاسن شما سپید بود آقا،
سن و سالی از شما گذشته بود،
مثل اباعبدالله....
جنگ ما با شیطان از محراب نماز آغاز میگردد .
محراب از ریشهٔ « حرب » است ، یعنی محراب
نماز میدان جنگ ماست و با همان تكبیرةالاحرام
نخستین ، نمازگزار همهی قدرتهای ظاهری و
مجازی را نفی میكند و به مبدأ همهٔ قدرتها ،
ذات ذوالجلال ، متوجه میشود .
ـ شهید سیدمرتضیٰ آوینی .
رادیو مُترَصّد
اگه یه کتاب راجب حضرت زینبس میخواین که با خط به خطش گریه کنین ؛
کتاب آفتابِ در حجاب .
اثرِ سید مهدی شجاعی :))
خیلی خیلی خیلی قشنگه🖤