آقای ایکس
فکر کنم نهم بودیم و کوچیک ولی این دیگه اوج خنگی این بشره فرسیا گفت صبر کن من دو دقیقه جای تلفن رو عو
هیچ وقت بهش اعتماد نکردم چون تا حالا نشده بود بگه زنگ میزنم و زنگ بزنه(الان دیگه تربیتش کردم )
خلاصه این دو دقیقه شد دو ساعت، شد دو روز، شد دو هفته
دیگه زنگ زدم گوشی مامانش
آقای ایکس
هیچ وقت بهش اعتماد نکردم چون تا حالا نشده بود بگه زنگ میزنم و زنگ بزنه(الان دیگه تربیتش کردم ) خلاصه
فکر میکنین چی شده بود؟
خانوم رفته بود تلفن رو زده بود تو پریز برق
و کل خونه رو منفجر کرده بود(با اغراق) تا الان که الان هست هنوز تلفنشون درست نشده
آقای ایکس
فکر کنم نهم بودیم و کوچیک ولی این دیگه اوج خنگی این بشره فرسیا گفت صبر کن من دو دقیقه جای تلفن رو عو
355.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خنگ خودتی من مقداری ناتوانی در تطابق فعالیت های ذهنیم با واکنش های بدنیم دارم همین✨🤣💔
آقای ایکس
#پیام_شما *با لگد گوشی رو از دست لنا میکشم بیرون* فک کنم حالا نوبت منه*خنده شرورانه* من اولین فرار
#پیام_شما
داشتم میگفتم..
خلاصه ما که تازه دوست شده بودیم اومدیم یک تجربه خفن باهم بسازیم و اینا و چه خاطره ای ساختیممم؟؟
*چشمای بچه ها گرد میشه و فحش میدن*
بله درسته با ماسک مردعنکبوتی و فرم مدرسه دخترونه سارا از دیوار مدرسه پسرونه بالا رفتیم و مسخره بازی دراوردیم و تف به پسرا که چندتاشون شماره دادن و ماهم بعدا مزاحم تلفنیشون شدیم ولی متاسفانه مسخره بازی ها طول نکشید چون مدیرشون اومده بود حیاط ببینه چیشده اینهمه صدا خنده میاد و مارو دید
*صورت لنا و ستاره با یادآوری اون روز به حالت گریه دراومد*
ـــــــــــ
آخییی چه کار بامزه ای
منم کلاس شیشم بودم شماره الکی میگرفتم مزاحم مردم میشدم🤣
آقای ایکس
یکم اشتباه محاسباتی داشتم فقط🤣🤣🤣🤣
تو غلط کردی من دو هفته تموم حرص خوردم از دستتت😡
آقای ایکس
#پیام_شما داشتم میگفتم.. خلاصه ما که تازه دوست شده بودیم اومدیم یک تجربه خفن باهم بسازیم و اینا و چ
قیافه ی مدیر تون دیدنی بوده🤣🤣