هلن، آروم ولی گیج بود!
فیکا هم،باهوش ولی دست و پا چُلُفتی بود.
واسه همین هایکان همیشه طوری برنامه ریزی میکرد، که این دوتا واسه ماموریت تو یه تیم نیوفتن!
#مجموعه_آقای_ایکس
#موهای_نقره_ای
@mrxcollection
نویان اجازه داد آبروش پای دوتا پسر گنده که وسط خیابون سنگ کاغذ قیچی بازی میکنن و دوتای دیگه با جدیت منتظر نتیجه هستند بِره،
چون دفعه قبلی که میخواستن تصمیم بگیرن، هامین و کارل اونقدر سر هم داد زده بودن ، که مردم به عنوان دعوای خیابونی گزارش شون کردن!
#مجموعه_آقای_ایکس
#قلب_صورتی
@mrxcollection
با آدرین از اضطراب اجتماعی حرف نزن؛ اون صرفا چون توی بازی "جرئت" رو انتخاب کرد، الان برعکس و روی دستاش وارد سلف دانشگاه شده!
#مجموعه_آقای_ایکس
#چشمان_رنگی
@mrxcollection
جسیکا باباش رو دوست داشت؛
برعکس الکس...
ولی درآخر کاری برای زنده موندنش نتونست انجام بده؛
برعکس آدرین...
#مجموعه_آقای_ایکس
#خون_طلایی
#چشمان_رنگی
@mrxcollection
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی خیلی دلت میخواد آخر داستان رو بخونی ولی تو همونی هستی که داره مینویستِش:
@mrxcollection
سورنا حتی داداش بزرگترش رو هم جوری که دلش میخواست تربیت کرد...
#مجموعه_آقای_ایکس
#چشمان_رنگی
@mrxcollection