eitaa logo
آقای ایکس
96 دنبال‌کننده
25 عکس
20 ویدیو
0 فایل
معرفی مجموعه کتاب های "در دست چاپ" آقای ایکس کپی ممنوع 🚫 چرا جنی باید عاشق یه روانی بشه که اختلال دو شخصیتی داره؟ https://daigo.ir/secret/91821507822 ناشناس مون https://harfeto.timefriend.net/17691742567262
مشاهده در ایتا
دانلود
-تو فکر کردی من فراموشت کردم؟ نه من همه جا باهات بودم و کمکت کردم. +اره کمکم کردی یه قاتل بشم کدوم پدری با بچه اش اینکار رو میکنه؟ کاش فقط فراموشم کرده بودی... @mrxcollection https://eitaa.com/comments_app/app?startapp=103607.71659&btn=ارسال.نظر
آلما پاهایش را روی ان پایش انداخته بود و تکان میداد کنارش سورنا نشسته بود و دستش را گرفته بود انگشتر هایشان کنار هم قرار گرفته بود و هر از گاهی با هر تکان آلما خش خش ریزی تولید میکرد سورنا نیم نگاهی به اضطراب آلما انداخت اولین و اخرین باری بود که او را اینطور مشوش میدید صدای همهمه در فضا پیچیده بود سالن شلوغ بود و پر هیاهو همه میدانستند پروژه آنقدر حساس است که هیچ کس، دیگری را نمیشناسد و تنها چیزی که میدانند وظیفه ای است که به انها محول شده هیچ چیز از زیر نگاه های تیز و اخم های در هم شده ی آلما پنهان نمیماند به زور سورنا روی صندلی نشسته بود و بی حرف منتظر بود تا کارشان را بکنند اگر نگهش نداشته بود قطعا یک به یک برسرشان فریاد می‌کشید و باعث می‌شد با استرس شان گند بزنند به همه چیز این را میدانست ولی نمیتوانست کنترلگر نباشد و چیزی که عمرش را رویش گذاشته را همانطور رها کند آن لعنتی ها باید این بار به موفقیت میرساندشان سورنا دستی روی لب هایش کشید و بازهم با نیم نگاهی آلما را رصد کرد زیبا بود؟ قطعا لبش را گاز گرفت و به سمت آلما خم شد بعد توی صورتش زمزمه کرد اگه بخوای یکی شون رو بکشی کدوم رو انتخاب میکنی ؟ آلما لحظه ای کنترل فضا و زمان را از دست داد و سرش را به سمت سورنا برگرداند و با صدای ارامی گفت چی؟ سورنا یکی از ابروهایش را بالا داد، لبش کم کم کج میشد و شکل پوزخند به خود میگرفت آلما نگاهش را به سمت لباس سفید هایی که مشغول کار بودند گرداند و گفت اگه این بار ازمایش موفقیت امیز نباشه ، توی چشم های سورنا زل زد و گفت به خودم شلیک میکنم سورنا اجازه داد پوزخندش کل صورتش را در بر بگیرد بعد سرش را بیشتر به آلما نزدیک کرد و زمزمه کرد شاید هم من زودتر اقدام کنم ابرویش را بالا داد و منتظر به واکنش آلما ماند اخم ریزی پیشانی آلما را پوشانده بود و بی حرف به سورنا خیره ماند با قهقه زدن سورنا ، آلما سرش را کج کرد و گفت چیه؟ سورنا بیخیال افرادی شد که انجا مشغول کار بودند و برای ثانیه ای از صدای بلندش به او نگاه کردند و با بلند ترین صدایی که سالن به خود دیده بود فریاد زد عاشق قیافه ی ترسیده ات ام!
آقای ایکس
آلما پاهایش را روی ان پایش انداخته بود و تکان میداد کنارش سورنا نشسته بود و دستش را گرفته بود انگش
سلام بچه ها میخوام از این بعد فرسیا رو مجبور کنم از این متن های بلند بنویسه😌 این یه نمونه اش بود خوندید یا نخوندید؟ دوست داشتید یا نه؟ بذاریم یا نذاریم؟ نیلو^^
چطور میتونید اینقدر بی رحم باشید❤️‍🩹
-تو واقعا احمقی؟یا صرفا خودتو به خریت میزنی؟ +شاید خودم می‌خوام که واقعا احمق باشم... @mrxcollection https://eitaa.com/comments_app/app?startapp=112949.22010&btn=ارسال.نظر
وقتی اسلحه دستت دادند اولین نفر خودت رو کشتی تا ببینی اونایی که قراره به دستت کشته بشند چه لذتی رو تجربه میکنند @mrxcollection https://eitaa.com/comments_app/app?startapp=129669.16460&btn=ارسال.نظر