وقتی دوستم(یگانه) به یکی میگه خیلی آدم خوبیه، یعنی تا ۱ سال آینده سایر تروماهای لازم برای خودکشیش تیک خورده و خودش خبر نداره:)✅
هدایت شده از معشوقهی آفتابگردون؛
«بعدها اگر زنده ماندم
برای تو خواهم گفت که از روزهایی جانِ سالم به در بُردم که حتی پلک زدن مافوق قدرت بشر بود، چه برسد به زنده نگه داشتنِ امید.»
هدایت شده از حَنین
درمورد مار ها استوری میزاری شاه کبری خودش ریپلای میزنه دقیقا ...🤷♀
ای بابا چشمامون کاسهی خون شد از بس به انتظارِ یار گریستیم، پس کی پاییز میاد؟
وعدمون پاییز بود، قرار شد غروبِ جمعه بیاد که دیگه غروبا دلگیر نباشه، وقتی ام میاد اون خرمن موهاشو به دست نوازشگرانهی باد بسپاره که طبع شاعریمون گل کنه.
میدونی چندسال گذشته؟
الان دیگه غروبا هم دلگیرِ هم دلتنگِ هم منتظر؛
دیگه پاییزم نیاد مهم نیست.
اصلا بیاد شیشهی خونهی دل و دلتنگیمون رو با هم بشکنه،
بیاد تیغ بذاره رو رگ گردنمون ولی بذار بیاد.
اصلا بیاد آبادیِ تن رو ویران کنه، کی به کیه؟
تهش میگیم دستش خورد عاشقش شدیم و شکستیم دیگه.
میدونی از وقتی رفته دیگه حتی اون سیگارهای بهمنی که یواشکی از کت بابا میدزدیدم و سریع به عشق اینکه زیر بارون باهم بکشیم میرفتم پیشش هم کیف نمیده، فقط هر از گاهی ته موندهی اون سیگاریو که رد لبای سرخش روش مونده رو میارم و میبوسم،
یادمه یه بار زیر بارون داشتیم پادکست گوش میدادیم گوینده گفت:"راز شفا لبانِ سرخِ معشوقهی آدمه"
تلخند زد،گفت:
[نه، راز شفا تو لبایِ رنگ پریدهی بارونه، ببین چقدر لطیف میبوسه.]
امضا: یکتا(با موهایِ وزوزی)
معشوقهی آفتابگردون؛
ای بابا چشمامون کاسهی خون شد از بس به انتظارِ یار گریستیم، پس کی پاییز میاد؟ وعدمون پاییز بود، قرار
به انتظار پاییز، شکسته و خسته، با چشمایِ اشکی..
برای دوری از شب هایِ زشت مرداد.
معشوقهی آفتابگردون؛
ای بابا چشمامون کاسهی خون شد از بس به انتظارِ یار گریستیم، پس کی پاییز میاد؟ وعدمون پاییز بود، قرار
وای چقد قشنگ بود
متن بوسیدنی🥲❤️🩹