ای بابا چشمامون کاسهی خون شد از بس به انتظارِ یار گریستیم، پس کی پاییز میاد؟
وعدمون پاییز بود، قرار شد غروبِ جمعه بیاد که دیگه غروبا دلگیر نباشه، وقتی ام میاد اون خرمن موهاشو به دست نوازشگرانهی باد بسپاره که طبع شاعریمون گل کنه.
میدونی چندسال گذشته؟
الان دیگه غروبا هم دلگیرِ هم دلتنگِ هم منتظر؛
دیگه پاییزم نیاد مهم نیست.
اصلا بیاد شیشهی خونهی دل و دلتنگیمون رو با هم بشکنه،
بیاد تیغ بذاره رو رگ گردنمون ولی بذار بیاد.
اصلا بیاد آبادیِ تن رو ویران کنه، کی به کیه؟
تهش میگیم دستش خورد عاشقش شدیم و شکستیم دیگه.
میدونی از وقتی رفته دیگه حتی اون سیگارهای بهمنی که یواشکی از کت بابا میدزدیدم و سریع به عشق اینکه زیر بارون باهم بکشیم میرفتم پیشش هم کیف نمیده، فقط هر از گاهی ته موندهی اون سیگاریو که رد لبای سرخش روش مونده رو میارم و میبوسم،
یادمه یه بار زیر بارون داشتیم پادکست گوش میدادیم گوینده گفت:"راز شفا لبانِ سرخِ معشوقهی آدمه"
تلخند زد،گفت:
[نه، راز شفا تو لبایِ رنگ پریدهی بارونه، ببین چقدر لطیف میبوسه.]
امضا: یکتا(با موهایِ وزوزی)
معشوقهی آفتابگردون؛
ای بابا چشمامون کاسهی خون شد از بس به انتظارِ یار گریستیم، پس کی پاییز میاد؟ وعدمون پاییز بود، قرار
به انتظار پاییز، شکسته و خسته، با چشمایِ اشکی..
برای دوری از شب هایِ زشت مرداد.
معشوقهی آفتابگردون؛
ای بابا چشمامون کاسهی خون شد از بس به انتظارِ یار گریستیم، پس کی پاییز میاد؟ وعدمون پاییز بود، قرار
وای چقد قشنگ بود
متن بوسیدنی🥲❤️🩹
فامیلِ عزیزم همونطور که قبلِ کنکورم به شما ربط نداشت و براتون مهم نبود، بعدشم براتون مهم نباشه، من دنبال بهونم، ازم چیزی نپرسید🌻
معشوقهی آفتابگردون؛
فردا کنکور دارم برام آرزوهای خوب بکنید
عشقم مطمئن باش که تو بهترینی
چه قبول شی چه قبول نشی بدون که باید به خودت افتخار کنی
تو بهترین خودت بودی امسال ، ممنونم که تا الان دووم اوردی و قوی بودی
قوی بمون و قوی ادامه بده
دمت گرم که جا نزدی ، همین یه دنیا ارزشمنده...
108.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرگاه زنی به تو پناه آورد، برای او بمیر...