یه مطلبی بگم
شاید خیلی سوءبرداشت بشه ازش
ولی بنظرم اگه منظور واقعیم رو متوجه بشی، خیلی لذت میبری
مطلب در مورد تمرکزه
شما ۹ماه درس میخونی
۳ماه کانون و کلاس های تفننی
شما توی مدرسه همزمان داری حداقل ۵تا درس مختلف رو باهم میخونی
افتخار خیلیا شده انجام همزمان دوتا کار باهم دیگه
طرف یه پاش هیئته، یه پاش پایگاه
دوتا پا قرض میکنه به مسجد و امورات کانون و فرهنگی هم برسه
حالا طرف غیرمذهبی هم یه پاش کافه، یه پاش رفیق گردی و وقت کنه بیاد باشگاه یه تمرینی بکنه و میز بیلیارد و بازی...
یه نفر مثل من، هم تمرین میکنه برا مسابقه، هم مربی گری و تولیدی لوازم ورزشی و کار فضای مجازی و باشگاه داری و...
دیگه مثال نزنم
حکایت زندگی خیلیامون شده
زندگی پخخخخششش و پلا
اصلا موندیم دقیقا پیشرفتمون به چیه؟
به قدمت و ترشی انداختن و تحمل کردن این وضعیته؟!
درسته صبر و تحمل نیازه
ولی فکر کردن قبل از صبر نیازه
میخام بگم
بچسبیم به یه کار و بریم جلو
تنها چیزی که باید بدونی اینه که ته این کاری که میکنی، چی میشه و تمام
بقیه دانستنیها فقط درحدّ مایحتاج
دارم میگم حتی دانستنیها هم منحصر و متمرکز باشه
چه برسه به عمل کردنیها
@msdbri
یکی از رفقای حوزه میگفت
استاد میخایی انتخاب کنی
از اساتید ضدانقلاب انتخاب کن، بار علمی بیشتری دارن
میدونی چرا؟
چون اینا ۲۲بهمن و دهه فجر و راهپیمایی و اعتراض و فلان نرفتن، فقط چسبیدن درس خوندن، برا همین درسشون بهتره😄
حالا کار به محتوای کلام بالا ندارم
که خیلی مصادیق، خلافشو میگه
فقط میخام بگم
شما که کار خاصی رو داری انجام میدی
تمرکزتو بزار فقط برای اون کار
شاید فضای مسابقه رو الان نتونی برای خودت تجسم کنی، ولی پسفردا که یه نفر با اعتقادات مخالف شما، تونست توی اون کار از شما بالاتر باشه
تازه میفهمی مسابقه بوده و عقبی
و توی سر خودت میزنی
اگه اعتقاداتت برات مهم باشه
@msdbri
خب در ادامه پیام یکی از دوستان رو میزارم که بگم خودمم تقریبا قبول دارم حرفشونو و بدبرداشت نشه از حرف من
سلام علیکم
خداقوت
طاعات قبول
ارادت
حاجی جان جسارتا این حرف درستی نیست به چند علت:
۱. شما چندتا استاد معرفی کن که از اساتید انقلابی قوی تر باشن
۲. استفاده از کلمه ضد انقلاب برای اساتید حوزه درست نیست به علت اینکه در حوزه ما اگه اساتید ضد انقلاب داشته باشیم خیلی شوت و پرت هستن
بله اساتید بی تفاوت داریم ولی اسمشون ضد انقلاب نیست
۳. آخرش مثال خوبی نزدین بنظرم چون اولش مثالی شبیه چند شغله زدین مثلا یکی در چند جا مشغولیت داره مثل هیئت و کانون و...
این با کسی که درس میخونه و در راهپیمایی شرکت میکنه یکی نیست
اولی مشغولیت و یک امر مستمر هست ولی دومی یکی از مناسک دینی، اعتقادی و اجتماعی
۴. اینکه استادی تو برخی فعالیت های انقلابی نیست دلیل بر این نیست که وقتش رو برای درس گذاشته
اون تو راهپیمایی شرکت نمیکنه بجاش وقتش رو جای دیگه تلف میکنه مثلا همونجایی تلف میکنه که اینو به این اعتقاد رسونده که راهپیمایی شرکت نکنه.
۵. انسان باید در یک مسیر قدم برداره اونم بندگی خداوند متعال است؛ ورزش، درس، راهپیمایی و... همه باید در یک جهت و اون هم بندگی خداوند متعال باشه.
۶. شرکت در راهپیمایی و سایر وظایف شرعی و انقلابی موجب این نمیشه که وقت ما تلف بشه و دیگری که در این امور شرکت نمیکنه جلوتر باشه بلکه شرکت در این گونه مراسمات باعث میشه وقت طرف برکت داشته باشه و زمانی که برای درس میزاره خیلی بابرکت تر از کسی باشه که با انقلاب زاویه داره
۷. ما درس میخونیم که عمل به وظیفه کنیم، بندگی خدا بکنیم
این فرمایش شما با این مطلب جور درنمیاد که خدا اونی رو که عمل به وظیفه کرده رو نسبت به کسی که عمل به وظیفه نکرده عقب تر بندازه
۸. امام خمینی رحمه الله علیه با حرکتی که انجام داد به ماها یک مدلی را نشان داد و اون تربیت در میدان عمل بود
یعنی میشه انسان در میدان عمل باشه و به اوج قله ی علمی و عملی برسه
نمونه و مصداقش خود امام و آقا
اگه قرار بود با راهپیمایی کردن انسان عقب بیفته قطعا با انقلاب کردن و رهبری و اداره ی امور کشور حضرت امام و حضرت آقا به طریق اولی باید عقب میفتادن در صورتیکه میبینیم این دو عزیز در اوج قله هستند.
۹. کسیکه نتونسته از عهده ی فهم مبانی انقلاب بربیاد قطعا نمیتونه از عهده ی فهم مسائل سخت علمی هم بربیاد.
۱۰. ورزش به خودی خود هدف نیست، فلسفه ی ورزش، تقویت قوه ی اراده است تا بتونیم بهتر از عهده ی مبارزه با نفس بربیاییم.
ورزش کردن که تو عربی بهش ریاضی گفته میشه یعنی یک نوع ریاضت برای آماده شدن برای مرحله سخت تر
یعنی مثل یک وزنه بردار که وزنه ی ۱۰۰ کیلویی میزنه تا بتونه وزنه سنگین تر بزنه
ما هم ورزش میکنیم با غلبه کردن بر قوای ظاهری بتونیم راحت تر بر قوای باطنی غلبه کنیم.
۱۱. انسان یک موجودی است که نیازمند مدیریت داره، ساحت های گوناگونی داره، همونطور که به غذاخوردن نیاز داره، به تفریح، کوه، صله رحم و... نیاز داره
🔸قال علی علیه السلام:
لِلْمُؤْمِنِ ثَلاَثُ سَاعَات: فَسَاعَةٌ يُنَاجِي فِيهَا رَبَّهُ، وَسَاعَةٌ يَرُمُّ مَعَاشَهُ، وَسَاعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَ بَيْنَ لَذَّتِها فِيَما يَحِلُّ وَ يَجْمُلُ. وَلَيْسَ لِلْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ شَاخِصاً إِلاَّ فِي ثَلاَث: مَرَمَّة لِمَعَاش، أَوْ خُطْوَة فِي مَعَاد، أَوْ لَذَّة فِي غَيْرِ مُحَرَّم
امام علیه السلام فرمود:
انسان باايمان ساعات شبانهروز خود را به سه بخش تقسيم مىكند: قسمتى را صرف مناجات با پروردگارش مىكند و قسمت ديگرى را براى ترميم معاش و كسب و كار زندگى قرار مىدهد و قسمت سوم را براى بهرهگيرى از لذات حلال و دلپسند مىگذارد و سزاوار نيست كه انسان عاقل حركتش جز در سه چيز باشد: مرمت معاش، گامى در راه معاد و لذت در غير حرام.
این لذت غیر حرام و لذت دلپسند میتونه ورزش کردن، کوه رفتن و... باشه.
🔸پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله به اباذر فرمودند:
یا اَباذَر، عَلی العاقِلِ ما لَم یکُن مَغلُوباً عَلی عَقلِهِ اَن یکُونَ لَهُ اَربَعُ ساعاتٍ: سَاعَةٌ یناجِی فیها رَبَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ سَاعَةٌ یحاسِبُ فیها نَفسَهُ وَ ساعَةٌ یتَفَکَّرُ ما صَنَعَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ اِلَیهِ وَ ساعَةٌ یخلُو فیها بِحَظِّ نَفسِهِ مِن الحَلالِ فَاِنَّ هَذِهِ السّاعَةَ عَونٌ لِتِلکَ السّاعاتِ.
ای اباذر، بر عاقل است که اوقات خود را به چهار بخش تقسیم کند: ساعتی به مناجات با خدایش بپردازد و ساعتی اعمالش را محاسبه کند و ساعتی در آفریدههای خداوند به او (نعمتهایی را که خداوند به او داده است) بیندیشد و ساعتی نفسش را از حلال بهرهمند گردانَد که این ساعت یار و کمک آن سه ساعت دیگر است.
همونطور که در این روایت میبینین میفرماید این ساعت بهره مندی حلال، یار و کمک آن سه ساعت است یعنی اگه این نباشه اون سه ساعت ممکنه آسیب ببینه
گفتم خدمتتون این نکات رو عرض کنم خدای نکرده جوانان با این فرمایش راه رو اشتباه نگیرن.
یاعلی مدد
امام کاظم فرمودند:
«إِجْتَهِدُوا فى أَنْ یَکُونَ زَمانُکُمْ أَرْبَعَ ساعات:ساعَةً لِمُناجاةِ اللهِ، وَساعَةً لاَِمْرِالْمَعاشِ، وَساعَةً لِمُعاشَرَةِ الاِْخْوانِ والثِّقاةِ الَّذینَ یُعَرِّفُونَکُمْ عُیُوبَکُمْ وَیُخَلِّصُونَ لَکُمْ فِى الْباطِنِ، وَساعَةً تَخْلُونَ فیها لِلَذّاتِکُمْ فى غَیْرِ مُحَرَّم وَبِهذِهِ السّاعَةِ تَقْدِروُنَ عَلَى الثَّلاثِ ساعات.»:
بکوشید که اوقات شبانه روزى شما چهار قسمت باشد:1 ـ قسمتى براى مناجات با خدا، 2 ـ قسمتى براى تهیّه معاش، 3 ـ قسمتى براى معاشرت با برادان و افراد مورد اعتماد که عیبهاى شما را به شما می فهمانند و در دل به شما اخلاص مىورزند، 4 ـ و قسمتى را هم در آن خلوت می کنید براى درک لذّت هاى حلال [و تفریحات سالم] و به وسیله انجام این قسمت است که بر انجامِ وظایف آن سه قسمت دیگر توانا می شوید.
⬇️
⬇️
نکات قشنگی بود داخل پیام بالا
که بزرگواران فرستادن و قبول دارم
ولی منافاتی با تمرکزی که بنده مدّنظرم هست نداره.
حالا شاید بشه
با یه دست🖐
دوتا هندونه برداشت
ولی زمین گذاشتنش دیگه خخیلی سخته.
شاید بشه دوتا و چندتا کار رو استارت زد ولی این هنر نمی باشد
بلکه..
کار آن کرد که تمام کرد
چه بسیار خوابهایی
که برنامه روز را به هم میریزد.
شب که میخوابی، پر از انگیزه
صبح که بیدار میشی، خالی از انگیزه
@msdbri