eitaa logo
محمدصادق قنبری
1.2هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.3هزار ویدیو
33 فایل
عاشق مبارزه فروشگاه ورزشی @razm110 باشگاه های قم @gymqom کاری داشتید، در خدمتم 🆔️ @msdbri1
مشاهده در ایتا
دانلود
10تا تمرین برا چابکی و سرعت ضربات پا داره داخل یوتیوب بارگزاری میشه جلسه ۱۱ باشگاه مجازی شادو
در جنگ‌نرم برای کشتنت کسی شمشیر تیز به دست نمیگیرد همینکه امید به ساخت فردای بهتر را از تو بگیرد خودت هم راضی به مرگت میشوی @msdbri
19.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه حدیث از امام صادق علیه السلام شب شهادتشون هست هدیه به این امام صلوات @msdbri
تعارف رو بزار کنار بنظرم هرچقدر پیشرفت میکنی میفهمی که اون ملاحظات گذشته که بخاطر نگاه و حرف دیگران بود فقط موانع ساخته ذهن خودت بود کار خودتو بکن
22.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تمرین زیاد گاهی درس جدیدی نیست فقط تکرار هست و تکرار
22.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ژنتیک و استعداد شخصی افراد سبب تفاوت تمرینشون میشه
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعضیا میتونن روزی ۲وعده تمرین کنن بعضیا یه روز در میون @msdbri
هدایت شده از باشگاه قم
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رفیق دندون پزشک غنیمته تخفیف ویژه میدن به ورزشکارایی که از طرف ما، مراجعه کنن، با تعرفه پارسال باهاتون حساب میکنن 👤دکتر مهدوی 🏥قم خ جمهوری ک۹ ساختمان بهنود ط۶ ☎️تماس جهت رزرو نوبت 02532922040 09194763640 🔹طرف حساب با بیمه ما، هم هستن 🔹با طلبه ها هم خیلی راه میان 🔹قسطی هم تا ۴ماه حساب میکنن اگه کارتون زیاد باشه کد تخفیف: از طرف قنبری اومدم😁🙏🌹 @gymqom
چند وقت پیش روز شهدای ورزشکار بود تا قبل اینکه ببینم، باورم نمیشد ولی واقعیت داره که افرادی هستن که هر روز از راه شهدا حرف میزنن ولی هر روز راه منافع شخصی خودشونو میرن منم میتونم از اون دسته افراد باشم. تا وقتی زنده ایم، امتحان تموم نشده
پلاستیک به جای ساک ورزشی حدود سال 1354 بود که مشغول تمرین بودیم که ابراهیم وارد سالن شد و یکی از دوستان هم بعد از او وارد سالن شد و بی‌مقدمه گفت: داداش ابراهیم، تیپ و هیکلت خیلی جالب شده. وقتی داشتی تو راه می‌اومدی دو تا دختر پشت سرت بودن و مرتب از تو حرف می‌زدن، شلوار و پیراهن شیک که پوشیده بودی و از ساک ورزشی هم که دستت بود، کاملاً مشخص بود ورزشکاری. ابراهیم با شنیدن این حرف‌ها یک لحظه جا خورد. انگار توقع چنین حرفی را نداشت و خیلی توی فکر رفت. ابراهیم از آن روز به بعد پیراهن بلند و شلوار گشاد می‌پوشید و هیچ‌وقت هم ساک ورزشی همراه نمی‌آورد و لباس‌هایش رو داخل کیسه پلاستیکی می‌ریخت. هر چند خیلی از بچه‌ها می‌گفتند: بابا تو دیگه چه جور آدمی هستی؟! ما باشگاه می‌آئیم تا هیکل ورزشکاری پیدا کنیم و …، تو با این هیکل روی فرم این چه لباس‌هایی است که می‌پوشی؟ ابراهیم هم به حرف‌های اون‌ها اهمیتی نمی‌داد و به دوستانش توصیه می‌کرد: اگر ورزش رو برای خدا انجام بدین عبادت است و اما اگر به هر نیت دیگری باشین ضرر خواهید کرد. البته ابراهیم در جاهای مناسبی از توانمندی بدنی‌اش استفاده می‌کرد. مثلاً ابراهیم را دیده بودند در یک روز بارانی که آب در قسمتی از خیابان جمع شده بود و پیرمردها نمی‌توانستند از آن معبر رد شوند، ابراهیم آن‌ها را به کول می‌گرفت و از اون مسیر رد می‌کرد.