لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
سه تا ایپون از افتتاحیه سوپرلیگ کشور
جمعه ۱۹دی ۱۴۰۴
@msdbri
توی این روزهایی که گذشت
میخاستم ناسزا بگم به عالم و آدم
به قول بعضیا: فحش آدمو آروم میکنه ولی…
بنظر من خشم و عصبانیت کنترل شده
میتونه راه های جدیدی رو برا آدم باز کنه که توی آرامش و راحتی، هیچ وقت باز نمیشدن.
هر مملکتی در بهترین حالت مدیریت
کارتون خواب هایی داره که یه موقعی پول داشتن و پولشونو خرج چیزای الکی مثل سیگار و مواد و قمار و خوشگذرانی و بی احتیاطی و بی فکری و رفیقای الکی کردن.
پس عاقلانه فکر کنم
و هر روز صبح به خودم بگم:
تنها کسی که میتونه گلیم زندگیمو از آب بکشه بیرون
خودمم.
فقط رو خودت حساب کن و کمک های خدا و اهل بیت
نه روی حرف مسئول و منسب داران دنیا
@msdbri
امروز بعدازظهر برا دیدن طرح ها و ایده هایی که میتونم توی باشگاه اجرا کنم، یه سر رفتم مجتمع نور
ببینم چه کارهایی میشه کرد که هم جذاب و همه پسند باشه هم درآمدزایی داشته باشه
واقعا از بزرگی فضایی که داشتن، خیلی خوب استفاده کردن
تیراندازی با تفنگ و تپانچه و تیر وکمان/ لیزرتگ/ اتاق فرار/ چمن مصنوعی و فوتبال ساحلی/ باشگاه رزمی و کشتی و مهدکودک/ اتاق بازی و مدرسه و سینما و تئاتر و استخر و باغ رستوران و…
الان شهید گمنام هم داخل مجموعه دارن که نور علی نور
ولی از این همه امکانات
الان فقط چمن مصنوعی ش فعال بود
شاید من ساعت خلوتی اومدم ولی واقعا از همچین مجموعه ایی، اونم کف نیروگاه
من بشخصه انتظار دارم ۲۴ساعت پر جمعیت باشه
برا لحظاتی غبطه خوردم که کاش منم همچین فضای بزرگی در اختیارم بود
ولی بعدش وقتی دیدم چندتا نوجوون دارن سیگار به سیگار میکنن و بدتر از اون وقتی دیدم
پشت مجتمع(جلوی اتاق فرار) دونفر دارن کارهای ناشایست باهم میکنن (که حضور من خلوتشونو بهم زد)
خداروشکر کردم که فعلا من همچین مسئولیتی ندارم
خلاصه هرچی بیشتر نعمت و محبت خدا پشتته
بیشتر باید حواست رو جمع کنی محمدصادق
هرکه بامش بیش، برفش بیشتر
یا به بام کوچکت راضی باش
یا باید کلّی برف پارو کنی
@msdbri
تا حالا شده
برای رسیدن به هدفت بی خوابی بکشی؟!
نه، فکر نکنم
شما اصلا فکر میکنی، هرچی بیشتر بخوابی
سرحال تری برای تلاش برای هدفت
حالا خواب یه مثاله
میخام بگم برا اهدافت
آیا شده از امیالت دست بکشی؟
خوردیم به شلوغیای ساعت ۲۲
درب ایستگاه مترو رو بسته بودن و ما داخل مترو گیر کرده بودیم
قشنگ جلوی ایستگاه مترو، وایساده بودن و داشتن سفت کف میزدن
از شیشه های مترو، همشون معلوم بودن
خیلیاشون (ماسک زده)فقط داشتن نگاه میکردن
برگشتیم پایین، مسئول ایستگاه گفت
یه قطار دیگه داره میاد
باهاش برید ایستگاه بعدی شاید باز باشه
رسیدیم ایستگاه بعدی
چند نفر ماسک زده با چشمای سرخ، سرفه کنان اومدن توی قطار
شروع کردن حرف زدن:
تهرانم که گرفتیم
مشهد ۴میلیون جمعیت داره،۳میلیون کف خیابونن
رشت بچه ها مسلط شدن
فلان جا، آتیش نشانی رو آتیش زدیم
خلاصه خیلی اخبار دقیقی داشت میداد.