برف بارید به این شهر، کجایی ؟
کاش سردت نشود دل نگرانم برگرد..
جمعهسومِبهمنماه؛
چشمهایشان هنوز به در است؛ نه از سر انتظار، که از جنس عهدی که با خاطره فرزند بستهاند. هنوز صدای در را گوش میسپارد؛ شاید صدای قدمهای خاطره باشد. پنجره را نمیبندد؛ نکند نسیم، بوی پیراهن پسرش را بیاورد. چشمبهراه نیست، دلبهراه است؛ راهی که به آسمان ختم میشود.