eitaa logo
اندیشکده مستعدان
1.9هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
183 ویدیو
63 فایل
📝 بررسی مسائل روز جامعه از منظر دینی با رویکرد حل مسأله در کارگروه های: فقه اقتصاد/فقه پزشکی/فقه اطلاعات/فقه تربیت/فقه تقنین/فقه رسانه/و.... 🔻اندیشکده مستعدان اجتهاد تحت اشراف استاد میرهاشم حسینی 📮ارتباط با ادمین👇 @tme313
مشاهده در ایتا
دانلود
🔷کوجنگ ارائه کوتاه‌نوشته‌هایی درباره جنگ زیر نظر: «میز تخصصی و رسانه‌ای جنگ» اندیشکده مستعدان
💠 باید از بی انصافی نسبت به مسئولین پرهیز کرد. 👈اکتفا به بیان و سکوت در برابر از مصادیق بی انصافی است. اندیشکده_مستعدان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 گاهی زبان صلح، جنگ می‌آورد و زبان جنگ صلح. اینجاست که برای رسیدن به صلح، تنها راه جنگ است 👈 هر عاقل متدینی طرفدار صلح است و از نفس جنگ طرفداری نمی‌کند. اما در مواجهه با دشمن استعمارگر یاغی، جز از طریق جنگ و مقاومت نمی‌توان به صلح پایدار رسید. دشمن، التماسِ صلح در میانه‌ی کارزار را به معنای اثرگذاری جنگ جنایتکارانه‌اش می‌فهمد و به تشدیدِ جنگ روی می‌آورد. اندیشکده_مستعدان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 این‌که بگویید بستنِ تنگه‌ هرمز و باب‌المندب در بلندمدت هزینه دارد، کشف جدیدی نیست؛ جَنگ است نه جُنگ. 👈مسئله این است که ردیف کردنِ هزینه‌ها بدون ارائه «جایگزین معتبر»، نقدِ هوشمندانه نیست؛ انفعالِ شیک است. اگر فرمول کم‌هزینه‌تری سراغ دارید که اشتهای دشمنِ گردن‌کش را کور کند، بسم‌الله! وگرنه فهرست کردنِ عوارضِ جانبیِ یک دارو، بدون پیچیدنِ نسخه‌ی جدید موثر، کسی را درمان نمی‌کند. اندیشکده_مستعدان
سیاست «Appeasement» چیست؟ « درسی از تاریخ برای این روزهای ما: سفر به جنگ جهانی دوم » 1⃣ واژه «Appeasement» (که در ادبیات سیاسی معمولا به «مماشات» و «سازش‌کاری» ترجمه می‌شود.) در روابط بین‌الملل، به استراتژی دیپلماتیکی گفته می‌شود که در آن یک کشور برای جلوگیری از وقوع نبرد و یا به دست آوردن صلح، به یک قدرت متجاوز و زیاده‌خواه امتیازات سیاسی و ارضی می‌دهد. منطق شکل‌گیری این استراتژی بر این فرض استوار است که با ارضاکردن خواسته‌های کوتاه‌مدتِ طرفِ مهاجم، می‌توان اشتهای او برای توسل به جنگ را کور کرد و هزینه‌های سهمگینِ نبرد تمام‌عیار را به تاخیر انداخت یا به کلی منتفی ساخت. 2⃣ این سیاست در جنگ جهانی دوم به صورت گسترده مورد استفاده برخی کشورهای اروپایی قرار گرفت. برای درک چگونگی شکل‌گیری این سیاست در آستانه جنگ جهانی دوم، باید به بستر روانی و اقتصادی اروپا پس از جنگ جهانی اول بازگشت. پیامدهای ویرانگر جنگ اول، خشونت بی‌سابقه و تلفات میلیونی، جوامع اروپایی و به‌ویژه دولت‌های غربی را دچار ترس و فوبیای شدید از وقوع یک نزاع خردکننده جدید کرده بود. در این فضا، به ویژه سیاست‌مداران بریتانیا و فرانسه به هر گزینه‌ای چنگ می‌زدند تا دوباره صحنه‌های نبرد و ویرانی در اروپا تکرار نشود. 3⃣ نماد بارز اجرای این استراتژی، سیاست نویل چمبرلین (نخست‌وزیر بریتانیا) در مواجهه با توسعه‌طلبی‌های آدولف هیتلر بود. اوج این رویه در توافق‌نامه مونیخ (۱۹۳۸) تجلی یافت؛ جایی که انگلیس و فرانسه با قربانی کردن امنیت چکسلواکی، منطقه «سودتنلند» را به آلمان نازی واگذار کردند به این امید که هیتلر سیر شود. چمبرلین پس از بازگشت به لندن با غرور بیانیه‌اش را تکان داد و وعده «صلح برای زمانه ما» را داد، اما عاقبت این دلجویی، فاجعه بود؛ هیتلر عقب‌نشینی کشورهای اروپایی را نشانه ضعف و بزدلی تلقی کرد، ظرف چند ماه کل چکسلواکی را بلعید و با حمله به لهستان، یکی از صحنه‌های سیاه تاریخ بشریت را رقم زد. 4⃣ با خروج چمبرلین از صحنه و روی کار آمدن وینستون چرچیل، بریتانیا به‌طور کامل از استراتژی «مماشات» دست کشید و راهبرد «مقاومت سرسختانه و جنگ بی‌امان» را جایگزین کرد. چرچیل با درک صحیح از شخصیت هیتلر، اعلام کرد که با دیکتاتورها نمی‌توان با زبانِ امتیاز صحبت کرد. او با بسیج تمام‌عیار ملتش در نبرد بریتانیا و ایستادگی در سخت‌ترین روزهای جنگ، معادلات هیتلر را بر هم زد. همین ایستادگی تا زمان ورود سایر متحدان، زمینه را برای فروپاشی ماشین جنگی نازی‌ها و پیروزی نهایی جبهه متفقین فراهم آورد. 5⃣ به دلیل تجربه تلخِ جنگ جهانی دوم، واژه Appeasement امروزه در ادبیات سیاسی جهان بار معنایی کاملاً منفی، خفت‌بار و مذمومی به خود گرفته است. این مفهوم اکنون دیگر نه یک دیپلماسی هوشمندانه، بلکه مترادف با «ساده‌لوحی»، «بزدلی»، «فقدان شجاعت» و «باج‌دهیِ بی‌فایده» به قدرت‌های مستبد شناخته می‌شود. در تحلیل‌های مدرن، «مماشات» به عنوان فهرستی از اشتباهات محاسباتی شناخته می‌شود که تنها نتیجه‌اش، وحشی‌تر کردن متجاوز و سنگین‌تر کردن هزینه‌های جنگِ آینده است. 6⃣ در نقطه مقابل «مماشات»، استراتژی «بازدارندگی» (Deterrence) قرار دارد که بر پایه تحمیل هزینه سنگین به دشمن و نشان دادن خطوط قرمز صریح و غیرقابل‌معامله استوار است. اندیشمندان و نظریه‌پردازان نامداری چون کارل فون کلاوزویتس(۱۷۸۰-۱۸۳۱) و هانز مورگنتا(۱۹۰۴-۱۹۸۰) از طرفداران جدّیِ موازنه قدرت و بازدارندگی قاطع بودند. آنان باور داشتند در دنیای سیاست بین‌الملل، قدرت‌های زیاده‌خواه تنها زبان «اقتدار، آماده‌باش نظامی و مقاومتِ متقابل» را می‌فهمند، نه انعطاف و امتیازدهی زودهنگام. ✍مدیر اندیشکده مستعدان، حجت الاسلام و المسلمین میثم رستمی ———~———~—🆔—~——~——— 📎 کانال اندیشکده مستعدان https://eitaa.com/joinchat/1079706013Ceed9a368e3 سایت اندیشکده مستعدان 🌐https://tme313.ir/
🔰 سازماندهی شیعه توسط امام حسن(ع) پس از صلح «امام حسن بعد از حادثه‌ی متارکه‌ی جنگ، بنا کرد تشکیلات دهی و سازماندهی، آن کاری که آن زمان انجام نشده بود لزومی هم نداشت، امکان هم نداشت، یک سازماندهی عظیم شیعی را به وجود آوردند این همان سازماندهی است که شما در کوفه، در مدینه، در یمن، در خراسان، در مناطق دور دست حتی نشانه‌های او را می‌بینید زمان امام حسین و بعد از ماجرای شهادت امام حسین همان سازماندهی بود که ماجرای توابین را به وجود آورد، ماجرای مختار را به وجود آورد، ماجراهای فراوانی را در دنیای اسلام ایجاد کرد که تا آخر هم نگذاشت آب خوش از گلوی خلفای بنی‌امیه پایین بیاید. این تشکیلات زمان امام حسین بود که امام حسین وقتی شهید می‌شد می‌دانست که دنبال خودش یک تشکیلاتی را دارد باقی می‌گذارد که اینها پرچم را بالا نگه خواهند داشت و نمی‌گذارند که قضیه لوث بشود و حقیقت مکتوم بماند.» رهبر شهید انقلاب ۱۳۶۵/۰۳/۰۴