داستان های افسانه ها
برای مسافرت ترسناک یه چن نفرو میخوام که بیارم تو رمانم
تا الان
شخصیت های رمان
عمو ونتا
جک
غریبه
نال
انتیتی
(یسری زامبی و شخصیت ها از ماد های ترسناک)
ملکه صورتی
آیس
ریحانه
سامان
ای جی کینگ
دوباره برو دی ان ای جم کن
پارت ۶
پیدایش شیطان
#پیدایش_شیطان
سیلور متوجه میشه و میاد و سرباز ها رو یکی یکی میکشه ولی ناکلز شکست خورد و بیهوشه
اگ من ؛ تهدیدشان کن ناکلزو میکشی
*اون بی دفاع هستش ، مشکلی نیست اونم شکست میدم
اگ من میره پیش اینفینیت و کیاس :مسخرست اون بدرد نمیخوره
____
مبارزه ای بین سیلور و اون پیش میاد ، سیلور i 666 رو قفل میکنه
هI 666 ؛ د.د. همم.. ولم کن
رنگ i 666 سیاه میشه و خودشو آزاد میکنه و یک گوله ی یخی آتیشی کریستالی پرتاب میکنه و سیلور رو میزنه
اگ من ؛ دی ان ایشو بردار
ناکلز به هوش میاد و با شدو سیلور رو بر میدارن و میرن
هI 666 ضعیف شده بود و میره تو پایگاه سونیک و دوستاش درگیر ربات ها میشن.ناکلز و شدو هم بر میگردن بلیز هم میاد
برا بلیز فرصت پیش میاد بره تو . ناگهان i 666 جلوش سبز میشه و درگیر میشن . بلیز یک گوله بزرگ آتش شلیک میکنه و i 666 هم توده سرما . حملات خونسا میشن و هر دو بیهوش میشن
اگ من و تیمش i 666 رو میبدن به یه پایگاه دیگه . بعد به هوش اومدنش بهش میگن بره برای درست کردن یه چی دی ان ای سیلور و شدو و سونیک رو بیاره .
اگ من ؛ چیشد
*برا چی میخوایشون
*برای ... ربات آشپز
*😐😐😐آها😑😑
دی ان ای سونیک رو تو خواب میگیره
برا شدو با کمک اگ من تله میسازه
دی ان ای سیلور هم با یک تله ساده ( تو جنگل )
اگ من؛ عالیه
هi 666؛ومن برم بخوابم
اگ من :باشه برو
رفت
سیج ؛ همه چی آمادست
اگ من ؛ فقط باید بخش شیطانیه i 666 رو آپلود کنم
یک صدا
DNA 1 UPLOAD
DNA 2 ERROR IT'S NOT FIND
DNA 4 ERROR IT'S NOT FIND
.....
اگ من؛ عااا
متا ؛خِر خِر
(ادامه دارد)
#مسافرت_ترسناک
پارت یک
گربه؟!
جک ؛ باورتون نشه تو جنگل یه خونه گرفتم مفت
سامان ؛ چند تومن ؟
جک ؛ ۱ میلیون تومن
ای جی ؛ یه جای کار میلنگه
ملکه صورتی ؛ آره خیلی عرضونه
ای جی ؛ نه این یارو داره چیت میزنه
ملکه صورتی؛ صحیح😑😑
فردا
جک ؛ خوب بریم
عمو ونتا ؛ تو خودت میگی چیز اضافه بر ندارید بعد شمشیر برداشتی
جک ؛ این شمشیر برام مهمه
سامان؛ عه . پس منم گانمو بر میدارم
ملکه صورتی؛ منم کامپیوتر و عصامو
عمو ونتا ؛ لپ تاپم رو بر میدارم ، البته به کارم شاید نیاد
آیس ؛ منم ۷ زمردمو
ریحانه ؛ آمممم...منم شمشیر میارم
(سوار ماشین میشن و میرن سمت جنگل)
۴ ساعت بعد
جک؛ هاااااااه .... خوابم میاد 🙎
سامان؛ بیا جا عوض
جک ؛ وایسا؛ بیام پشت ماشین تو برو جلو
ملکه صورتی ؛ماشین
جک یهو بر میگرده سر فرمون و از بیخ گوش ماشین میگذره ؛ خوابم پرید😳
۲ ساعت بعد ؛ رسیدیم
(جلوی یک کلبه بزرگ چوبی توقف میکنن ، کلبه هنوز پر وسایل بود و پنجره هاش شکسته بود و انگار ینفر با عجله رفته بود )
جک ؛ خوبه بجز پنجره هاش .
ای جی ؛صحیح
پنجره هارو درست میکنند و باقی کارا رو انجام میدن
تا میان بشینن تلوزیون روشن میشه
ملکه صورتی ؛ ترسیدم کار کی بود
همه ؛ من نبودم
جک ؛ حالا چی نشون میده ؟
_کارتون قدیمیه یه گربه سیاه به نام کارتون کت _
ملکه صورتی ؛ چه ناز 😍
آیس ؛ صحیح
یه صدای گربه و صدای جیغو خنده میاد
جک ؛ وادا
عمو ونتا؛ من برم ببینم چی بود
چن لحظه بعد عمو ونتا جیغ میکشه ؛ عااااا....کمک
آیس با سرعت بالا ای میره بیرون و میبینه که یه گربه سیاه عمو ونتا رو گرفته و میخواد بخوره
آیس ؛ بچه هاااا بیاید
همه میان و شمشیراشون رو بر میدارن
جک ؛ یا خدا آیس ۷ زمردو جذب کن
آیس ؛ وایسا برم بیارمشون
ریحانه ؛ من شمشیر اضافه آوردم (شمشیر هارو میده به بقیه)
ملکه صورتی ؛ من عصا و شمشیرمو آوردم
سامان با تفنگ تیر میزنه و گربه عمو ونتا رو ول میکنه و ریحانه بهش شمشیر میده
ای جی ؛ من شمشیرمو نیاوردم ریحانه بهم شمشیر بده
ریحانه ؛باشه
میریزن سر گربه ی سیاه و اونو میزنن اما اون خیلی قوی بود فقط زخمی شد
جک ؛ وقتشه از تمام قدرتم استفاده کنم
قبل این که جک از قدرتش استفاده کنه آیس میاد ، آیس ۳ تا از زمرد هارو جذب کرده بود
آیس به گربه کلی تیر یخی میزنه و گربه فرار میکنه
آیس ؛ گربه یه ترسو
جک ؛ خدارو شکر تموم شد
یک دفعه یک بز گنده رو میبینن
جک ؛ وایسااا.....اون گوت منه !!!!
ای جی ؛ کی ؟
جک ؛ فرار کنید
جک فرار میکنه و باعث میشه بقیه هم فرار کنن و از هم جدا شن
#پیدایش_شیطان
پارت ۸
خیانت
بلیز میرسه و میبینه I 666 یکم گیجه و ناکلز زندانیه
بلیز ؛ پس تو ساخته اگ منی ؟ نابودت میکنم
هI 666؛ چی ....؟
بلیز سمتش گوله آتیش پرت میکنه
پروژه A 107 به هوش امد
اگ من ؛ A 107 خوب به حرفم گوش دادی
هA_107؛ مرتیکه تخ.ی من مگه مستخدمتم !! دیگه به من این اسم مسخره رو نگو
اگ من ؛ سیج این چرا اینطوری حرف میزنه!؟
سیج؛ احتمالا بخواتر روحشه که خود مختاره . و حرف زدنش برا اینه که بعضی از فایل های I 666 رو روش ننداختم😑😑
اگ من ؛ چی ؟ (رو به107 A میکنه ) A 107 من تورو ساختم بهم گوش کن !!! چی میخوای ؟
A 107 گفتم بهم نگو این اسم مسخررو بهم بگو میلاد
اگ من ؛ ببین A 107 بهم با..
هA 107؛ مردک تخم.ی بهم بگو میلاد !!!!
اگ من ؛ عوووووووووو
____
بلیز و i 666
ه j 666؛ تو همون نیستی که اون سری دیدم ؟ قوی هستی
بعد به سمت بلیز توده ای از یخ و سرما شلیک میکنه و بلیز هم توده ای از آتیش
چن دقیقه بعد ) i 666 ؛ دیگه نمیتونم سرما تولید کنم
بلیز ؛ انگار خسته از ولی من نه 😏
و چن گوله آتشین شلیک میکنه i 666 قایم میشه
بلیز ؛ اه آتیشم تموم شد😒 ولی دست خالی هم میت..
ناگهان i 666 از پشت حمله میکنه ولی بلیز با یه فن میکوبتش زمین ، یه اتفاقی تو I 666 رخ میده 🌹❤️🌹❤️ (فهمیدید دیگه
بعد I 666 خودش رو آزاد میکنه ؛ چیز..آم .. رباتا 🙃🌹
یک دفعه رباتا میریزن سر بلیز ؛ من اسمم... بلیزه ..وه .. بالاخره دستم بهت میرسه😡
هI 666 ؛ بلیز همم . بهتره برم پیش اگ من 🙃🌹
____
سونیک و شدو خودشونو آزاد کردن و دارن با کیاس و اینفینیت میجنگن امی و تیلز هم اومدن که متا و رباتا ریختن سر امی ولی تیلز رف برای آزاد کردن ناکلز و دوباره میلاد بیهوش شده
اگ من به I 666؛ بیا تو برج ... آش پز ... داره میمیره
ه i 666 ؛ الان میام ( میره پیش اگ من ) میلاد تو یه محفظه بود و لباس آشپزا تنش بود . اگ من ؛ برو تو اون محفظه . I 666 رفت تو محفظه و محفظه بسته شد . اگ من ؛ الان بهش کمک میکنی
سیج ؛ بخش شیطان داره از I 666 وارد A 107 میشه .
اگ من ؛ عالیه (سیستم ارور داد ) اگ من ؛ چییی
سیج ؛ انگار جدا نمیشه
*خوب کپی ؟
*ممم بزار تست کنم .... نه نمیشه
* چییی
* یه ایده دارم
چن لحظه بعد
DNA IS UPLOAD
*ایول سیج عالی بود
یک دفعه I 666 عصبانی میشه ؛ این که یه خارپشت دیگس!! من خر نیستم دروغ گو عه خیانت کار!!!!
اگ من ؛ آره جای گزین توعه الان هم با کمی ویرایش مال من میشه و قدرت تو هم وارد اون میشه خودتم میمیری.بای
دور محفظه بسته شد . یک دفعه I 666 رنگش تیره میشه و محفظه یخ میزنه و میترکه که باعث میشه میلاد به هوش بیاد و بیاد بیرون
میلاد ؛ مردک عوضی تو چه قلطی کردی ؟🤬🤬
و I 666 فرار کرد . اگ من ؛ متا جاتو با اینفینیت عوض کن اینفینیت برو دنبال I 666
اینفینیت رفت دنبالش ؛ I 666 بیا بیرون. ( یک دفعه I 666 بیرون اومد و یک مشت سنگین یخی به ماسک اینفینیت زد و ماسکش ترک برداشتو بیهوش شد ) I 666 ؛ قدرتات قوی ان ولی حواستو جم کن
بعد I 666 میره تو تله و تله منفجرش میکنه و ازش دستکشش میمونه
اینفینیت به هوش میاد ؛ اگ من اون مرد ... اگ من
اگ من در حال بحث با میلاد
میلاد ؛ مردک تخ..می یه عوضی فکر کردی علکیه ؟
اگ من ؛ آره من ربات زیاد دارم و سونیک و شدو و دوستاش دنبالتن با من کار کن که نمیری 😉
میلاد ؛ ک.ونی فک کردی کی هستی
سونیک و دوستاش وارد شدن و ناکلز آزاد شده بود و امی هم رسیده بو اما بلیز رفته بود
اگ من ؛ میلاد چی ش...
میلاد از پنجره فرار کرد
شدو ؛ سونیک و ناکلز برید دنبالش ، اگ من باید ادب شههههه
(اگ من و اینفینیت و متا و کیاس فرار کردن و رباتا ریختن سر سونیک و دوستان )
شونیک ؛ ناکلز بیا بریم
____
بلیز در راه برگشت
بلیز ؛ فرار کرد اون 🤬🤬
که یک دفعه سونیک رو خونی با یک لباس فلزی عجیب میبینه
بلیز ؛ اون سونیکه ؟
بلیز میره نزدیک تر که میبینه رنگ آبیش فرق داره و راه راه های سیاه روی خار های پشتشه و یه آرم قرمز رو پیشونیش که از چشم هاش شروع شده
بلیز ؛اون که سونیک نیست ! اون که همون خارپشتس؟ اون همون نقابشه و اونم لباساشه !!
بلیز آتیش آماده میکنه برا شلیک که I 666 سرفه میکنه و یک لحظه به هوش میاد و به بلیز نگاه میکنه و دوباره بیهوش میشه
بلیز ؛ دیگه تمومه ......
___
ناکلز ؛ اون رفته سمت انجیل آیلند احتمالا دلش طعتیلات میخواد !!
سونیک؛ شاید اگ من بهش گفته 😑😑😑
ناکلز که داشت از یه خونه رد میشد چشش به تلوزیون میخوره که اخبار گفته؛ انجیل آیلند بخشیش در حال سوختن هستش
ناکلز ؛ این امکان نداره
به انجیل آیلند میرسن که میبینن بخشیش در حال سوختنه و یک جسد شبیه میلاد اونجاس
سونیک ؛ چه بد مرد
ناکلز؛ خداروشکر چیز مهمی نیست
شدو و سونیک و دوستان برمیگردن خونه
([ادامه دارد ])
چه بلایی سر I_666 اومد ؟
#پیدایش_شیطان
پارت ۹
فردا 🌇
اگ من؛ ببین من یه نقشه جدید دارم
اینفینیت ؛ واو دوباره چجوری شکست بوخوریم؟
*این دفعه فرق داره
*چه فرقی ؟
*ما قراره پرتال جهنمو باز کنیم و یک شیطانو بگیریم و رام کنیم
*دیونه شدی ؟
*قبلا انجامش دادم و ایندفعه یه عوضو جدید داریم
* کدوم آقلی میاد با ما کار کنه ؟
یک دفعه اسپیو زاحر میشه ؛ من قبول کردم با این احمق کار کنم ولی پشیمونم ولی ادامه میدم
_
یک دفعه I 666 تو بیمارستان بیدار میشه ؛ هه ...هه . اینجا کجاس ؟
بلیز ؛ یه بیمارستان توی زندان
هI 666؛ چی ؟ زندان چیه ؟ و چرا منو نجات دادی ؟
بلیز ؛ چون به اطلاعاتت نیاز داریم
*چی؟
*اسمت چیه؟
*اسمم I 666شه
*صحیح 😑😑ببریدش ازش اعتراف بگیرید
(چن ساعت بعد )
بلیز:چیشد ؟
باز جو ؛ خیلی اسکله!! ولی فهمیدیم اگ من اونو ساخته و از قطب شمال اومده . اگ من به اون خیانت کرد و میخواست اگ من اونو بکشه و این که قدرت تولید سرما و یخ داره همه چی رو تو دفتر برات نوشت...
(صدای برخورد )
باز جو ؛ باز این یه چی رو شکوند 😡😡😑
بلیز بعد یکم دقت: هه . فکر میکنه باهوشه 😏 (I 666 تکه های شکسته رو مخفیانه جم میکنه تا باهاشون یه کلید بسازه )بلیز ؛ تکه هارو جوری که نفهمه از خارش بیرون بیارید ، این اتفاقا رو فقط ما ۵ نفر میدونیم کسی دیگه نباید بدونه
*چشم. ولی کادر بیمارستان ؟
بلیز؛ اونا که اصلا نمیدونن این یارو کیه ، و فقط یه نفرشون میدونه حالا این i نمیدونم چن رو ببرید سلولش
(بردنش سلولش)I 666 ؛ خوب 😏 ....اِ .... تیکه ها کجان😳😳
زندان بان ؛ گرفتنشون 😝😉😏 باید ببینیم رای دادگاه چیه .
(چن هفته بعد ) i 666 در حال کشیدن نقشه فرار 😐 ؛ خوب اینجا شله و روزانه بهمون قاشق چنگال میدن ، سر نقشه قبلی صابون بهم نمیدن کلید رو قالب گیری کنم ولی یه نقشه از زندان کشیدم😂😂(صدای پا میاد )* د .. سریع باید نقشه رو جم کنم .... قورتش میدم ... هاپ (صحیح😑😑) بلیز ؛ تو آزا.... چی تو دهنته ؟
(I 666میره سمت سطل شطل زباله و ادا د میاره و نقشه رو مخفیانه توف میکنه)
زیر لب میگه؛فک کنم دیگه به درد نمیخوره 😑😑 البته بیشترشو بلدم
هI666؛ بلیز داشتی چی میگفتی ؟
بلیز ؛ امم..چیز تو آزادی 😑😒
هI 666 ؛ چی !!😳😳
بلیز I 666 رو بیرون میاره ، i 666 دور نگهبانا میچرخه و وسایلشو میده به بلیز
بلیز؛ این همه چیز رو از کجا آوردی ؟ برام مهم نیست😳😑
بلیز I 666 رو برد تو جنگل .نگهبانا متوجه شدن I 666دستشون رو اون موقه بسته.
بلیز ؛ ببینم اسمت I 666؟
هI 666؛ آره البته اسم پروژه منه.
بلیز ؛ هممم پس اسم واقعی نیست...چطور صدات کنیم آیس ؟
هI 666؛ ممم...خوبه دیگه بهم بگو آیس
بلیز ؛ خوبه ....... رسیدم اینم از خونت دور از موبیوس
(خونه ای که بلیز میگه یه غاره که یه در و پنجره و تلوزیون مبل و ماکرفیر دما سنج داره )
آیس؛ این چیه؟
بلیز:خونته پس خدافظ هفته یه دیگه میام سر میزنم
(یک هفته بعد) بلیز میره خونه آیس و در میزنه ؛ منم بلیز
*الان میام (آیس درو باز میکنه بلیز میبینه کل غار یخ زده و دماسنج تا -۶۰۰ پایینه (حتی بیشتر ) بلیز دورش یه حاله آتیش درست میکنه میره تو زمین سیاهه(یخ سیاه خیلی لیزه ) و تلوزیون درست شده و چن تا مجسمه و لباس های زرهی آیس هستن
بلیز ؛ این مجسمه ها چیان
آیس؛ چن تاشون دزدن که اومدن و یخ زدن و چن تاشونو خودم ساختم
بلیز:صحیح😐
بلیز رفت. جا پاهاش یخا آب شده بود که آیس یکم ناراحت شد
آیس ؛ یکم برم بیرون بگردم
آیس میره بیرون ، هوا بارونی میشه و آیس میره تو یه خونه فکر میکر متروکس اما چن دقیقه بعد یه نفر میاد تو ؛ تو کی هستی ؟
آیس:من آیسم خودت کی هستی ؟
الکس ؛ من الکس، صاحب این خونه . تو کی هستی چرا اینجایی و داستانت چیه؟
(باهم حرف میزنن که خودش یه رمان باهم دوست میشن و آیس میره خونش و الکس بعد رمان بعدی که در باره میلاد میمیره ، آیس پیش الکس آموزش میبینه ، الکس یه نینجا بود )
داستان های افسانه ها
چه بلایی سر I_666 اومد ؟ #پیدایش_شیطان پارت ۹ فردا 🌇 اگ من؛ ببین من یه نقشه جدید دارم اینفینیت ؛ و
پارت ۱۰ هم میزارم
این رمانو میبندم پارت یکه همه ی رمان هارو میزارم
دوستان
ادمین نیاز داریم رمان بنویسه (البته ۵ تایی میخوام)
هفته ای دو تا پارت از رمانش بزاره(یه پارت هم بسه) و میتونه در روز دو تا بنر بزاره
@mhdi_man. آیدیم
https://eitaa.com/mucuyg. چنل
#حمله_زامبی_ها
پارت ۱
هاری برای انسان ؟
_______
تلویزیون ؛ دانشمندان در حال تحقیق رو ویروس هاری هستن ، جدیدا حیواناتی که مبتلا به هاری میشوند بعد یک مدت که میمیرند دوباره زنده میشن.
جو (پدر خوانواده)؛ وادا 😐
الکس(مادر خوانواده)تلوزیون رو خاموش میکنه ؛ این چرتو پرتا رو گوش نکن
جو ؛ باشه،قراره بریم خارج از شهر تعطیلات
الکس ؛ چه خوب
جک (پسر خوانواده ) ؛ نهههه ... اونجا بیابونه فقط
ماری (دختر خوانواده ) ؛ من با این پلشت موافقم
جو ؛ چییی؟! وسایلتونو جم کنید بریم
وسایلشونو جم میکنن و میرن سوار ماشین میشن_
خارح از شهر 🛣
جو ؛ یه آواز بخونید دلمون شاد شه
ماری ؛ چه خوب اینجا آنتن داره😁
جک ؛ آره الان تو تاپ لندم... ای ..🚦🚦🚦.. چیتر🤬🤬
الکس ؛ این چه حرفیه🤬🤬🤬
جک ؛ چیز .. ول کن
جو ؛ تربیت بچتو ببین
الکس ؛ عه حالا شد بچه من؟!
جو ؛ رسیدیم ... وایسا بزنم اخبار
اخبار فوری؛ ویروس هاری ای پخش شده که باعث وحشی شدن انسان میشه ، این ویروس از راه گاز گرفته شدن پخش میشه .... وایسا ... جیمی ... نه نه کمک .... (صدای جیغ و ناله) ... داره منو گاز .... واوو ..ووو(صدای زامبی)
ماری ؛ هههه (ترس) بیشتر مردم زامبی شدن 😱😱☠
جک ؛ وادا
الکس ؛ حالا چی😱
اخبار ؛ نیویورک امن نیست ؛ به شهر های خارج نیویورک برید امنه
جو ؛ باید بریم یه جای امن🫡🫡
((ادامه دارد))