مُحَلِّل
✴️ تار عنکبوت، پیجر، والفجر ۱۰ و وعده صادق 🔹 کسی نمیتواند منکر این حقیقت شود که ارتشهایِ کلاسیکِ
عملیات اراده قاطع و ریشهیابی فلسفی طرحریزیهای عملیاتی محور شر
اساساً ذهن انسان سه کارکرد اساسی دارد:
۱. تفکر
۲. تخیل
۳. توهم
اگر بر عملیاتهای دو سال اخیر حریف نگاهی عمیق بیندازیم، از عملیات پیجر تا نارنیا و اکنون ربایش مادورو، شاهدیم که شاهد اجرای نوعی از عملیاتهای خارقالعاده هستیم که اگر تا قبل از اجرا، طرح آن را به کسی بگویید، قطعا امکان تحقق آن را رد میکند. همچنین اجرای این عملیاتها شباهت زیادی به فیلمهای تخیلی هالیوودی و نتفلیکس دارد که گویی رنگ واقعیت به خود گرفته است. اگر این وضعیت را ریشهیابی کنیم، به نظر میرسد که دشمن سعی دارد تا در طراحی عملیاتهای خود از نوعی "تخیل مدیریت شده" استفاده کند؛ به عبارتی آنها یک سناریوی تخیلی را طرح کرده و سپس فرمولهای عقلانی و تحلیلی را جهت تحقق آن پیاده میکنند و سپس با نمایش خاص آن، به دنبال استحصال منافع خود هستند. این البته از ویژگیهای جنگ در عصر پست مدرن است که خود مبحث مفصلی میطلبد. این شیوهها البته تازگی ندارد و ذاتاً متعلق به مکتب جنگ نامتقارن است اما همانطور که قبلا طرح کردیم، شاهد یک چرخشی هستیم که در آن دشمن از عملیاتهای کلاسیک نظامی و امنیتی به سوی عدم تقارن حرکت کرده اما محور ما که ذاتاً در حوزه جنگ ناهمتراز صاحب سبک و ایده است، به سمت طراحیهای کلاسیک حرکت کرده و گاه دیده میشود که برخی مراکز مطالعاتی و تحقیقاتی ما به دنبال کسب ایده از آنها هستند؛ مثال بارز آن "جنگ شناختی، جنگ ترکیبی و عملیاتهای تاثیرمحور" است. اساس طرح جنگ شناختی، عملیات تاثیرمحور و جنگ ترکیبی در غرب با بررسی کیسهای مطالعاتی مجاهدین عراقی و افغانستان، حزبالله لبنان در جنگ ۳۳ روزه و ماجرای فتح کریمه ۲۰۱۴ توسط روسیه و نظریات ژنرال والری گراسیموف مطرح شد با این حال آنها با این مبنا، ادبیات نظری خود را در این زمینه توسعه داده و ما اکنون به دنبال کسب آن ادبیات هستیم! پس آیا میتوانیم تخیل مدیریت شده را وارد طرحریزی خود کنیم؟
@Muhallel
مُحَلِّل
عملیات اراده قاطع و ریشهیابی فلسفی طرحریزیهای عملیاتی محور شر اساساً ذهن انسان سه کارکرد اساسی د
یک مسئلهای که چندان به آن توجه نشده، ارتباط انصارالله یمن با عملیات ونزوئلا است. نباید فراموش کرد که نیروی دریایی ارتش آمریکا، اول در کارزار نگهبان سعادت(در دوره بایدن) و سپس در عملیات سوارکار خشن(در دوره ترامپ) با همراهی و کمک ائتلاف غربی(آسپیدس) از نیروهای یمنی شکست خوردند و این شکست باعث شد تا مباحث گستردهای در اندیشکدههای آمریکا و غرب پیرامون لزوم تغییر دکترین دریایی ایالات متحده خصوصا در برابر دشمنان نامتقارن خود همچون یمن صورت گیرد، تا جایی که مباحثی مانند عدم تاثیرگذاری ناوهای هواپیمابر و ... مطرح شد و البته این پیامدهای سیاسی و رسانهای برای هم بایدن و هم ترامپ به همراه داشت. از این رو، نیروی دریایی آمریکا بلافاصله از دریای سرخ به کارائیب تغییر مکان داده و در آنجا حداقل دو نکته جدید را در دستور کار قرار داد:
اول. پرهیز از نبرد فرسایشی و کلاسیک و تلاش برای ترکیب ابزارهای اطلاعاتی و نظامی جهت اجرای یک عملیات سریع و برقآسا.
دوم. طراحی یک کارزار عظیم رسانهای پس از اجرای عملیات جهت نمایش قدرت در سطح جهانی.
پس ما همچنان باید با سطح بالایی از واقعگرایی با مسائل برخورد کرده، نه مرعوب قدرت و نمایش آمریکا شویم و نه آن را دستکم بگیریم. بلکه ترکیب ایمان، شناخت(اطلاعات) دقیق از صحنه، و به کارگیری علم و تخصص، باطلالسحر هر طراحی آنها خواهد بود.
@Muhallel
همزمان با افزایش برخی تحرکات و تهدیدات مشکوک خارجی، در روز جاری شاهد کاهش کمی و کیفی ناآرامیها، هم به لحاظ تعداد شهرها خصوصا در کمربند زاگرس و هم به لحاظ تعداد نفرات تجمعکننده بودیم، به عبارتی نوعی عملیات لکهگیری در حال اجراست. بازگشایی کشور و برگشت مردم به کارها و فعالیتهای روزمره خود، سخنرانی روز گذشته رهبر معظم انقلاب، تصمیمات اقتصادی جدید دولت، افزایش قابل توجه افراد بازداشتی و نهایتاً حضور پیشگیرانه نیروهای حافظ امنیت در خیابان از عوامل این کاهش هستند. البته آنها نیز بیکار ننشسته و حتماً فعالیتهای خود را در روزهای آتی به شکلهای متنوع پیگیری کرده و طرح وارد کردن ضربات سخت از طرق سایبری یا تروریستی یا حتی نظامی را هم از راه دیگر ادامه خواهند داد، هر چند طراحی آنها خصوصا در حوزه نظامی برای نیروهای مسلح آشکار است. با این حال، در برخی شهرها، خصوصا در نوار غربی همچنان شاهد خشونتها و درگیریهای مسلحانه هستیم، در عبور از بافت خاص آن مناطق که حتی در مواقع و درگیریهای عادی، بسیاری از افراد مسلح بوده و شاهد کشتهها هستیم، اما رویکرد مسلحسازی اغتشاشگران به انواع سلاحها توسط سرویسهای متخاصم یک مسئله آشکارشده است و در همین جریان نیز بسیاری از انبارها، سرشبکههای توزیع و ... هدف قرار گرفتهاند با این حال حجم قابل توجهی نیز باقی مانده است.
@Muhallel
مُحَلِّل
همزمان با افزایش برخی تحرکات و تهدیدات مشکوک خارجی، در روز جاری شاهد کاهش کمی و کیفی ناآرامیها، هم
رصد تحرکات و پیامهای مشکوک کانالهای حریف نشان میدهد که یکی از طراحیهای جدی که در میزهای تصمیمسازی و تصمیمگیری دشمن بررسی شده، اجرای یک تکش غافلگیرانه موشکی (تاماهاوک) و هوایی علیه مراکز مهم تامین امنیت داخلی کشور همچون فراجا، بسیج، وزارت اطلاعات و ... جهت هموارسازی مسیر شبکه زمینگیر شده آشوب در ایران بوده است. در صورت اجرای این سناریو، احتمالاً دشمن تهران را در یک دو راهی تصمیم جهت پاسخ و تشدید تنش و اجرای سناریوی سوم حمله گسترده از سوی آنها و یا عدم پاسخ و شکست بازدارندگی قرار میدهد. طرح دیگر همان سناریوی سوم این متن است. به نظر اختلافاتی در دشمن پیرامون اولویت بندی و نحوه ترکیب بندی این دو سناریو وجود دارد.
@Muhallel
در حالی که به دلایل متعدد، شاهد فروکش کردن ناآرامیها در کشور بودیم، مشخصاً به دلیل افزایش شدید نرخ ارز و خوراکیهای اساسی باز هم منشاء اولیه اعتراضات یعنی بازار دچار تشنج شد و البته به همین دلایل جمعیت افراد حاضر در برخی تجمعات نیز صعودی شد. بسیاری عقیده دارند تصمیمات اقتصادی دولت که در ابتدا یک آرامش مقطعی کوتاه ایجاد کرد اما بزودی آثار سوء آن پدیدار شد، نبایستی در این زمان اجرا میشد. اما استدلال برخی دیگر این است که اگر فشار در همین زمان تخلیه شود بهتر است. با این حال مشخص است که در میان برخی مسئولین کشور یا اساساً تحلیلی از وقایع جاری وجود ندارد و یا تحلیل غلطی وجود دارد. مسئله اساسی ما این است که هر چقدر طول زمان ناآرامیها افزایش یابد، فرصت و بستر برای دخالت و اقدام خارجی بنا به دلایل متعدد بیشتر میشود؛ مشخصاً لابیهای ضدایرانی فشار زیادی به مقامات خارجی میآورند تا دست به حمایتهای نمادین بزنند زیرا محاسبه آنها این است که این بر داخل تاثیر دارد. مثال آن نیز عکس کلاه MIGA گراهام و ترامپ بود. باید این موضوع در میان همه درک شود که وضعیت تهدید خارجی مانند سالهای ۹۶ و ۹۸ و ۱۴۰۱ نیست. بیانیه دبیرخانه شورای دفاع نیز ناشی از این درک است.
@Muhallel
در شرایطی که فشار و تهدیدات دشمن بر جبهه ایران و لبنان همافزا شده است، سفر دکتر عراقچی به بیروت که میبایست خیلی زودتر انجام میشد، علاوه بر موضع حمایتی و دلگرمی برای شیعیان و حزب الله، پیامهای برجستهای به دشمن منتقل میکند. امیدواریم که این سفر حاوی دستاوردهای ملموس و عملی در جهت کاهش فشار بر حزبالله و حل برخی مشکلات باشد.
@Muhallel
مُحَلِّل
به نظر یکی از اشتباهات این است که ما وقایع اخیر در استانهای غربی کشور در کمربند زاگرس را با یک نگاه تک بعدی امنیتی یا سیاسی تحلیل کنیم. حقیقت این است که مناطق فوق پس از انقلاب اسلامی شاهد رشد عمرانی و زیرساختی زیادی بوده و قابل مقایسه با پیش از انقلاب نیست. با این حال علیرغم این رشد، اولاً فقر اقتصادی در میان مردم نسبت به نقاط مرکزی چشمگیر است و ثانیاً نوعی توسعه نامتوازن در ابعاد نرمافزاری و سختافزاری فرهنگی وجود دارد. به عبارتی در این مناطق تا حدی توسعه سخت افزاری فرهنگی صورت گرفته اما توسعه نرمافزاری همپای آن نبوده است که این عدم توازن ذاتاً نتیجهای جز تضاد و شورش ندارد. از سوی دیگر در این مناطق وفور سلاحهای سرد و گرم تقریبا به امری عادی تبدیل شده، نشان به آن نشان که حتی برخی درگیریهای طایفهای و محلی که اساساً ارتباطی با مسائل سیاسی و امنیتی ندارد نیز با خشونت و کشتههای متعدد همراه است. نهایتاً نزدیکی استانهای فوق به مرز و اتصال آنها به کردستان عراق و از سوی دیگر عدم ارتباط نزدیک نهادهای حافظ نظم و برخی ضعفهای کارکردی دیگر همچون بومی نبودن(در برخی موارد) و ...، مناطق فوق را به شدت مستعد خشونت سیاسی کرده و طبیعتاً بستر مناسبی را جهت کار سرویسهای متخاصم و البته هجوم هستههای اغتشاشگر فراهم میسازد. طبیعتاً هر یک از مناطق کشور، مشکلات بومی و خاص مربوط به خود را دارد که در تحلیل ناآرامیها علاوه بر مسائل اطلاعاتی و امنیتی، حتما باید آنها را در نظر گرفت.
@Muhallel
همانطور که در اخبار آمده، بزودی محمدرضا رئوفشیبانی به طور رسمی به عنوان سفیر کشورمان در بیروت معرفی خواهد شد.
من قبلا از وی در کانال به عنوان سفیر روزهای سخت منطقه یاد کردم جایی که او از سال ۸۵ و در دوره حساس جنگ ۳۳ روزه سفیر ایران در لبنان بود. از مهر ۹۰ و با آغاز بیداری اسلامی و تحولات سوریه تا سال ۹۶ که اوج رخدادهای سوریه بود، سفیر ایران در دمشق بود. وی از سال ۹۸ و ۹۹ سفیر و سفیر آکردیته ایران در تونس و لیبی بود که در سالهای ۹۹ و ۱۴۰۰ تحولات مهم سیاسی و نظامی در لیبی و تونس رخ داد. وی همچنین در زمان جنگ ۶۶ روزه نیز در لبنان سرپرست سفارت ایران در بیروت بود. مهارت و قاطعیت در مذاکره، برنامهمحوری و دانش نسبت به جبهه شامات از ویژگیهای کاری او است. در زمانه بالاترین تهدید علیه لبنان، پایان روند این انتصاب به معنای قرارگیری وی در معادله امنیتی جدید منطقه یعنی رویارویی آشکار و مستقیم با اشغالگر در همه جبههها بوده و میتواند سفارت را نیز از نقش دیپلماتیک سنتی خود فراتر برد.
@Muhallel
موضوع ربایش مادورو از دیدگاههای مختلفی تحلیل شده است. اما به نظر یک نقطه در سایه مانده و آن این است که هدف اطلاعاتی آمریکا از ربایش چیست؟ به عبارتی هر چند مواردی مانند نمایش قدرت، ضربه به حکومت مستقر و ... را میتوان جزو اهداف برشمرد اما احتمالاً یک هدف اطلاعاتی نیز در پشت این نقشه قرار دارد. توضیح آنکه به طور کلی کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا، زمین مناسبی جهت فعالیتهای مالی، اقتصادی و اطلاعاتی کشورهای مختلف هستند. حال کشورهایی همچون ایران و محور مقاومت، چین، روسیه و ... که تحت تحریم و فشار آمریکا قرار دارند، بیش از پیش تلاش میکنند تا از این ظرفیتها جهت دور زدن تحریمها استفاده کنند. بنابراین میتوان این هدف و یا در نگاه حداقلی، این نتیجه را فرض گرفت که آمریکا با ربایش مادورو به دنبال تکمیل بانک اطلاعاتی خود از فعالیت کشورهای متخاصم و رقیب خود در محیط ونزوئلا و آمریکای لاتین است.
@Muhallel
با گذشت زمان، دستگیری و اعترافات اغتشاشگران و تکمیل دادهها ابعاد جالبتری از طراحی خصمانه دشمن جهت به آشوب و ویرانی کشیدن کشور و البته برخی زمینهها که خود نتیجه اقدامات قبلی دشمن بوده روشن میشود. ابعادی که ان شاءالله پس از پایان به سلامت ماجرا می تواند موضوع بیانیههای تبیینی جامعه اطلاعاتی کشور باشد.
@Muhallel